ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - مدعى مهدويت در مصر (٢٠٠٣ م)
هنگامى كه از اين مدعى سؤال شد: چگونه صفات و ويژگىهاى حضرت مهدى منتظر با او تطابق دارد در حالى كه او يك بيمار روانى است و در گذشته براى درمان به بيمارستان روانى رفته، از مواد مخدر استفاده مىكند و اطلاعات دينى او هم بسيار ناچيز است و تنها سورههاى كوتاه قرآن را از بر دارد، در پاسخ گفت: به خدا سوگند، وحى مرا برگزيد و مهدى منتظر هم شخصى عادى است و معجزه هم اينجاست. وحى شرط نكرده كه مهدى منتظر مدرك دكترا داشته باشد يا بسيار زيباروى و بىعيب باشد. او با شور و هيجان خاصى مىافزايد تمام رويدادهايى كه اكنون در حال روى دادن است از جمله نشانههاى قيامت است. ظهور بوش و شارون با اين اعمال و رفتار وحشيانه و غير انسانى و با اين طغيان، مسئله شبيه سازى موجودات و دخالت كردن در نظام جهانى كه خداوند آن را آفريده همگى از نشانههاى آن روز بزرگ است حال شما چرا تا اين اندازه بر مهدى بودن من عيب مىگيريد ... من همان كسى هستم كه خداوند او را برگزيده تا مسيح دروغين را به قتل برساند. البته من هنو ز نمىدانم او را با شمشير خواهم كشت يا با مسلسل و توپ، شايد با نوعى ديگر از سلاحها او را بكشم حتى ممكن است او هنوز ظهور نكرده باشد و بعيد نيست كه آن گونه كه آمريكا مىگويد او با سلاحهاى كشتار جمعى كشته شود!!
«مذهب او و خوانندگان» آن گونه كه اين مدعى مىگويد: هنر نيز در مسئله مهدويّت نقش زيادى دارد. چرا كه نه، زيرا عاطف هم از اهالى «كوم الدكه» زادگاه سيد درويش نه مطربان و خوانندگان مشهور است. عاطف مىگويد هنر حرام نيست او مردم را تشويق مىكند به عقايد و باورهاى او و گفتههاى او ايمان بياورند و افكار و عقايد او را سر لوحه زندگى خويش قرار دهند. عاطف، شعبان عبدالرحيم، يكى از مطربان و خوانندگان مشهور را برگزيد تا مبلغ مذاهب او باشد. عاطف در پى اين بود كه با او ديدارى داشته باشد و او را قانع كند كه افكار و عقايدش را بپذيرد. هنگامى كه از او سؤال شد چرا از بين اين همه خواننده شعبان عبدالرحيم را برگزيدهاى؟ در پاسخ گفت: زيرا او مطربى ثروتمند است و من از او و كارهايش خوشم مىآيد. او به طبقه كارگرو صنعتگر جامعه تعلق دارد و من هم جزء اين طبقه بوده ام. علاوه بر اين او محبوبيّت زيادى در بين مردم دارد و بسيار راحتتر مىتواند افكار و عقايد مرا به گوش مردم برساند.
شكل و قيافه مهم نيست: هنگامى كه عاطف از سر گرد محمد غازى، پيش بازرسى و تحقيق العطاريين در خواست ماشين ريشتراش و وسايل آرايشگرى كرد، از او سؤال شد كه چرا لباسهايى نمىپوشد كه با شخصيت مهدى موعود سازگارتر باشد؟ عاطف گفت: شكل و قيافه ظاهرى مهم نيست ... كوتاه كردن ريش، نظافت است، جدا از اين ضرورى نيست كه مهدى موعود يك لباس خاص بپوشد يا عمامه بر سر داشته باشد و عبا بر دوش، من مهدى موعود پيشرفته و امروزى هستم و رسالت من هم ضد پيشرفت و تمدن نيست. در مورد شرايط خانوادگى او نيز بايد گفت: كه او زندگى پر تنش و نا آرامى داشته زيرا او همواره با همسران، خواهران و نزديكان ديگر خود، اختلاف داشته است. آنها همگى دعوت او را رد كردند. خود عاطف، اين مسئله را بسيار طبيعى مىداند، زيرا از نظر خود او اين دعوت بسيار غافلگير كننده است. امّا علت واقعى رد كردن او، ادعاى نزول وحى بر او بوده است كه او مدعى مىباشد از چهار سال پيش تا آن زمان بر او وحى نازل مىشود.
در پايان، او در ميان مردم اين ادعا را مطرح كرد و مردم را براى پذيرفتن اين مسئله تشويق مىكرد. او به برخى از مساجد رفت و از امامان جماعت مىخواست كه پس از نماز جمعه ميكروفون را به او بدهند تا او به تبليغ افكار و عقايد خود بپردازد. برخى پس از مباحثه با او، او را ديوانه خواندند و برخى ديگر به تمسخرش پرداختند. عاطف مىگويد: او در مسجد الميناء شرقى در المنشيه، همراه امام حسن، امام حسين (ع) نماز مىخواند و او مدعى شده تمام پيامبران را در خواب ديده است!
قانع كردن بازرس: داستان كشف مدعى مهدويت از آنجا شروع شد كه شمارى از ائمه جماعت منطقه العطارين واقع در مركز شهر اسكندريه، گزارشى به سرلشكر سيد رضوان معاون وزير كشور دادند و در آن خاطرشان ساخته بودند كه جوانى لاغر اندام كه دچار پريشان فكرى است، در آن مساجد رفت و آمد مىكند و از آنها مىخواهد پس از نماز فرصت به او بدهند تا براى مردم سخنرانى كند و زمانى كه آنها در مورد موضوعات سخنرانى و علت اينكه او مىخواهد با مردم سخن بگويد، سؤال كردند، ناگهان متوجه شدند كه او مدعى است همان مهدى منتظر است و ادعاى پيامبرى مىكند و مىپندارد كه بر او وحى نازل مىشود .... با توجه به اهميت و حساسيت اين گزارش، و با توجه به اوصافى كه ائمه جماعت اين مساجد نقل كرده بودند، تحقيقات سرلشگر مجدى ابو قمر رئيس بازرسى و تحقيقات، تأييد كرد كه اين شخص از اهالى منطقه «كومه الدكة» العطارين است. بلافاصله دستو تحقيق در مورد او صادر شد. پس از آنكه سرگرد طارق زمزم رئيس بازپرسى و سرگرد عمروالجزيرى معاون بازپرسى، مطمئن شدند كه به منظور از شخص مورد نظر در اين گزارش، عاطف محمد حسنين ٣٦ ساله، ساكن خيابان چهاردهم در كوم الدكه است. عجيب اينكه نيروهاى بازپرسى پليس كه به فرماندهى سرهنگ ناصر العبد افسر تجسّس و سرگرد محمد غازى رئيس بازرسى العطارين و معاون او سرگرد وليد فايد به آنجا اعزام شدند. عاطف را در حالى يافتند كه با كمال آرامش منتظر رسيدن آنهاست اين سخنان مشهور پيشين خود را تكرار مىكند: