ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ضرورت بازنگرى معارف مهدوى
بيشتر است شناسايى كند و نسبت به آن محورهاى حساسيت و دقت بيشترى ز خود نشان دهد.
از ميان محورهاى هفتگانه قبيل، شايد بتوان گفت كه در سه محور ضرورت و فضيلت انتظار و وظايف منتظران، نشانههاى ظهور و ترسيم وقايع پس از ظهور بيش از ساير محورها زمينه جعل و وضع روايات وجود داشته است. به عنوان مثال اگر به رواياتى كه در آنها به خروج پرچمهاى سياه (رايات سود) از برخى نواحى قبل از ظهور اشاره شده است، بنگريم به احتمال قوى در بسيارى از آنها به لحاظ شرايط اجتماعى خاص و همزمان بودن با انقراض امويان و روى كارآمدن عباسيان به منظور زمينهچيتى براى ايجاد مقبوليت فراگير عباسيان، وضع و جعل صورت گرفته است. يا اگر رواياتى را كه به تشريح وقايع بعد از ظهور مىپردازند مورد بررسى قرار دهيم، مىبينيم كه برخى از آنها با روح كلى هدف خلقت، يعنى به كمال رسيدن انسانها و آموزههاى كلى دين سازگارى ندارند كه به همين دليل شايد بتوان احتمال وضع و جعل را در مورد آنها مطرح كرد.
نكتهاى كه در همين زمينه قابل توجه است اين است كه گاهى مىبينيم بر اساس همين روايات ضعيف يا جعلى، ذهنيبت ها و ديدگاههاى خاصى در مورد قيام و انقلاب امام مهدى (ع) در ميان مردم شكل مى گيرد؛ مانند اينكه قيام امام مهدى (ع) توأم با كشتارها و خونريزىهاى فراوان است و آن حضرت اعمالى را انجام مىدهند كه بسيار بىرحمانه است. در صورتى كه اگر ما خوب دقت كنيم در مىيابيم كه مبناى اين اعتقاد و نظر برخى از رواياتى هستند كه زياد اعتبار ندارند. سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه آيا ما اصول و محكماتى داريم كه با توجه به آنها بتوانيم روايات ضعيف را نقد و بررسى كنيم و آنچه به عنوان ويژگىهاى قيام و انقلاب و خصائص آن حضرت مطرح شده با آنها بسنجيم؟
آقاى طباطبايى: قرآن، سنت و عقل، منابع اصلى ما در استنباط همه آموزههاى دينى هستند و طبيعى است كه قيام و انقلاب آن حضرت نيز بايد در چارچوب همين منابع تحليل شود. قيام و انقلاب ايشان دقيقاً مبتنى بر قرآن كريم و آموزههاى دينى پيامبر (ص)، امام على (ع) و ساير ائمّه (ع) است. شما نمىتوانيد عملكرد و سياستى از آن حضرت مطرح كنيد كه مخالف عملكرد و سياست پيامبر (ص) يا مخالف آموزههاى قرآنى باشد. عدالت به عنوان شاخص اصلى حكومت امام مهدى (ع) بيان شده است. هدف از ارسال رسل نيز در سوره حديد اينگونه مطرح شده است: ما پيامبران را فرستاديم تا مردم اقامه قسط كنند و كارهايشان مطابق با عدل و داد باشد. اگر هدف از ارسال پيامبران اين باشد كه فرهنگ عدالت حاكم در جامعه حاكم شود، امام مهدى (ع) كه اهداف انبياء را محقق مىكنند، به هيچ وجه ممكن نمىتوانند كارى انجام دهند كه مخالف با عدالت باشد؛ زيرا نماد، شاخص و ملاك حكومت امام مهدى (ع) حق و عدل است. اين عدالت نسبت به هر كس حتى نسبت به دشمنانشان نيز جارى و سارى است. اتفاقا در روايات ما اين نكته آمده است كه عدالت آن حضرت (ع) تمامى افراد را در برمىگيرد حتى جائران را، يعنى حتى كسانى كه مرتكب ظلم و جور مىشوند مشمول عدالت آن حضرت مى گردند و به عدالت با آنها رفتار مىشود. بنابراين اگر روايتى با اين مبانى كلى مخالف باشد مورد پذيرش نيست اما در مورد اصل اين مسئله كه آيا ظهور امام مهدى (ع) همراه با كشتار و جنگو خونريزى فراوان است يا نه؟ بايد اين مطلب را متذكر شد كه حكومت، قيام و انقلابى كه بخواهد فراگير باشد و در جهان عدالت را برقرار كند، طبيعى است كه مخالفانى خواهد داشت و بديهى است كه براى برقرارى عدالت جنگ و درگيرى به وجود مىآيد. يعنى عدالت و برابرى به صورت يك غذاى آماده در اتيار جهانيان قرار نمىگيرد و مطمئناً همراه با مخالفتها و مقاومتها خواهد بود امام مهدى (ع) نيز قطعاً با اين مخالفان مبارزه خواهند كرد. اما آن حضرت حتى با مخالفان خود نيز كاملا به عدالت برخورد خواهند كرد.
اگر سيره سياسى امام على (ع) را نيز بررسى كنيم دقيقاً اين نكته ملاحظه مىشود كه آن حضرت ملاك عدل بودند؛ يعنى عدل و على (ع) به گونهاى در همآميختهاند. زمانى كه فرد مىخواهد از عدالت سخن بگويد مصداق بارز آن امام على (ع) است و هر زمان كه شخص امام على (ع) را در ذهن خود تصور مىكند عدالت هم در ذهن او مجسم مىشود. امام مهدى (ع) نيز اينگونه خواهند بود. پس عدالت به عنوان يك معيار است و اين معيار بايد در تمامى رواياتى كه مبانى سياسى و حكومتى امام مهدى (ع) را تبيين مىكنند كاملًا مدنظر باشد. بقيه آموزههاى دينى نيز اينگونه هستند.
ما اين مطلب را در روايات داريم كه امام مهدى (ع) پس از فراگير شدن قيام و انقلابشان با پيروان هر دين و مذهب، مطابق با دين و مذهب خودشان رفتار مى كند؛ يعنى آن حضرت كسى را مجبور نمىكند كه دين اسلام را بدون تحقيق بپذيرد. البته ما مطمئن هستيم زمانى كه قيام آن حضرت گسترش يابد و تفكر مهدوى خودش را نشان دهد افراد بسيارى به دين اسلام مىپيوندند؛ امّا اگر كسى حقانيت اسلام برايش ثبت نشد و اين دين را نپذيرفت مجبور به