ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - به سوى يك آخرالزّمان جعلى و مصنوعى
و گريز روى برف گرفته تا درگيرى و فرار روى پلهها و پلهاى متعدد فلزى مكانى در ولادى وستك تا آن تقلّاى مرگبار براى بالارفتن از ديوارههاى كشتى عازم آمريكا و تا حضور در ميانه كشت و كشتار دو نيروى مافيا و كليساى نئولايت در نيويورك. فضاسازى به گونهاى رخ مىنمايد كه مخاطب مدام نگران حفظ جان آرورا است كه همچون آهويى ظريف و شكننده در ميان گلههاى پرشمارى از درندگان و وحشيان پيش مىرود. هنگامى كه آنها به ولادى وستك در دورترين نقطه شرق روسيه مىرسند، در مكانى هراسناك كه آدمها را در قفسهايى همچون گلادياتورهاى عصر روم باستان به جان هم انداختهاند تا تفريح كنند (صحنهاى شبيه به محلى كه در فيلم «هوش مصنوعى» رباتهاى ناقص را نابود مىكردند)، گرفتار يك گروه تعقيبكننده مىشوند كه گويا از سوى يكى از نزديكان آرورا هدايت مىشود و در همين تعقيب و گريز، آرورا در يكى از همان قفسها به دام مىافتد تا در يك درگيرى نفسگير توسط تورپ نجات يابد. امّا كار اصلى را خودش انجام مىدهد و موجود غولپيكرى را مسحور خودش مىكند و حتى هنگامى كه تورپ براى نجاتش آمده، با فرياد از او مىخواهد كه دست از كشتن آن آدم غولآسا بردارد. او حتى هنگام زخم برداشتن تورپ در تعقيب و گريز با هلىكوپترهاى آمريكايى در آلاسكا، در بهبود آن زخمها و حيات بخشيدن دوباره به تورپ بىتأثير به نظر نمىرسد و بالاخره در حمله گروههاى مافيايى در نيويورك حتى در برابر گلوله هم رويينتن نشان مىدهد.
آيا او هم مسيحايى ديگر است كه بايستى در زمانى معين و مكانى مشخص رسالتش را اعلام كرده، نسل بشر را در آخرالزمان از نابودى و اضمحلال نجات بخشد؟ همه آنچه طىّ سفر پرفراز و نشيب و هراسناك آرورا و خواهر ربكا در كنار تورپ شاهد هستيم، حكايت از صحّت چنين فرضيّات و حدس و گمانهايى دارد. خصوصاً كه پس از آغاز مأموريت و حركت گروه سه نفره از صومعه ياد شده در قزاقستان، در مكانى ديگر با زنى كه راهبه اعظم مىخوانندش، اين جملات رد و بدل مىشود:
مشاور: بچه شما، سرانجام صومعه را ترك كرد.
راهبه اعظم: شش روز تا وقتى كه ما معجزهمان را به دنيا عرضه كنيم، مانده است.
مشاور: عاليجناب، كنفرانس خبرى به زودى آغاز خواهد شد.
راهبه اعظم: او مىآيد. بياييد با هم دعا كنيم ...
همه قرائن و شواهد حكايت از همان مسيح موعود دارد كه اين بار هم همچون «رمز داوينچى» و «قطبنماى طلايى» و ... در شكل و شمايل يك زن نمود پيدا كرده است. زنى كه قدرتى فوق بشرى داشته و خود به مأموريت خويش آگاه است.
امّا بعداً متوجه مىشويم كه اين ويژگىها و قدرتهاى مافوق بشرى نه از طريق ماوراء و متافيزيك، بلكه كاملًا از طريقى فيزيكى عايد آرورا شده است! در واقع آرورا از طريق هوش مصنوعى يا» Artificial Intelligence «داراى قدرتهاى ياد شده شده است. امّا چرا؟
پاسخ اين سؤال و پرسشهاى مشابه را از مكالمه همان راهبه اعظم- كه متوجه مىشويم رهبر فرقهاى مذهبى به نام كليساى نئولايت است- با شخص ديگرى با نام دكتر نيوتن درمىيابيم. (كه از همان ابتدا به كمك يارانش و با رديابهاى پيشرفته، قدم به قدم، آرورا و همراهان را تعقيب كرده بود و حتى در ولادى وستك و اردوگاه پناهندگان او را از چنگ تورپ و خواهر ربكا درآورد، امّا مجدداً آنها آرورا را پس گرفتند.)
آرورا پرورش يافته بوده تا طىّ يك پروسه پيشبينى شده، از طريق علمى باردار شود و براى كليساى نئولايت و پيروان آن و به تبع براى همه مردم جهان، مسيح موعودشان را به دنيا آورد. از همين روست كه آرورا هم دوقلو باردار است! (اين مانند همان تلاشى است كه امروزه از سوى گروههاى اوانجليست براى فراهم آوردن ظهور مسيح موعودشان در بازيابى و بناى معبد سليمان، تولد گوساله سرخ موى از طريق عمليات ژنتيكى و به راه انداختن آرمگدون يا جنگ آخرالزمان صورت مىگيرد!)
نكته قابل توجه اين است كه طبق برنامه و طرح كليساى نئولايت، آرورا بايد از آن صومعه قزاقستان به شهر نيويورك در آمريكا آورده شود و در همانجا به اصطلاح رسالت خويش را آغاز كند! و نكته قابل توجهتر اينكه وقتى دوربين متيو كاسوويتس از آن جهان بلبشوى ياد شده وارد خاك آمريكا مىشود و پس از گذر از مناطق يخبندان آلاسكا و ديگر نواحى، آرورا را در نيويورك تصوير مىكند، با شهرى به غايت زيبا، مدرن، منظم و پرزرق و برق مواجه مىشويم كه گويا اساساً در سيارهاى ديگر واقع است و از آن همه كثافت، دروغ و آشفتگى در آن سايهاى هم مشاهده نمىشود. (در مدارك و اسناد تاريخى آمده است كه اشراف يهود اروپا و خاندانهايى همچون روچيلد، ابتدا و پيش از اينكه اسرائيل را در سرزمين فلسطين، ارض موعود خويش بخوانند، به دنياهاى ماوراء بحار نظر داشتند و از همين رو سرمايه فراهم آوردند و افرادى مانند كريستف كلمب را براى كشف سرزمينهاى تازه به درياهاى غرب فرستادند و از همين رو بود كه نيويورك را نخستين ارض موعود خود خواندند و هنوز هم كه هنوز است، اين كلان شهر آمريكاى مدرن را دومين ميعادگاه خويش پس از اسرائيل مىدانند. شايد به همين جهت است كه جمعيت يهوديان نيويورك كه اغلب از بانكداران و سرمايهداران بزرگ تشكيل شدهاند، برابر جمعيت يهوديان شهر اورشليم اعلام شده است!)
به اين ترتيب نگاه ديگرى به دنياى آخرالزمان اوانجليستى يا همان صهيونيسم مسيحى از وراى فيلم بابل پس از ميلاد سر برمىآورد. نگاهى كه حتى در