ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - پياده ها و موج سوارها و
پياده ها و موج سوارها و ...
پس از بهمن ١٣٥٧ و پيروزى انقلاب اسلامى، در ميان عموم مردم رويكرد خاصى به مذهب و مطالعه كتب مذهبى ديده مىشد. به خانه هر يك از دوستان و آشنايان كه وارد مىشدى قفسهاى مملو از كتابهاى گوناگون تاريخى، كلامى و اجتماعى توجه تو را جلب مىكرد. عموم مردم اسامى ابوذر، ياسر، ميثم، روحالله، سميه، محدثه و امثال اينها را براى نوزادان خود انتخاب مىكردند. پيامد همين اقبال عمومى مردم بود كه تمايل به تربيت و تعليم مذهبى كودكان و نوجوانان هم رو به فزونى نهاد. واقعهاى كه سبب شد از در و ديوار شهر چون قارچ نويسنده و ناشر مذهبى سربرآورد و كتابهايى كه هر يك گوشهاى از تاريخ زندگى مردان مثبت و منفى صدر اسلام را به تصوير مىكشيدند. كتابداران و مربيان و متوليان امور آموزشى نيز بدون آنكه كمترين ابزار كنترل و نظارت در اختيار داشته باشند قفسهها را از كتابهايى از اين دست انباشتند. نتيجه كار معلوم بود. بروز بسيارى آموزههاى بىاساس در ذهن و زبان كودكان و نوجوانان، بسط برداشتهاى سطحى از دين و بالاخره ظهور تدريجى نوعى زدگى از اين كتابها. واسپس اينهمه سال تا امروز هم هيچ اقدام جدى و قابل تأملى درباره ساماندهى امر مهم و اساسى ويژه كودكان و نوجوانان صورت نپذيرفته است؛ به عبارت ديگر شهر بزرگ فرهنگ و ادب نونهالان ما همواره بىدروازه و دروازهبان مانده است.
در طول تمامى سالهاى دهه ٦٠ و ٧٠ جاى خالى آثارى جدى كه موضوع و محتواى خود را فرهنگ مهدوى قرار داده باشند، قلب هر معلم و مربى دردآگاهى را مىآزرد. جمله نويسندگان، خطيبان و ناشران فرهنگى- مذهبى يا احساس نياز در اين باره نداشتند و يا در واهمه تند و تيز متهم شدن به وابستگى مستقيم و غير مستقيم به انجمن حجتيه به تدريج