ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ضرورت بازنگرى معارف مهدوى
جريان مهدويت نخواهد گذاشت. بنابراين، در مورد خبر موثوقبه ما بايد با توجه به اهميت مدلول خبر، سختگيريهاى سندى و محتوايى خودمان را يك مقدارى كاهش و يا افزايش دهيم. بحثى كه به عنوان تسامح در ادله سنن مطرح مىشود در واقع بازگشت به همين معنا مىكند. مثلًا اگر گفتند اين نماز يا اين دعا را در روز اول ماه رجب بخوانيد اين مسئلهاى نيست كه انجام دادن يا ندادن آن ضررى به اعتقادات شخص وارد بكند. بنابراين؛ در اينجا اگر كسى با توجه به اينكه خبرى در اين مورد وجود دارد اين عمل را انجام دهد، نشان دهنده حسن فاعلى او است. پس ثوابى كه به شخص داده مىشود بر مبناى حسن فاعلى او است نه حسن فعلى. اين مسئله به مدلول خبر و اهميت آن برمىگردد. نكتهاى كه در مورد روايات كلًا بايد مدنظر باشد اين است كه ما بر خلاف اهل سنت- كه كتابهايى با عنوان صحاح در اختيار دارند- كه همه احاديث آنها را صحيح و غير قابل خدشه مىدانند- معتقديم تنها كتابى كه در متن آن هيچ شك و شبههاى نيست، قرآن كريم است و روايات ما، چه روايات فقهى و چه روايات غير فقهى، بايستى بررسى گردد و صحت و درستى آنها براى ما اثبات شود و اگر درستى آنها اثبات نگردد براى ما حجيت نخواهند داشت و معتبر نيستند. اما اين بدين معنا نيست كه هر روايتى كه صحت آن براى ما اثبات نشود، جعلى است. روايت ممكن است آن قدر صحيح و قويم باشد كه قابل اتكاء و استناد باشد و ممكن است به اين درجه از حجيت نرسيده باشد. بنابراين ممكن است ما اصل صدور روايت را اجمالًا بپذيريم اما با اين وجود نتوانيم آن را نقطه اتكاء و اعتماد خودمان قرار دهيم. در واقع به نحو درجه بندى شده با روايات برخورد مىكنيم نه اينكه آنها را رد كنيم؛ بلكه از جهت قوت سند و قوت محتوا آنها را درجهبندى مىكنيم، بدين صورت كه يك گروه از روايا را به عنوا محكمات و محور بقيه معارف قرار مىدهيم و دسته ديگر را در درجات پائينتر. در مورد دسته اول سختگيرى بيشتر است و در مورد بقيه روايات كمتر.
نكته اى كه آقاى حسينى در بحث روايات فقهى و غيرفقهى مطرح كردند درست است. يعنى واقعا اعتناى اصحاب ائمه (ع) به روايات فقهى بيش از روايات غيرفقهى بوده است كه آن هم دلايل متعددى دارد و در جاى خودش بايد مورد بحث قرار گيرد، امّا روايات غيرفقهى نيز بايستى به گونههاى مختلفى تقسيم شود. بعضى از موضوعات هستند كه زمينه و انگيزه جعل يا نقل روايات ضعيف در آنها بسيار زياد بوده است؛ مانند پيشگويىها و نشانههاى آخرالزّمان. در واقع در مورد اين قبيل موضوعات امكان بازخواست علمى وجود ندارد. اگر بگويند زمانى اين اتفاق رخ خواهد داد شما نمىتوانيد بگوييد بايد اين مسئله را تجربه كنيم ببينيم آيا اتفاق مىافتد يا خير؟ بايستى زمان وقوعش برسد و تا موقعى كه زمانش نرسد قابل تحقيق و بررسى نيست. در اين اينگونه موارد كه امكان بازخواست نبوده زمينه و انگيزه جعل زياد بوده است و به همين جهت كتابهاى فتن بين اهل سنت بسيار زياد است و در اين زمينه احاديث با شاخ و برگ و پرداخت داستانى نقل شده است. مثل روايات مربوط به دجال كه گونههاى متفاوتى دارد و متون آن هم بسيار متعدد و در بيشتر موارد ضعيف است.
برخى موضوعات مربوط به امام مهدى (ع) از گروهى است كه زمينه و انگيزه نقل روايات ضعاف يا پرداخت داستانگونه در آنها زياد بوده است. مثل علائم ظهور يا وقايعى كه در دوران قيام و انقلاب اتفاق مىافتد. حتى در مورد برخى از اين موضوعات تمايلات جناحى و محلى نيز دخالت دارد؛ مثل اين موضوع كه اصحاب امام زمان (ع) يا دشمنان آن حضرت از چه نقاطى هستند. در اين گونه موارد بايستى دقت و سختگيرى ما بيشتر شود. يعنى مواردى كه زمينه يا انگيزه جعل يا نقل روايات ضعاف در آنها زياد است احتياج به تأمل بيشترى دارد.
ما در حال حاضر با مجموعههاى روايى مثل مجلدات پنجاه و يك، پنجاه و دو و پنجاه و سه، بحارالاوار رو به رو هستيم كه در بردازنده مجموعه روايات مهدويت هستند؛ زمانى كه يك پژوهشگر با اين مجموعه برخورد مىكند تا چه حد اين احتمال را مىتواند بدهد كه چه بسا برخى از رواياتى كه در اين مجموعه يا مجموعههاى ديگر روايى ما وارد شدهاند زياد قابل اعتنا و توجه نباشند و اسناد معتبرى نداشته باشند؟ به بيان ديگر يك محقق و پژوهشگر كه امروز با معارف مهدوى و مجموعه كتابهايى كه در اين زمينه نوشته شدهاند، برخورد مىكند تا چه مقدار بايد اين احتمال را در پژوهشها، بررسىها و مقالات و كتابهايى كه به نگارش درمىآورد، مورد توجه قرار دهد؟
آقاى حسينى: يكى از مهمترين نكاتى كه در پژوهش و تحقيق پيرامون هر موضوعى بايد مورد توجه قرار بگيرد، شناخت گستره موضوع مورد پژوهش و زيرمجموعههاى مربوط به آن است. موضوع مهدويت و معارف مهدوى نيز از اين قاهده مستثنى نيست. بنابراين توجه به تقسيمبندى اوليهاى كه در ابتداى بحث عرض شد، مىتواند در نخستين گامها به پژوهشگر كمك كند. به بيان ديگر پژوهشگر با دقت در مباحث ذكر شده مىتواند محورهايى را كه احتمال جعل و تحريف در آنها