ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - يهودى سازى قدس
كسى روى به دشمن خويش آورد، دشمنى كه بلاهاى بسيارى بر سرش آورده و تمام مصايب از او سر زده است و باز با اين حال روى به او كند و از او كمك بخواهد. محدوده زمانى مورد بحث ما، همين دولت آمريكاست، «محافظه كاران» يا مسيحيان صهيونيست، بايد بدانيم روى آوردن به آنها بيهوده است، چون طرح تأسيس و برپايى اسرائيل بخشى از اعتقادات و ايمان مذهبى آنان را تشكيل مى دهد. تبديل به ميدان و صحنه اى كه زمينه ساز دومين ظهور مسيح باشد. مهمترين مسئله موجود در جهان اسلام و عرب در حال حاضر اين است كه نمى دانيم عوامل مذهبى و ايمانى مؤثر و تأثيرگذار بر اتخاذ سياست هاى خارجى آمريكا چيست، از جمله قدس و فلسطين، اينجا موضوع صرفأ يك مسئله سياسى صرف يا مربوط به منافع استراتژيك نيست، بلكه اين مسئله مربوط به ايمان مذهبى است و هنگامى كه ايمان مذهبى با منافع استراتژيك درآميزد، ديگر كارى نمى توان كرد، به ويژه اينكه دولت كنونى آمريكا ايمان مذهبى را بر منافع استراتژيك ترجيح مى دهد. درست است كه ايالات متحده داراى منافعى استراتژيك در منطقه است، اما پيش از اين منافع آنچه مهم بوده است، ايمان مذهبى بوده تا به همين دليل لازم است، اين موضوع را درك كنيم تا موضع و ديدگاه آمريكايى ها را به هيچ عنوان در قبال قدس و فلسطين نمى توانيم تغيير دهيم و با اين موضوع به صورتى واقعى برخورد كنيم.
\* چگونه مى توان موضع و ديدگاه آمريكايى را تغيير داد؟
موضع و ديدگاه آمريكا در حال حاضر نمى توان تغيير داد.
\* آيا دليل آن اين است كه اعراب و مسلمانان از نيرو و اهرم فشار لازم برخوردار نيستند؟
شايد يكى از آنها همين موضوع باشد، اما بهترين و مهمترين چيز در اين زمان گشودن باب همكارى و گفت و گو با سازمان ها و مراكز دينى و مذهبى است كه مخالف اين ايده و عقيده هستند تا آنها تبديل به اهرم فشار شوند و از اهميت اين عقيده در ميان آمريكايىها بكاهند. ما در حال حاضر هيچ همكارى با سازمانها و مراكز مذهبى آمريكا نداريم، در حالى كه در آمريكا مراكز و سازمان هاى كليسايى بزرگ و بى شمارى وجود دارند كه مخالف يهودى سازى و صهيونيسم مسيحى در اين معنا و مفهوم هستند. هنگامى كه در شخصيت افرادى چون «پت رابرتسون» و «جرى فالويل» و ساير مسيحيان صهيونيست مطالعه مى كنيم، مشاهده مى كنيم كه آنها مستقيمأ بر ساخت و شكل دهى تصميمات و اتخاذ سياستها تأثير مى گذارند اما در كنار آنها نيروهاى مذهبى ديگرى نيز وجود دارند، از جمله «مجلس كليساهاى ملى آمريكا» و «مجلس كليساهاى مسيح» قرار دارند كه سدى مقابل مسيحيان صهيونيست تشكيل مى دهند. اين روند سياست گذارى حسب ديدگاه هاى گروهى و جناحى در آمريكا به وفور به چشم مى خورد و پيروزى از آن گروه يا جناحى است كه فشار بيشترى بياورد و بتواند افكار عمومى را همراه خود سازد. اين جناح ها نه فقط بر تصميم گيرى ها كه بر جناح بندى هاى كنگره، دولت و مجالس ايالتها نيز تاثير مىگذارند، در حالى كه ما مسلمانان و اعراب به هيچ عنوان آنها را درنظر نمى گيريم. بنابراين نيروى ديگر كه ميدان به رويش باز است، همين نيروهاى مخالف صهيونيست هاى مسيحى هستند كه مى توانند به اهرم فشار قدرتمندى تبديل شوند، ما بايد در استراتژى كارى خويش تجديدنظر كنيم از طريق گشودن باب همكارى با اين جناح ها و محدود نساختن مسئله قدس به اينكه مسئله اى صرفا اسلامى است، بلكه تبديل آن به مسئله اى مسيحى- اسلامى.
\* بنابراين و مسئله پيچيده مى شود، زيرا صهيونيست ها و مسيحيان صهيونيست در حال حاضر عنوان مى كنند كه به هيچ عنوان از قدس صرف نظر نمى نمايند، نظر شما چيست؟
بله اين كاملًا طبيعى است، چون صرف نظر كردن آنها به معناى عقب نشينى از ايمان و اعتقاداتشان و عدم حمايت از اسرائيل و بالطبع فروپاشى اسرائيل است.
\* براين اساس آيا شما ميان حمايت از قدس و ادامه حيات طرح صهيونيسم رابطه مستقيمى را ملاحظه مى كنيد؟
بله، درست است، و در واقع اهميت قدس براى اسرائيل در اين امر نهفته است كه موجب ادامه حيات اين رژيم است و قدس براى ما نيز چنين است. جهان اسلام