ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
عهد فاستوس و انسان امروز
٢ ص
(٤)
1 دروازه طلب و اراده
٣ ص
(٥)
2 دروازه ارتباط و نسبت
٣ ص
(٦)
3 دروازه سقوط و نگون بختى
٣ ص
(٧)
از ميان خبرها
٤ ص
(٨)
اوباما؛ اولين رئيس جمهور يهودى آمريكا!
٤ ص
(٩)
اصل و نسب يهودى آل سعود
٤ ص
(١٠)
رصد وبلاگ هاى ايرانى در وزارت خارجه آمريكا
٤ ص
(١١)
تمرين حمله به ايران توسط اسرائيلى ها
٤ ص
(١٢)
ظهور دوباره اشياى نورانى در آسمان جنوب
٤ ص
(١٣)
افزايش 300 درصدى سوء رفتار نسبت به مسلمانان آمريكا
٤ ص
(١٤)
اسلام، مسلمين و اينترنت در فهرست ضديهود
٥ ص
(١٥)
سربازان آمريكايى، بخشى از نبرد ايدئولوژيك
٥ ص
(١٦)
فعاليت هاى زيرزمينى بهائيان
٥ ص
(١٧)
پشت پرده سايت هاى مستهجن در ايران
٥ ص
(١٨)
آخرالزمان، دوره پايانى دنيا
٦ ص
(١٩)
1 معنا و مفهوم آخرالزمان
٦ ص
(٢٠)
2 نشانه هاى آخرالزمان
٧ ص
(٢١)
3 اميدهاى آخرالزمان
٩ ص
(٢٢)
اشعار محرمى
١١ ص
(٢٣)
خون بهاى عشق
١١ ص
(٢٤)
باز مى خواند كسى در شيهه اسبان مرا
١١ ص
(٢٥)
هميشه مهدى موعود در كنار من است
١١ ص
(٢٦)
راه رهايى از فتنه هاى آخرالزمان
١٢ ص
(٢٧)
منتظران و ناهنجارى هاى آخرالزمان
١٦ ص
(٢٨)
ستيز با ناهنجارى هاى جامعه موجود
١٦ ص
(٢٩)
كنترل اجتماعى بر ناهنجارى هاى اجتماعى
١٦ ص
(٣٠)
اصلاح اجتماعى جامعه منتظر
١٧ ص
(٣١)
آسيب شناسى مردم آخرالزمان
١٨ ص
(٣٢)
آسيب هاى عمومى مردمان آخرالزمان
١٩ ص
(٣٣)
آسيب هاى مردان آخرالزمان
١٩ ص
(٣٤)
آسيب هاى زنان آخرالزمان
١٩ ص
(٣٥)
آسيب هاى مربوط به اقشار مختلف اهل آخرالزمان
٢٠ ص
(٣٦)
1 حاكمان و فرمانروايان
٢٠ ص
(٣٧)
2 دانشمندان و عالمان جهان اسلام و تعامل مردم با آنان
٢٠ ص
(٣٨)
3 قاريان قرآن و عوام متدين عبادت پيشه
٢١ ص
(٣٩)
4 قاضيان
٢١ ص
(٤٠)
5 مديران و كارمندان نهادهاى اجتماعى
٢١ ص
(٤١)
6 سرمايه داران و ثروتمندان
٢٢ ص
(٤٢)
7 كسبه، فروشندگان و خريداران
٢٢ ص
(٤٣)
به سوى يك آخرالزّمان جعلى و مصنوعى
٢٣ ص
(٤٤)
ميهمان ماه
٣٠ ص
(٤٥)
غزل شاد
٣١ ص
(٤٦)
ابر دعا
٣١ ص
(٤٧)
خورشيد حجاز
٣١ ص
(٤٨)
سبد راز
٣١ ص
(٤٩)
اميد آسمانى
٣١ ص
(٥٠)
شعر و ادب
٣٢ ص
(٥١)
سفر به آفتاب
٣٢ ص
(٥٢)
تغزّل خونين
٣٢ ص
(٥٣)
در معبد آزادگى
٣٢ ص
(٥٤)
تعليم زيارت عاشورا
٣٣ ص
(٥٥)
صلح
٣٤ ص
(٥٦)
شب آبستن است
٣٦ ص
(٥٧)
انتظار
٣٧ ص
(٥٨)
اقسام منتظر
٣٧ ص
(٥٩)
آقا نمى آيد، ما به خدمت آقا مى رويم
٣٨ ص
(٦٠)
امام زمان (ع) مصلح است
٣٨ ص
(٦١)
ياد ولى خدا قوّت مى بخشد
٣٨ ص
(٦٢)
عريضه نوشتن صدقِ محض است
٣٨ ص
(٦٣)
تكذيب مدّعى رؤيت
٣٩ ص
(٦٤)
زندگى سرخ، انتظار سبز
٤٠ ص
(٦٥)
درآمدى بر تربيت نسل منتظر
٤٣ ص
(٦٦)
3 صبر و سعه صدر
٤٣ ص
(٦٧)
انواع صبر
٤٤ ص
(٦٨)
كودك آزارى
٤٤ ص
(٦٩)
1 فاصله سنى والدين با فرزندان
٤٤ ص
(٧٠)
2 داشتن فرزندان بيش فعال
٤٤ ص
(٧١)
نشانه هاى بيش فعالى و كمبود توجه
٤٤ ص
(٧٢)
چه عواملى باعث بروز اين بيمارى مى گردد؟
٤٤ ص
(٧٣)
3 مشاجره و دعواى خواهران و برادران
٤٥ ص
(٧٤)
علل دعواى بچه ها
٤٥ ص
(٧٥)
4 يادگيرى درس فرزندان
٤٥ ص
(٧٦)
5 داشتن فرزندان معلول جسمى يا ذهنى
٤٥ ص
(٧٧)
تبليغات و كودكان
٤٦ ص
(٧٨)
تصوير مسلمانان و اعراب در كتاب هاى درسى غرب
٤٨ ص
(٧٩)
2 تصوير مسلمانان و اعراب در كتاب هاى درسى آمريكا
٤٨ ص
(٨٠)
بُعد اسلامى
٤٨ ص
(٨١)
جايگاه دين اسلام در بين اديان جهان
٤٨ ص
(٨٢)
جهاد در اسلام
٤٨ ص
(٨٣)
آزادى زنان در اسلام
٤٩ ص
(٨٤)
بُعد قومى
٥١ ص
(٨٥)
بُعد اجتماعى
٥١ ص
(٨٦)
تصوير زنان عرب
٥٢ ص
(٨٧)
تمدن اسلامى
٥٢ ص
(٨٨)
شخصيت عربى- اسلامى
٥٢ ص
(٨٩)
جمع بندى و نتيجه گيرى
٥٣ ص
(٩٠)
گروش زرتشتيان به بهايى گرى
٥٤ ص
(٩١)
بهايى گرى و تروريسم
٥٥ ص
(٩٢)
قتل و خشونت
٥٥ ص
(٩٣)
مدعيان دورغين
٥٨ ص
(٩٤)
مدعى مهدويت در مصر (2003 م)
٥٨ ص
(٩٥)
روشنى چشم
٦١ ص
(٩٦)
پرسش شما پاسخ موعود
٦٢ ص
(٩٧)
ظهور و پر شدن جهان از ظلم و جور
٦٢ ص
(٩٨)
الف) اصل وجود اين روايات
٦٢ ص
(٩٩)
ب) مفهوم «پر شدن جهان از ستم»
٦٢ ص
(١٠٠)
ج) توصيفى يا تكليفى بودن بيان اين روايات
٦٢ ص
(١٠١)
د) تكليف مردم در برابر ستم ها و تباهى ها
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - قتل و خشونت

و فريب زنان ساده به كارهاى ناهنجارى همه با دست اين گروه است كه از نام يهودى گريزان و به بهايى‌گرى سرافرازند».[١]

صبحى نمونه‌اى از دغل‌كارى‌ها را چنين شرح مى‌دهد:

«چند سال پيش به هر نيرنگى بود يك جهود هبانى را به نام عزيز نويدى در دادگاه ارتش آوردند. آنگاه براى زمين‌هاى قلعه‌مرغى، كه در دست هواپيمايى بود، دادمند تراشيدند و نيرنگ‌ها به كار بردند تا بيست ميليون از كيسه ارتش بيرون كشيدند و به دست چند تن بهايى دادند كه براى شوقى [رهبر فرقه بهايى‌] بفرستد».[٢]

بهايى‌گرى و تروريسم‌

آيتى از نظر قساوت و شجاعت بهاييان را مشابه با يزيديان كردستان مى‌داند و خلق و خوى ايشان را چنين توصيف مى‌كند:

«داراى اخلاقى خشن بوده، سخت‌دل و كينه‌جو ولى متظاهر به مهر و محبت و نيز در شجاعت ايشان گفت‌وگو رفته. اغلب بر آنند كه از اين سجيه پسنديده محرومند به قسمى كه تا مقاومت نديده‌اند نهايت پردلى را اظهار مى‌دارند ولى به محض اينكه به مقاومتى برخوردند ميدان خالى كرده، عقب‌نشينى مى‌كنند».[٣]

اين قساوت را از اوّلين روزهاى پيدايش بابى‌گرى در ميان اعضاى اين فرقه مى‌توان ديد. به نوشته فريدون آدميت، بابى‌ها در جريان شورش‌هاى خود در دوران ناصرى، با مردم و نيروهاى دولتى رفتارى سبعانه داشتند و «اسيران جنگى» را «دست و پا مى‌بريدند و به آتش مى‌سوختند»[٤] اين قساوت و سبعيت را در ماجراى قتل شهيد ثالث (حاج ملامحمدتقى برغانى، ١٧ ذيقعدة ١٢٦٣ ق.)، عمو و پدر همسر قرت العين، نيز به روشنى مى‌توان مشاهده كرد.

فريدون آدميت بساط «ميرزا حسينعلى» (بهاء) را از روز نخست مبتنى بر «دستگاه ميرغضبى و آدم‌كشى» مى‌داند.[٥] در واقع از نخستين روزهاى فعاليت فرقه بهايى مجموعه‌اى از قتل‌ها آغاز شد كه اسرار برخى از آنها تاكنون روشن نشده و در برخى موارد نقش بهاييان در آن كاملًا به اثبات رسيده است. اين قتل‌ها را به پنج گروه مى‌توان تقسيم كرد: اوّل، قتل‌هاى سياسى؛ دوم، قتل برخى شخصيت‌هاى مسلمان كه تداوم حيات ايشان براى بهاييت مضر بود؛ سوم، قتل بابيان مخالف دستگاه ميرزاحسينعلى نورى (به‌طور عمده ازلى‌ها)؛ چهارم، قتل بهاييانى كه از برخى اسرار مطلع بودند يا به دلايلى تداوم حيات ايشان مصلحت نبود؛ پنجم، قتل بنا به اغراض شخصى سران فرقه بهايى.

قتل و خشونت‌

يكى از اوّلين قتل‌هاى سران بهاييت قتل ميرزا اسدالله ديان است. ميرزا اسدالله ديان‌[٦] كاتب بيان و ساير مكتوبات على محمد باب و از بابيان «حروف حى» بود و بسيارى از اسرار پيدايش بابى‌گرى را مى‌دانست. او به دستور ميرزا حسينعلى بهاء به قتل رسيد. ميرزا آقاخان كرمانى (بابى ازلى و داماد ميرزايحيى صبح ازل) مى‌نويسد: «ميرزا حسينعلى چون ميرزا اسدالله ديان را مخل خود يافت، ميرزا محمد مازندرانى پيش‌خدمت خود را فرستاده او را مقتول ساخت».[٧] اين شيوه پدر را عباس افندى نيز ادامه داد. آيتى مى‌نويسد: «عباس افندى اين رويه را دائماً تعقيب داشت؛ يعنى مخالف علنى خود را در بساط محرم و مجرم شده و اسرار را شناخته و به كشف آن پرداخته بود مى‌كوشيد براى افنا و اعدامش».[٨]

ادوارد براون، استاد دانشگاه كمبريج، به فردى به نام نصير بغدادى معروف به مشهدى عباس (ساكن بيروت) اشاره مى‌كند كه آدمكش حرفه‌اى و مزدور ميرزا حسينعلى بها و عباس افندى بود و به دستور ايشان چند نفر را كشت از جمله ملا رجبعلى قهير، برادر زن على محمد باب را كه از برخى اسرار پيدايش بابى‌گرى مطلع بود. براون، همچنين به فعاليت‌هاى تبليغى سه بابى ازلى در عكا اشاره مى‌كند و مى‌نويسد بهاييان عكا تصميم گرفتند ايشان را از ميان بردارند. آنان ابتدا خواستند اين مأموريت را به نصير بغدادى محول كنند ولى بعد منصرف شدند؛ زيرا احضار نصير از بيروت ممكن بود راز قتل را آشكار كند. لذا، در ١٢ ذيقعده ١٢٨٨ ق. هفت نفر از بهاييان به خانه افراد فوق در عكا ريختند و سيد محمد اصفهانى، آقاجان كج‌كلاه و ميرزا رضاقلى تفرشى را كشتند. حكومت عكا بها و پسرانش، عباس و محمدعلى افندى و ميرزا محمدقلى، برادر بها و تمامى بهاييان عكا، از جمله قاتلان، را دستگير كرد. بها و پسران و خويشانش شش روز زندانى بودند، سپس قاتلانش‌