ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨
بيدارى دينى در ايالات متحده به ويژه در خلال دهه نود را برمىشمرد. بيدارىاى كه فرقههاى مختلف مذهبى در آمريكا را دربر گرفت و اوج آن در دهه نود بود، چنانكه برخى از اين فرقهها موفق شدند سازمانهاى سياسى كارآمدى را تأسيس كنند.
هانتينگتون بر اين نكته تأكيد مىكند كه در ميان جوامع غربى، مردم آمريكا بيشتر از همه به مسيحيت پايبندند. با توجه به اين مطلب زمينه بسيار مساعدى در آمريكا براى بازگشت مسيحيت وجود دارد، هانتينگتون مىگويد امروزه بازگشت عمومى به دين در آمريكا تحقق يافته و اين امر در داستانها و رمانهاى آمريكايى منعكس و در شركتها و مؤسسات اقتصادى ظاهر شده است. به عقيده او بازگشت عمومى به دين، در زندگى سياسى آمريكا نيز تأثير گذاشته است. او در تأييد اين مطلب به حضور تعداد قابل توجهى از افراد متظاهر به مسيحيت در دولت رئيسجمهور فعلى، جورج دبليو بوش و توجه و پيگيرى دولت مزبور نسبت به بسيارى از مسائل مذهبى اشاره مىكند. به عقيده هانتينگتون بازگشت به مسيحيت- كه يكى از اركان اساسى هويت آمريكا محسوب مىشود- عامل بسيار مهمى در راستاى حمايت از هويت آمريكايى و ترويج آن در دوران حاضر است.
همچنين مطابق تحليل هانتينگتون، بيدارى مسيحى مىتواند نقش مساعدى در صحنه سياسى بينالملل بهويژه در شناساندن دشمن جديد آمريكا؛ يعنى اسلام ايفا كند. با توجه به مطلب فوق هانتينگتون دشمنى اسامه بن لادن با آمريكا را دشمنى با مسيحيت برمىشمرد و بيان مىكند هر چند آمريكاييها معتقد نيستند كه اسلام، دشمن آنهاست اما اسلامگرايان مسلح، بنا به تعبير هانتينگتون، آمريكا و ملت آن همچنين دين و تمدن آن را دشمن اسلام مىدانند. در نتيجه هانتينگتون معتقد است تنها راهحل براى آمريكاييها آن است كه آنها نيز اسلامگرايان مسلح را دشمن خود بهشمار آورند.
هانتينگتون سپس شروع به توصيف نفوذ اسلامگرايان مسلح مىكند و مىگويد اين عده يك شبكه بينالمللى تشكيل دادهاند كه عوامل و عناصر متعددى در نقاط مختلف دنيا دارد. اين افراد در انتخابات برخى از كشورها شركت مىكنند و همواره سعى در جذب مسلمانان غرب در واحدهاى نظامى خود دارند. اين عده معمولًا مساجد را به عنوان پايگاه و نيز مخفى نگه داشتن فعاليتهاى خود انتخاب مىكنند.
هانتينگتون در ادامه، تفاوتهاى اسلامگرايان مسلح با اتحاد جماهير شوروى را برمىشمرد و بيان مىكند اسلامگرايان مسلح برخلاف اتحاد جماهير شوروى داراى حكومتى واحد كه به دور آن گرد آمده باشند نيستند، همچنين آنها بر خلاف شوروى در صدد ارائه راهكار سياسى و اقتصادى جهانى براى غرب نيستند؛ چرا كه هدف اساسى آنها نابود ساختن غرب است. هانتينگتون پس از بيان مطلب فوق مىگويد: مسلمانان در دهههاى اخير با ورود به جنگهاى متعدد، پروتستانها، كاتوليكها، مسلمانان ديگر، هندوها، يهوديان، بوداييان و چينىها را مورد حمله قرار دادهاند، همچنين مسلمانان در كوزوو، بوسنى، چچن، كشمير، فلسطين و فيليپين جنگيدند. به علاوه احساسات ضد آمريكايى آنها در دهه نود افزايش يافت.
او اضافه مىكند كه ملتهاى مسلمان پس از ١١ سپتامبر با آمريكاييها همدردى نكردند. به عقيده هانتينگتون دشمنى عميق ملتهاى مسلمان با آمريكا به خاطر اسراييل نيست بلكه اين دشمنى ريشه در كينه اين ملتها نسبت به ثروت آمريكا و سيطره آن بر دنيا و نيز ريشه در دشمنى اين ملتها با فرهنگ آمريكايى هم از ناحيه سكولاريستى و هم از ناحيه دينى، دارد.
هانتينگتون در پايان پيشبينى مىكند كه آمريكا در سالهاى آينده با برخى از كشورها و گروههاى اسلامى وارد جنگ شود؛ بنابراين هانتينگتون بهطور آشكار اسلام را به عنوان دشمن اساسى و بزرگ آمريكا به منظور اتحاد آمريكاييها در جريان مبارزه با آن و بازگشت به هويت اصلى خود، معرفى مىكند و قدم در مسيرى مىگذارد كه براى صلح جهانى بسيار خطرناك است.
منبع:aljazeera .net /٢ آگوست ٢٠٠٤. به نقل از: روزنامه جامجم، ٢٦ شهريور ١٣٨٣.