ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - بخش اول نشانه ها و مقدمات ظهور
روش دوم: بيان نكردن هر آنچه كه موجب تحريك عواطف مذهبى و شعله ور شدن آتش كينه بين پيروان مذاهب اسلامى مى گردد. هر چند كه با اين سكوت كاستى هايى در اين تاريخ پديد آيد.
البته تعداد اين روايات فرقه گرايانه زياد نيست و آنها نيز اسناد درستى ندارند؛ پس نبايد بى توجهى به آنها موجب تأسف گردد.
٢. حقيقتا يك پژوهنده نمى تواند ژرفاى حقيقى روز موعود را درك نمايد. از اين روست كه راه بر روى شناخت جزئيات برنامه اى كه امام عليه السّلام اعلام خواهد كرد و نيز عمق واقعى فرهنگ فرد مسلمان و جامعه اسلامى در آن زمان، بسته است و تنها مى توان به شيوه اجمال و به شكل فضاياى كلّى از رويدادهاى آن روز پزرگ سخن گفت.
پس از آگاهى از محورهاى پنج گانه، به روشنى مى توانيم سستى اشكالى را كه در ابتداى اين مقدمه آورده شد، مبنى بر اين كه طرح اين بحث، بيهوده و تير افكندن در تاريكى است دريابيم.
ثمرات بحث تاريخ پس از ظهور را نمى توان ناديده گرفت؛ زيرا هر يك از آن ها (كه در ذيل محور اوّل از اين مقدّمه آورديم،) به تنهايى كافى است كه ما را براى ورود به اين مبحث قانع سازد.
اما اين كه تيرى در تاريكى باشد، چنين نيست؛ زيرا ما اين تاريخ را از منابع و اصول كلى اسلامى دريافت مى كنيم و هرگز ادعاى غيب گويى نداريم. آرى، اخبارى كه از پيامبر و امامان معصوم عليهم السّلام نقل شده و ما بر آنها تكيه مى كنيم، حاوى اخبار غيبى و حوادث آينده نيز مى باشد كه خداوند به آنها تعليم فرموده است. هم چنان كه در تاريخ گذشته نيز بر چنين رواياتى اعتماد كرده و درستى آنها را اثبات كرده ايم. حتى برخى از آنها از چنان درستى و صحتى برخوردار است كه مى توان بر آن اساس عقايد اسلامى را ثابت كرد، چه رسد به موضوع مهدويت.[١] در نتيجه اگر بعضى از آن خبرها را بتوان تصديق كرد، بعيد نخواهد بود كه بتوانيم همه آنها را نيز پذيرفته و تصديق نماييم.
اما در مورد اين اشكال كه معلوم نيست اين پيشگوييها تحقق پيدا كند يا نه بايد گفت اين بستگى به استحكام و قوت ادله اى دارد كه ارائه مى كنيم كه برخى به طور قطع نتيجه مى دهد و برخى ديگر به ظن قوى. گرچه هر دو آنها شايستگى اثبات تاريخى رادارد.
ه) ترتيب بخشها و فصلهاى اين كتاب
اين كتاب به سه بخش كلى تقسيم مى شود:
بخش اول: نشانه ها و مقدمات ظهور
باب اول: مبانى كلى ظهور (مسائل اصلى كه روز موعود بر مبناى آنها پديد مى آيد.)
فصل اول: ارتباط روز ظهور با برنامه كلى الهى براى بشريت
فصل دوم: تأثيرات غيبت كبرى در دوران پس از ظهور، نسبت به خود امام مهدى عليه السّلام و نيز اصحاب ايشان و هم جنين تمام بشريت.
فصل سوم: تعيين زمان ظهور از نظر شرايط و نشانه ها، و نتيجه تحقق آن ها در پس از ظهور و اشاره به اين كه بيان اين شرايط و نشانه ها، به معناى تعيين زمان ظهور كه در روايات از آن نهى شده، نيست.
فصل چهارم: نگاه امام مهدى عليه السّلام به هستى، زندگى و قانون گذارى.
فصل پنجم: برنامه خداوند براى دوران پس از ظهور و اينكه اين برنامه ريزى در هنگام ظهور پايان نمى پذيرد بلكه همواره وجود دارد؛ ولى به شكل جديد