ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - زندگى سرخ، انتظار سبز
دارند، جز خود خدا و ولى خدا و جز رضايت او، هيچ مقصدى ندارند.
اين امر، شدنى است كه انسان به جايى برسد كه جز رضاى خدا و ولى خدا را نخواهد و در سخت ترين امتحانها فقط رضاى ولى خدا را بخواهد. يعنى اين طور نيست كه تا آخر كار انسان سير حب نفس باشد و تا آخرين مرحله انسان خودش را دوست داشته باشد و خودش را بخواهد. اين براى قدمهاى اول است اما در قدمهاى بعد براى كسى كه حركت مىكند فطرت شكوفا مىشود، حب الله غالب بر وجود انسان مىشود. انسان خدا را دوست دارد و خودش را هم به خاطر محبّت به خدا دوست دارد. از همين رو، كسانى را كه از او در نزد خدا محبوبترند واقعاً از خودش بيشتر دوست مىدارد. ميدان جهاد در راه خدا انسان را به جايى مىرساند كه جز به ولى خدا و خداى خود، به چيزى نمىانديشد.
ميدان جهاد انسانها را سالك مىكند، قلبها را آماده مىكند و جريان باطل را نابود مىكند.
در درگيرىهايى كه اتفاق مىافتد، اثر اين درگيرى و اثر اين بلاء در هر دو جهت؛ هم در تهذيب نفوس، هم در دفع باطل متفاوت است. يعنى اينگونه نيست كه اثر شهادت يكسان و يكنواخت باشد. ظرفيت اثر اين شهادت در راه خدا به اندازه عظمت خود آن عمل در دستگاه خداى متعال است و عظمت عمل را در دستگاه خداى متعال با ترازوهاى ظاهرى نمىشود اندازه گرفت.
يك انسان محجوب ممكن است وقتى صحنه عاشورا را مىبيند به نظرش بيايد كه جنگى است كوچك كه در طول يك روز به پايان رسيده و ممكن است به نظرش بيايد كه بزرگتر از اين جنگ در عالم خيلى زياد بوده است. ولى حقيقت چيز ديگرى است. بعد حقيقى عمل و جنبه باطنى آن چيز ديگرى است و آثار عمل به اندازه آن حقيقت باطنى و عظمت باطنى آن است. همه عبادتهايى كه اعضا و جوارح مؤمن دارند شعاع عبادت روح ولى خداست. همه عباداتى كه انبيا و اوليا از مؤمنين انجام مىدهند، جلوه عبادت امير المؤمنين (ع) است.
ظرفيت اخلاص نبى اكرم (ص) به اندازه ظرفيت وجودى خود حضرت است. به عبادت پيامبر و ائمه (ع) است كه همه عالم عبادت مىكنند شعاع عبادت آنهاست كه در عبادت مؤمنين ظهور پيدا مىكند و به شفاعت عبادت آنها عبادت در عالم واقع مىشود.
اگر عبادت آنها نباشد هيچ عبادتى در عالم واقع نمىشود. پس ظرفيت آن و اثر گذارى آن متناسب با عظمت آن است و عظمت حادثه عاشورا به اندازه عظمت خود سيد الشهداء است. به همين دليل آثار و بركات عاشورا هم در احياى معنويت در ايجاد محبت نسبت به خداى متعال، در تصفيه جبهه حق، در درگيرى جبهه باطل و نابودى آن به اندازه عظمت عاشورا است. عاشورا نقطه كانونى شهادت است و سيدالشهدا حقيقتاً سيد الشهدا است.
هيچ شهادتى با شهادت سيد الشهدا قابل مقايسه نيست؛ از هيچ نظر. هيچ كجا به اين اندازه، با اين لطافت و اخلاص شهادتى اتفاق نيفتاده است شهادت سيدالشهدا داراى روح وفاى بالله، رضا به قضاى الله و ايمان به خداى متعال است. تمام دستگاه ابليس نتوانسته كوچكترين نقطه ضعفى از سيد الشهدا در اين ميدان بگيرد. يك ترك اولى از سيد الشهدا (ع) سرنزده است، با اينكه ابليس تمام توان خودش را جمع كرده بود كه يك ترك اولى از سيد الشهدا بگيرد اين جنبه باطنى عاشورا است. لذا آن روح حياتى كه به وسيله عاشورا در همه عالم دميده مىشود قابل مقايسه با بقيه شهادتها نيست.
كانون جوشش حيات و معنويت است. حضرت همه چيز و همه هستى خود را در راه خدا داده است. و در نهايت در گودى قتلگاه مىفرمايند: «رضاً بقضائك، تسليماً لأمرك، لا معبود سواك يا غياث المستغيثين».
و چنين عبادتى محال است. اگر اين بار عظيم را روى دوش همه خلقت غير از چهارده معصوم (ع) مىگذاشتند كمر خم مىكردند، زيرا ظرفيت اين عبادت نيست.
اين حادثه اى كه ملكوت عالم را به هم ريخته، صاحب اين بلاء از همه آرامتر است، و اهل بيت ايشان و اصحابشان هم به طبع جان آرام مولايشان آرام هستند، هيچ زبان اعتراضى و گلايه اى در هيچ جا ديده نمىشود. اين كار حضرت است. حضرت آنها را تربيت و آماده كردند و اين گونه است كه حضرت زينب (س) مىفرمايند: «ما رأيت إلّا جميلًا».
جريان درگيرى امام زمان (عج) با جبهه باطل همان جريان عاشورا است و در واقع ادامه همان جريان است. يكى از مشكل ترين امتحانهاى شيعه همين است كه گاهى خيلىها ممكن است در عصر غيبت حضرت، همراهى ولى خدا را داشته باشند اما در عصر غلبه نداشته باشند. يعنى حاضر باشند در عصر ولى خدا كشته بشوند اما حاضر نباشند كه بكشند.
آن چيزى كه شيعه را براى همراهى امام عصر (عج) آماده مىكند، همين است. حضرت (ع) بعد از اتمام حجتها، گفتوگو و اتمام حجت، نفوس آماده را هدايت مىكند، اما بر نفوسى كه مىخواهند پاى باطل مىخواهند بايستند و با اتمام حجت كنار نمىآيند سخت مىگيرند. مگر حجت بر فرعون تمام نشد؟ مگر اميرالمؤمنين (ع) با خوارج اتمام حجت نكردند؟ اگر دستگاه باطل با اتمام حجت كنار نيامد ديگر حضرت رحم نمىكنند و انتقام مىگيرند و مهمترين انتقام، انتقام خون سيدالشهدا است. ظرفيت مصيبت و خون سيد الشهداء ظرفيتى است كه همه نفوس مستعد را براى تولّى وتبرّى آماده مىكند.
ادامه دارد.
پىنوشتها:
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٥٤.
(٢). سوره كهف (١٨)، آيه ٧.
[٣]. سوره انبيا (٢١)، آيه ١٦.