ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - روشنى چشم
«من مىدانستم كه شما مىآييد».
در اداره پليس و هنگام نوشتن گزارش دستگيرى عاطف، او تلاش مىكرد سرگرد نبيل عيسى مأمور پليس العطارين و بازرسان پليس را اقناع كند كه به سخنان او ايمان بياورند و با كمال اطمينان مىگفت: آنها پس از شنيدن سخنان او و آشنايى با افكار و عقايدش، به جرگه مريدان او خواهند پيوست و مىگفت: امّا بايد دانست كه حقايق به تدريج آشكار خواهند شد. پس از آن مادر عاطف، اسناد و برگههايى ارائه داد كه اثبات مىكرد او يك بيمار روانى است و در گذشته براى درمان در بيمارستان روانپزشكى بسترى بوده و گاهى اوقات به گونهاى مىشود كه گمان مىكند چيزهايى مىبيند يا مىشنود كه حقيقتى ندارند و اين مسئله در علم روانشناسى به توهّمهاى شنوايى و بينايى معروف است. پس از آن، دستور بازداشت عاطف براى انجام تحقيقات و بازجويىهاى بيشتر صادر شد.
پىنوشتها:
[١]. در اين نوع ازدواج مرد و زن با نوشتن سندى در دو نسخه و با حضور دو شاهد در قبال پرداخت وجهى از طرف مرد به زن بدون حضور اوليا به صورت پنهانى به عقد هم در مىآيند و اين ازدواج در جايى ثبت مىشود.
[٢]. طلاق بنا به درخواست زن كه بايد مبلغى بپردازد.
روشنى چشم
دكتر محمد هادى امينى فرزند مرحوم علامه امينى (ره) مىنويسد: پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم علامه امينى (ره)، شب جمعهاى قبل از اذان صبح، وى را در خواب ديدم و او را شاداب و خرسند يافتم ... جلو رفتم و پس از سلام و دستبوسى عرض كردم: پدر جان در آنجا چه عملى باعث سعادت و نجات شما گرديد؟ فرمود: چه مىگويى؟
مجدداً عرض كردم: آقا جان! در آنجا كه اقامت داريد، كدام عمل موجب نجات شما شد؛ كتاب الغدير ... يا ساير تأليفات ... يا تأسيس، بنياد و كتابخانه اميرالمؤمنين (ع)؟ پاسخ دادند نمىدانم چه مىگويى، قدرى واضحتر و روشنتر بگو. گفتم: آقاجان! شما اكنون از ميان ما رفته و رخت بربستهايد و به جهان ديگر منتقل شدهايد؛ در آنجا كه هستيد، كدامين عمل باعث نجات شما گرديد، از ميان صدها خدمات و كارهاى بزرگ علمى و دينى و مذهبى؟ مرحوم علامه امينى ... درنگ و تأملى نمودند. سپس فرمودند: «فقط زيارت ابى عبدالله الحسين (ع)». عرض كردم: شما مىدانيد اكنون روابط بين ايران و عراق تيره و تار است و راه كربلا بسته، چه كنم؟[١] فرمود: «در مجالس و محافلى كه جهت عزادارى امام حسين (ع) برپا مىشود شركت كن، ثواب زيارت امام حسين (ع) را به تو مىدهند».
سپس فرمودند: «پسرجان! در گذشته بارها تو را يادآور ساختم و اكنون به تو توصيه مىكنم كه زيارت عاشورا را هيچ وقت و به هيچ عنوان ترك و فراموش مكن. مرتباً زيارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظيفه بدان. اين زيارت داراى آثار، بركات و فوايد بسيارى است كه موجب نجات و سعادتمندى در دنيا و آخرت تو مىباشد ... و اميد دعا دارم». فرزند آن مرحوم مىنويسد: علامه امينى با كثرت مشاغل؛ تأليف، مطالعه و رسيدگى به ساختمان كتابخانه اميرالمؤمنين (ع) در نجف اشرف، به خواندن زيارت عاشورا مواظبت كامل داشتند و سفارش به زيارت عاشورا مىنمودند و بدين جهت خودم حدود سى سال است مداومت به زيارت عاشورا دارم.
پىنوشت:
\* زيارت عاشورا و آثار شگفت، ص ٥١.
[١]. اين رؤيا مربوط به زمان حاكميت صدام يعنى در عراق است.