ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - د) راه هاى خروج از اين مشكلات
روايات، به طور كلى به هيچ معجزه اى اشاره نشده است و تنها اقدامات امام مهدى عليه السّلام و دستاوردها و تعداد ياران او و ... گزارش شده كه اساسا در آنها از معجزه خبرى نيست.
امّا شايسته است در ميان آن روايات، آنهايى را كه بر معجزه دلالت دارند يك به يك مورد بررسى دقيق قرار داد؛ در نتيجه هر كدام مطابق قانون معجزه ات بود،[١] پذيرفته و هر كدام كه از حدود قانون معجزات بيرون بود، رد شود و از صلاحيت اثبات تاريخى ساقط گردد.
بنابراين، مشكل ششم از اهميت قابل توجهى برخوردار نيست و تنها پنج مشكل نخست داراى اهميت مى باشد كه بايد تا حد امكان براى رفع آنها و جلوگيرى از تأثيرات منفى شان، به بررسى و ارائه راه حل پرداخت.
د) راه هاى خروج از اين مشكلات
هم چنان كه پيش از اين نيز اشاره كرديم، پاسخ قاطع به اين مشكلات به صورت كلى و جزئى توسط پژوهشگرى كه معاصر با دوران ظهور ياپس از آن دوران نيست، امكان پذير نيست.
به همين دليل بهتر است به ناتوانى اين بحث از احاطه به ژرفاى حقيقى روز موعود و جزئيات حوادث آن اعتراف كنيم؛ در نتيجه نهايت تلاش ما اين خواهد بود كه انديشه هاى كلّى و اقدامات اساسى در آن زمان را از طريق رواياتى كه به ما رسيده و اصولى كه مى شناسيم، ترسيم نماييم.
بهترين شكل برون رفت از اين مشكلات، اتخاذ دو روش مترتّپ بر يكديگر است:
روش اول: رفع و حل مشكلات از طريق اصول كلى برگرفته از قرآن و سنّت. براى اين كار، تمامىرواياتى را كه در منابع اين تاريخ (تاريخ پس از ظهور) وجود دارد بر فهم متعارف از اسلام عرضه مى كنيم. مراد از فهم متعارف از اسلام، همان فهم بر آمده از قرآن و سنّت است كه يا دليلى از آيات و روايات دارد و يا استدلالى عقلى و برهانى.
به مدد اصول زير، مى توانيم به نتيجه هايى قطعى براى حل اين مشكلات دست يابيم:
١. تلاش براى درك عبارات رمزى موجود در روايات به طورى كه با فهم درست از اسلام هماهنگ باشد. اين در جايى است كه فهم ظواهر اين روايات، اساسا امكان نداشته باشد وگرنه برداشتهاى رمز گونه هم چنان كه در آموزه هاى اسلامى ثابت شده است، معمولا مبنايى براى باورهاى نادرست و انحرافى از اسلام مى باشد.
هنگامى كه بين كنار گذاشتن اين روايات و يا تأويل آنها مردد باشيم، تأويل صحيح آنها بهتر است؛ و چرا چنين نباشد در حالى كه مى دانيم استفاده از تعبيرات رمزى و تأويلى در كلام پيامبر و ائمه عليهم السّلام مرسوم و متعارف بوده است، به ويژه كه سخنان آن گراميان از ميزان درك شنوندگان بالاتر بوده است. هم چنان كه در مورد روايات حوادث پس از ظهور، وضع اين چنين است.
٢. سعى در پر كردن فضاهاى خالى و كاستى هاى موجود در اين تاريخ، با عنايت به اين كه مى دانيم امام مهدى عليه السّلام به طور طبيعى پس از ظهور بر اساس اصول كلى اسلامى عمل خواهد نمود؛ هر چند روايات- در نتيجه شرايط خاص- به آن تصريح نكرده باشند.
امّا باز شكافهاى وسيعى باقى مى ماند كه مى توانيم همه يا بخشى از آنها را از طريق روش دومى كه به زودى مى آوريم اصلاح نماييم و بدون به كارگيرى اين روش، ترميم آن نقايص ممكن نخواهد بود. همان طور كه پس از اين خواهد آمد با استفاده از اين دو روش، خواهيم توانست بخش مهمى از آن شكافها را پوشش دهيم.
٣. رد هر خبرى كه مخالف نصوص و اصول كلى اسلامى باشد (البته تا وقتى كه مستفيض يا متواتر نباشند.)