ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - به سوى يك آخرالزّمان جعلى و مصنوعى
عنوان خويش عناصرى از همان تفكر را پنهان دارد. قابل ذكر است كه بابل در نگاه اساطيرى اين فرقه شبهمذهبى و اعتقادات يهوديان صهيونيست، تداعىگر شهرى است كه در قرون پيش از ميلاد حضرت مسيح (ع) در منطقه بينالنهرين واقع شده و اين ادعا است كه در آن قوم يهود توسط پادشاه ستمكارى به نام بختالنصر به بند كشيده شده بود. از همين لحاظ آزادى يهوديان از اسارت بختالنصر كه با رهايى بابل مقارن بود، اتفاقى خجسته برايشان محسوب مىشود. در عقايد امروز اوانجليستها و البته صهيونيستهاى يهودى، آزادى بابل (كه در واقع همان عراق كنونى محسوب مى شود) يا فتح آن به عنوان مقدمهاى بر جنگ آخرالزمان (آرمگدون) و ظهور يا بازگشت مسيح موعود به شمار مىآيد. (به همين دليل بود كه وقتى آمريكا بدون ادله و شواهد متقن به عراق لشكركشى كرد، عدهاى آن را پيش درآمد جنگ آرمگدون خواندند.) اينك فيلم تازه متيو كاسوويتس با عنوان بابل پس از ميلاد در واقع مىتواند روايتى از موقعيت و شرايط رسيدن به آخرالزمان به حساب آيد.
گفتم شاخهاى از پروتستانها كه به اوانجليستها معروف شدهاند و تقريباً يك چهارم تا يك سوم جمعيت آمريكاى كنونى (از جمله نئومحافظهكاران حاكم) را شامل مىشوند، بر اين باورند كه دنيا به سمت و سوى بازگشت مجدد حضرت مسيح (ع) پيش مىرود كه براى فراهم آوردن شرايط اين ظهور، برپايى دولت اسرائيل، بازسازى معبد سليمان بر خرابههاى مسجدالاقصى و تولد گوسالهاى سرخ موى (به علاوه شرايطى ديگر) ضرورى است. از همين روى، اين دسته از پروتستانها (كه بخش مكاشفات يوحنا كتاب مقدس را اساس پيشبينىهاى خود قرار مىدهند) بر برپايى رژيم اسرائيل و بقا و گسترش آن، تأكيد داشته و دارند. همين نقطه مشترك اوانجليستها و صهيونيستهاى يهودى كه در برپايى رژيم اسرائيل سهم اصلى را ايفا كردهاند، اين دو گروه را براى فراهم آوردن شرايط جنگ آخرالزمان همرأى و همنظر كرده است. خصوصاً كه صهيونيستهاى يهودى نيز ظاهراً در انتظار مسيح موردنظرشان هستند كه مشيا خوانده مىشود. (آنها اعتقاد ندارد كه حضرت عيسى مسيح (ع) همان مسيح موعود بوده است.)
در ماه جولاى ٢٠٠٦ يكى از مشهورترين رهبران مسيحى انجيلى در واشنگتن يك سازمان تحت عنوان مسيحيان متحد در دفاع از اسرائيل بنياد نهاد كه هدف آن حمايت گسترده از اسرائيل و تقويت لابى آن كشور در آمريكا اعلام شد.
كشيش جان هگى بنيانگذار اين سازمان گفت كه سازمان او به زودى از ايپك(AIPAC) يعنى كميته روابط آمريكا و اسرائيل، نهاد اصلى در لابى طرفدار اسرائيل، قوىتر خواهد شد. برخلاف ايپك و نهادهاى مشابه، مسيحيان انجيلى براى حمايت از اسرائيل دلايل مذهبى دارند.
جف وينتروب استاد دانشگاه پنسيلوانيا مىگويد: «آنها فكر مىكنند كه خلق دوباره اسرائيل متحقق شدن آن چيزى است كه انجيل بشارتش را داده است. بنابراين از نظر آنها خداوند در آن چيزى كه قصد طرحريزى آن را دارد، موجوديت اسرائيل را هم گنجانده و به همين دليل اسرائيل بايد از جانب مسيحيان حمايت شود».
وب سايت فارسى بىبىسى در تاريخ ٢٤ اوت ٢٠٠٦ در مطلبى زير عنوان «نقش مسيحيان و كليساى انجيلى آمريكا در لابى اسرائيل» نوشت: «مسيحيان انجيلى در سالهاى اخير در آمريكا صاحب نفوذ زيادى شدهاند و هنوز هم روز به روز بر قدرت آنها افزوده مىشود. گرى سيك، عضو پيشين شوراى امنيت ملى آمريكا مىگويد كه زمانى مسيحيان جاى چندانى در لابى اسرائيل نداشتند. امّا اكنون وضع متفاوت است. به گفته وى در سالهاى پيش شركت مسيحيان بنيادگرا در لابى اسرائيل نامتناسب به نظر مىآمد، ولى امروزه چنين نيست. آمدن هزاران مسيحى زير نظر آقاى هگى به واشنگتن براى حمايت از اسرائيل يك پديده جديد است. ايپك هزاران عضو و طرفدار دارد، امّا مسيحيان بنيادگرا در آمريكا را با رقم ميليونها بايد سنجيد. به اين ترتيب عامل جديد قدرتمندى وارد لابى اسرائيل شده است ...»
بيلى گراهام از رهبران و كشيشان معتبر انجيلى يا اوانجليست (كه سالها كشيش مخصوص كاخ سفيد و برگزار كننده مراسم تحليف رؤساى جمهورى آمريكا بود) در سال ١٩٧٠ هشدار داد كه جهان اكنون به سرعت به سوى جنگ آخرالزمان و آرمگدون خود نزديك مىشود.
او مىگويد: «اكنون بسيارى از مردم مىپرسند، اين جنگ آخرالزمان در كجاست؟ ما چه اندازه به آن نزديكيم؟ محل اين جنگ در غرب رود اردن است، در دشت جرزال، ميان جليله و سامريه ...»
هال لندسى، از ديگر رهبران اوانجليست در كتاب معروف خود به نام «زمين، سياره بزرگ مرحوم» مىنويسد: «نسلى كه از ١٩٤٨ (يعنى از زمان تشكيل دولت اسرائيل) به اين سو به دنيا آمده است، شاهد عينى دومين ظهور مسيح خواهد بود. امّا پيش از آن رويداد، ما بايد هم جنگ يأجوج و مأجوج را ببينيم و هم نبرد هارمجدون (يا آرمگدون). كشتار همهسوزى بدينگونه آغاز خواهد شد ...»
او همچنين در كتاب دنياى نوينى فرا مىرسد مىنويسد: «فكرش را بكنيد، دست كم ٢٠٠ ميليون سرباز از مشرق زمين با ميليونها سرباز بيشتر از مغرب زمين، در زير رهبرى دجال (آنتىكرايست يا ضدّ مسيح) متحد مىشوند. عيسى مسيح نخست كسانى را كه شهر او، اورشليم را غارت كردهاند، تار و مار خواهد كرد؛ سپس ارتشهايى را كه در دره مجدّو يا هارمجدون جمع شدهاند، به هلاكت خواهد رسانيد. تعجبى ندارد اگر تا فاصله ٢٠٠