ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - الوتر الموتور و المنتقم الموعود
فرزند يزيد بودن، يا منسوب به خاندان بنىاميه بودن نمىباشد، بلكه در اثر رضايت دادن به كردار آنهاست.
ولى اينكه آيا اين مقدار موجب قصاص و انتقام در دنيا نيز هست يا خير، جاى تأمل دارد؛ زيرا در باب حدود، قصاص و ديات چنين موضوعى پيشبينى نشده است، مگر اينكه كسى ادعاكند كه اين موضوع از ويژگيهاى حكومت حضرت بقيةالله (ع) مىباشد، و اين احتياج به اثبات دارد.
د) از خود قاتلان: تنها احتمالى كه هيچ مشكل ندارد اين است كه بگوييم از خود قاتلان انتقام گرفته مىشود؛ يعنى شخص يزيد، شمر، سنان، ابنزياد و ... آورده مىشوند و انتقام امام حسين (ع) و ديگر شهيدان و مظلومان در طول تاريخ از ستمگران و تجاوزگران گرفته مىشود.
اگر در تعبيرات رسيده از رسول اكرم (ص)، امير مؤمنان (ع) و ديگر امامان هدايت (ع) دقت كنيم، به روشنى مشاهده مىكنيم كه در همين معنى ظهور دارد.
وجود مقدس اشرف كاينات در خطبه بىنظير عيد سعيد غدير خم، تعبيرات بسيار بلندى در مورد حضرت بقيةالله، ارواحنا فداه، دارد، كه به چند فراز كوتاه از آنها اشاره مىكنيم:
١. القائم المهدى الّذى يأخذ بحقّ الله و بكلّ حقّ هولنا.
آن مهدى قائم (ع) كه حق خدا و همه حقوق ما را باز مىستاند.
٢. ألا إنّه المنتقم من الظّالمين.
آگاه باشيد كه او از ستمپيشگان انتقام مىگيرد.
٣. ألا إنّه مدرك كلّ ثار لاولياء الله عزّوجلّ.[١]
آگاه باشيد كه او انتقام خون همه اولياى الهى را مىگيرد.
ظاهر اين تعبيرها و احاديثى كه در شماره پيشين تقديم گرديد، اين است كه: هنگامى كه دست انتقام الهى از آستين غيبت بيرون آيد، خونهاى بر زمين مانده را از خود قاتلان مىگيرد.
و اين حقيقت در پرتو اعتقاد قطعى ما به رجعت جامه عمل مىپوشد.
راساس اعتقاد قطعى ما، به هنگام ظهور موفور السّرور يوسف زهرا، گروهى از مؤمنان خالص و جمعى از ملحدان خالص به اين جهان برمىگردند، تا پيش از هنگامه رستاخيز، در دادگاه عدل مهدوى به پرونده آنان رسيدگى شود.
اعتقاد به رجعت از ضروريات عقيدتى مذهب شيعه[٢]، مورد اتفاق همه شيعيان در طول قرون و اعصار بوده[٣] آيات فراوانى از قرآن[٤] و روايات بىشمارى از پيشوايان معصوم در اين رابطه در مجامع حديثى آمده است.[٥]
در احاديث رجعت تصريح شده كه غاصبان فدك، قتله كربلا و ديگر ستمپيشگانى كه حقوق اهل بيت (ع) را پايمال كردند، شخصاً برمىگردند و به كيفر اعمال خود مىرسند.[٦] و اينك چند نمونه:
١. امام صادق (ع) مىفرمايد:
إن أوّل من يكرّ إلى الدّنيا الحسين بن على و أصحابه، و يزيد بن معاويه و أصحابه، فيقتلهم حذو القذّة بالقذّة.
نخستين كسى كه در هنگامه رجعت برمىگردد، امام حسين و يارانش مىباشند، كه همراه يزيد و يارانش برمىگردند، پس آنها را مطابق اعمالشان به كيفر مىرساند، همانند تطابق پرههاى تير با يكديگر.[٧]
٢. خداوند منان شهادت و مصائب امام حسين (ع) را به پيامبر اكرم (ص) خبر داد و او را آگاه ساخت كه حسيناش كشته مىشود، ولى بعداً به دنيا برمىگردد و بر دشمنانش پيروز مىشود و آنها را به قتل مىرساند، آنگاه فرمانروايى زمين را به او مىسپارد.[٨]
٣. امير مؤمنان (ع) به فرازهاى حساس از صحنه تهاجم سپاه امام حسين (ع) به اردوى يزيد در خطبه مخزون اشاره مىكند.[٩]
٤. امام باقر (ع) مىفرمايد: حضرت حسين (ع) خروج مىكند، انتقام خون خود و اصحابش را مىگيرد، آنگاه اميرالمؤمنين على بن ابىطالب (ع) خروج مىكند.[١٠]
اين مضمون را شيخ طوسى نيز از طريق فضل بن شاذان روايت كرده است.[١١]
٥. امام صادق (ع) از قول اسماعيل صادق الوعد نقل مىكند كه به درگاه حضرت احديت عرضه داشت:
إنّك وعدت الحسين، عليهالسلام، أن تكرّه إلى الدّنيا، حتّى ينتقم بنفسه ممّن فعل ذلك به.
خدايا! تو به حسين عزيزت وعده فرمودهاى كه او را به دنيا باز گردانى، تا شخصاً از كسانى كه اين جنايتها را در حق او مرتكب شدهاند، انتقام بگيرد.[١٢]
٦. امام باقر (ع) مىفرمايد:
إنّ لعلى (ع) إلى الارض كرّة معالحسين (ع) يقبل برايته حتّى ينتقم من بنىاميّة و معاوية و آل معاوية.
على (ع) در عهد امام حسين (ع) رجعت مىكند، با پرچم هميشه پيروزش حمله مىكند، از بنىاميه، معاويه و آل معاويه انتقام مىگيرد.[١٣]