ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - عريضه نوشتن صدقِ محض است
آقا نمىآيد، ما به خدمت آقا مىرويم
ما ظاهراً مىگوييم «آقا مىآيد» ولى در حقيقت ما [هستيم كه] به خدمت حضرت مىرويم. ما به پشت ديوار دنيا رفتيم و گم شديم. بايد از پشت ديوار دنيا بيرون بياييم تا ببينيم كه حضرت از همان ابتدا حاضر بودهاند.[١]
ما مثل بچّهاى هستيم كه پدرش دست او را گرفته تا به جايى ببرد و در طول مسير از بازارى عبور مىكند. بچّه جلب ويترين مغازهها مىشود و دست پدر را رها مىكند و در بازار گم مىشود. وقتى متوجّه مىشود كه ديگر پدر را نمىبيند، گمان مىكند پدرش گم شده است، در حالى كه در واقع خودش گم شده است. انبيا و اوليا پدران خلقاند و دست خلايق را مىگيرند تا آنها را به سلامت از بازار دنيا عبور دهند. غالبِ خلايق طالب متاعهاى دنيا شده، دست پدر را رها كرده و در بازار دنيا گم شدهاند. امام زمان (ع) گم و غايب نشده است، ما گم و محجوب شدهايم.[٢]
امام زمان (ع) مصلح است
[امام عصر (ع)] مصلح است. او صلح دهنده مخلوق با خالق است. انشاءالله همه شما از بركت وجود امام زمان (عج) مصلح باشيد و خودتان را در خلق نشان دهيد و بگوييد ما با خدا صلح كرديم.[٣] اصلاح، صلح با خداست، براى آنكه عالَم، صلح كل شود و جنگها بخوابد اوّل بايد جنگ آدم با خدا بخوابد. يعنى دعوا نداشته باشيم، طلبكار نباشيم. وقتى كه اين جنگ خوابيد صلح است. امام [زمان (ع)] مصلح است. اينكه مىگوييم مصلح بيايد، براى اين است كه بين ما و خدا صلح بدهد[٤]. خواجه حافظ مىگويد:
|
شكر ايزد كه ميان من و او صلح افتاد |
قدسيان رقص كنان ساغر شكرانه زدند |