ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ضرورت بازنگرى معارف مهدوى
پذيرش نمىشود؛ زيرا در دين اكراه و اجبارى نيست. همه آن مبانى يا معيارهايى كه در نقد احاديث وجود دارد در روايات امام مهدى (ع) نيز جارى و سارى است. قرآن، سنّت (يعنى افعال و اقوالى كه از معصومين (ع) صادر شده است نه حديث؛ زيرا حديث يك مقدار با سنت متفاوت است)، عقل (كه منظور همان عقل فطرى است نه عقل فلسفى) ضروريات و مسلمات دين و مذهب و روح كلى دين (كه شهيد صدر نيز روى آن نكته تأكيد مىكنند) همه از جمله امورى هستند كه در نقد احاديث مىتوانند معيار قرار بگيرند. البته يك نكته را بايد حتما متذكر شويم و آن اين است كه نقد حديث يك امر بسيار مخاطرهآميزى است. در تشبيه پل صراط گفته شده كه از مو باريكتر و از شمشير برندهتر است، نقد حديث نيز اينگونه است. معمولًا كمتر كسى است كه وارد اين وادى شده باشد و انحرافى برايش رخ نداده باشد. فرد بايد سال هاى سال با مبانى شريعت به طور دقيق آشنا شده باشد و قرآن و اسلام با روح، خون و پوست او در آميخته باشد تا بتواند به نقد حديث بپردازد. نقد حديث نبايد به گونهاى مطرح شود كه هر كسى با هر مقدار معلوماتى كه دارد خودش را محق بداند كه بخواهد در اين وادى وارد شود.
نكته بعدى اينكه عدم پذيرش برخى از روايات به اين معنا نيست كه آنها مجعول و مردود هستند، بلكه بدين معناست كه بايد علم آنها به امام معصوم (ع) برگردانده شود يا از كسانى كه آگاهند پرسش شود يا در بوته اجمال قرار گيرد تا زمانى كه مشكلاتشان برطرف شود.
براى اينكه بحث ما مصداقىتر و عينى تر شود، لطفا به برخى از رواياتى كه احياناً مفاد و مضمون آنها با آن اصول و معيارهايى كه حضرت عالى مطرح فرموديد، منافات دارد اشاره و براساس همين اصول آنها را نقد كنيد.
آقاى طباطبايى: براى نمونه به روايتى كه بنده هفته پيش با آن مواجه شدم اشاره مىكنم در كتاب بحارالانوار (ج ٦٣، ص ٣٨٩) آمده است كه: امام مهدى (ع) بعد از ظهور با گروهى از بنىاميه مواجه مى شوند (بنىاميه به عنوان نمادى از كسانى هستند كه با حضرت مى جنگند) آن حضرت ايشان را تنبيه مىكنند و آنها به غرب يا به تعبير روايت به دولت روم پناهده مىشوند. رومىها از آنها مى خواهند دين مسيحيت را بپذيرند. آنها نيز قبول مىكنند. امام مهدى (ع) به تعقيب آنها مىپردازند و آنها آز دولت روم تحويل مى گيرند و مردان آنها را مىكشند و شكم زنان باردار آنها را پاره مىكنند. فيقتل الرجال و يبقر بطون الحبالى شما اگر بدترين و جنايتكارترين فرد روى زمين را هم تصور كنيد اگر چنين فردى حامله باشد براساس احكام اسلام، او تا پايان مدت حمل و تا پايان مدتى كه فرزند او احتياج به مادر دارد مجازات نمىشود. بنابراين مىبينيد كه اين روايت با يكى از آموزههاى اسلامى كه جزء محكمات شريعت است مخالف است و قطعا نمىتوان اين عمل را به امام مهدى (ع) و سپاهيان او نسبت داد.
جناب آقاى حسينى! در ادامه بحثهاى كه آقاى طباطبايى در زمينه شاخصهها و ملاكهاى نقد محتوايى احاديث مهدويت داشتند براى اينكه ما بتوانيم به ديدگاه متعادلى در نقد و بررسى برسيم، يعنى نه اينكه افراط كنيم و هر آنچه كه به عنوان متن روايت و حديث تلقى مىشود بدون هيچ بررسى بپذيريم و نه اينكه تفريط كنيم و به هر دليل ضعيفى روايات را كنار بگذاريم و رد كنيم، مناسب است كه حضرتعالى نيز اشارهاى به روش نقد محتوايى احاديث مهدويت و مقدماتى كه براى ورود به اين حوزه لازم است، داشته باشيد.
آقاى حسينى: براى ورود به مابحث حديثشناسى در حوزههاى مختلف معارف دينى آگاهى و تسلط كافى نسبت به امورى چند ضرورى است و بدون اين آگاهىها پژوهشگر پژوهشى قرين موفقيت نخواهد داشت. اين امور عبارتند از:
١. دانستن تاريخ تدوين حديث شيعه. به اين معنا كه پژوهشگر بداند در دورههاى مختلفى كه اصحاب ائمه احاديث را از آنان فراگرفته و در مرحله بعد به نسلهاى ديگر انتقال دادهاند چه شرايطى حاكم بوده است. اعم از شرايط سياسى، اجتماعى زير ساختهاى علمى مورد قبول اصحاب و گرايش هاى علمى و حديث ناختى آنان. همچنين بداند شرايط فرهنگى سياسى مؤلفان جوامع روايى ما چه ميزان در نحوه تنظيم و حتى حجم روايات و موضوعات آثار آنان تأثير داشته است.
٢. آشنايى با تاريخ سياسى شيعه. بدون ترديد فضاى حاكم بر زندگى امامان ما و حتى امام باقر و امام صادق (ع) به گونهاى نبوده كه امكان بيان همه معارف به شكل واضح براى آن بزرگواران فراهم بوده باشد. به همين لحاظ است كه ما مىبينيم در پارهاى از مباحث امامت و از آن جمله مهدويت ما با نوعى اجمالگويى، رمزگويى و در پارهاى از اوقات با نهى صريح ائمه از بسط و گسترش بعضى از حقايق در مقطعى خاص مواجه هستيم.
توجه به اين امر در شناسايى واژهها و عبارتهايى كه در كلام معصومين به كار گرفته شده و همچنين مفاهيمى كه آن عبارات و واژهها به مخاطب القاء مى كردهاند، بسيار تأثيرگذار است.
به عنوان مثال به اين عبارت كه از امام صادق (ع) نقل شده توجه كنيد: يمصون الثماد و بدعون النهر