ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - عهدى دوباره
عهدى دوباره
خداى مهربان من!
در اين هنگامه سحر كه تيرگى رو به نيستى مىرود و روشنى جان مىگيرد با ذره ذره وجود خود، تو را مىخوانم و زيباترين ترانه هستى را به تو هديه مىكنم.
اى پروردگار جوشش نور و رفعت، اى پروردگار جوشش و زايش،
اى نازل كننده تورات و انجيل و زبور، اى پروردگار خنكا و گرما،
اى فرستنده قرآن عظيم و فرشتگان قريب و پيامبران كريم،
دستان سبز خواهشم را به سوى نگاه بخشنده تو مىگيرم تا به مدد مُلك قديم خود از روشنى طبيعتت سيرابم سازى.
اى زنده استوار،
تو را به نام تابندهات كه همه آسمانها و زمينها را روشن ساخته و به تلاوت آن، اولين و آخرين نيك مىگردند، سوگند مىدهم؛
اى زنده پيشترين و آخرين،
اى حيات بخش مردگان و ميراننده زندگان، اى زندهاى كه جز تو هيچ معبودى نيست
عاجزانهترين تقاضاى مرا با توانايى بيكرانت بپذير و مولايمان، امام هاديمان، او را كه براى اقامه امر تو قيام مىكند، براى دلهاى خسته و جانهاى سوختهمان برسان كه سلامها و صلواتهايمان در شرق و غرب زمين در دشت و كوه در بيابان و دريا- به شماره كلمات تو و به سنگينى عرش تو- همه براى او و پدران گرامى اوست.
خداى خوب من! در اين صبح مقدس و در همه صبحهايى كه چشمانم به رنگ زندگى باز مىشوند، با او پيمان مىبندم و بيعتش را گردن مىنهم و هرگز از آن بيرون نمىآيم.
خداى من،
مرا از ياران و همرهان ولىمان قرار ده، آنان كه پيشى گرفتهاند در دفاع از او، در اطاعت از او، در حمايت از او و در ارادتورزى به او.
خدايا! مرا از شهيدان ركاب بلند او بگردان.
پروردگارا! اگر روزى مرگ به سراغ من آمد- كه خواهد آمد- پس مرا به گونهاى از گور بيرون آر كه كفنم جامه جنگ من باشد و شمشيرم كشيده و نيزهام برافراشته باشد تا دعوت داعى تو را اجابت كنم.
پروردگارا!
بزرگ آرزوى من، ديدن چهره دلنشين آن عزيز و پيشانى بلند و درخشان اوست كه روشنى چشمان من است. پس شتاب فرما در فرج شيرين او و آسان نما ظهور سبزش را و گل بباران راه آمدنش را، كه تنها تو مىدانى چه عظمتى است در پيمودن راه او و چه گواراست جريان امر او و چه لذتى است در پشتيبانى و حمايت او.
پروردگارا!
او واسطه فيض بىكرانه توست. شهرهايت را با وجودش آباد ساز و بندگانت را با نفسهاى مهدويش زنده گردان.
به راستى كه تعبير زيباى تو حكايت رساى حق است: «ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس»
پس براى پاكى دستهاى تبهكار ما، ولى خود را، زاده دختر گرامى پيامبرت را، همنام محبوبت محمد را بفرست تا رشته ظلم و جور باطل را بدرد و بناى حق را استوار سازد.
پروردگارا!
وجود مبارك او را در پناهگاه بندگان ستمديده و آنان كه ياورى جز تو ندارند قرار ده و كلام گرانقدرش را احيا كننده احكام فراموش شده خود و سنتهاى از ياد رفته رسولت بگردان و او را از شر شبپرستان ظالم سلامت بدار.
خدايا!
دل لطيف پيامبرت را به ديدار او شاد گردان و نواى جانبخش دعوت او را به گوش منتظر پيروانش برسان.
خدايا!
بر بيچارگى ما رحم آور و كلاف سردرگم و آشفته روزمرهگرىهايمان را به حضور گرم مولايمان سامان بخش.
ظهور او را به رغم ادعاى بىخبران نزديك ساز. اى مهربانترين عزيز مهربان.
سهيلا صلاحى اصفهانى