ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - پياده ها و موج سوارها و
گفتوگو از قوىترين عنصر حياتبخش فرهنگ اسلامى را در حاشيه بردند. در چنين موقعيتى هر كس رقيب خويش را با همين اتهام از ميدان به در مىكرد؛ بىآنكه در همان ايام بسيارى از آنانى كه اظهار دلسوزى و احساس تكليف در برابر اسلام و انقلاب مىكردند كمترين اطلاعى از سابقه ولاحقه انجمن و يا دلايل و زمينههايى كه موجب طرد آنان از صحنه حيات سياسى و اجتماعى ايران اسلامى شده بود داشته باشند. شايد حسب همين ماجرا و عدم معرفت جدى درباره جانمايه اعتقادى شيعه بود كه شمارگان نشر كتابهاى مهدوى به پايينترين سطح خود- نسبت به ساير كتابها- رسيد. به همانسان كه هيچ نشريهاى به صورت مرتب و دورهاى تا سال ٧٥- ١٣٧٤ عهدهدار تبيين مباحث مهدوى و نشر اين فرهنگ در ميان مردم نشد. در حالى كه اين گفتوگو شرط ضرورى بقا و دوام حيات دينى مردم و تكليف جمله مبلغان و نويسندگان و هنرمندان بود.
انتشار برخى آثار و از جمله مجله موعود در نيمه دوم دهه هفتاد (١٣٧٥) در كنار بسيارى از حوادث و بحرانهاى گسترده كه عموم مردم جهان را متذكر آخرالزمان، منجى موعود و رهايىبخش آسمانى مىساخت و ورود پارهاى فيلمهاى غربى كه حاوى همين مضامين بودند موجب شد تا عرضه آثار فرهنگى مهدوى و برگزارى نشستهاى ادوارى و جلسات گفت و شنود جوانان روى به تزايد نهد و تمايل عمومى مردم درباره حجت حى خداوند و مراجعه به آثار و كتابهاى مهدوى (خارج از ايام جشن نيمه شعبان) به نحو چشمگيرى آشكار شود.
اين اقبال عمومى كه به طور خاص محصول عنايت حضرت صاحبالزمان (ع) بود نمىتوانست قرين با بروز برخى تهديدها از بيرون و آسيبها از درون نباشد تا آنجا كه اكنون بيش از هر زمان اين تهديد و آسيب خود را نمايان ساخته است.
انتشار آثارى سطحى، بازارى و ضعيف كه نوعى قشرىگرى، خيالبافى و انفعال را با اتكاء به ظرفيتهاى گسترده فرهنگ مهدوى ميان عموم مردم مىپراكنند.
طى سالهاى اخير اين آثار فهرست بزرگى از كتابها و برخى مجلات مهدوى را در خود جاى داده است. اين آثار از سادگى، صرافت طبع و علاقه عمومى مردم به فرهنگ مهدوى و ساحت قدس حضرت صاحبالزمان (ع) سوء استفاده مىكنند. چنانكه طى دويست سال اخير دول استعمارى با فرقهسازى سعى در ايجاد انحراف و يا ساخت و پرداخت مصاديقى جعلى و دروغين از آن منجى موعود و بالاخره تضعيف پتانسيل قوى و حركت آفرين فرهنگ مهدوى كردهاند. آثار ياد شده افراد خاصى را مرتبط و منتسب به ساحت قدس حضرت- ارواحنا له الفداء- معرفى مىكنند و با سكوت زيركانه درباره همه تهديدها و آسيبها باعث مىشوند تا توجه جمله جوانان و نوجوانان بيش از هر چيز معطوف شاعرانهها، خوابها، ديدارها شود و با بسط نوعى بىتفاوتى درباره حوادث و وقايعى كه كيان فرهنگى و جغرافياى خاكى اين سرزمين اسلامى را تهديد مىكند زمينه غفلت از خطرات و مخاطرات را فراهم سازند.
منحصر كردن شيوه بزرگداشت و پاسداشت جشن ميلاد نيمه شعبان در برگزارى مجالس شادى و چراغانى و توزيع نقل و شيرينى يكى ديگر از آسيبهايى است كه زمينه غفلت را فراهم مىسازد.
در اين شيوه تماميت اهتمام در آخرين ساعات عصر پانزدهم شعبان به پايان مىرسد؛ بىآنكه شرط ضرورى اين پاسداشت كه همانا نشر معارف مهدوى، مصونيت بخشى به مردم در وقت بروز امواج فتنه، ترديد و تهديد است ادا شده باشد.
اين نحوه از مجالس جشن و سرور، ناخواسته كنارهگيرى از حضور فعال در صحنههاى مناسبات اجتماعى را القا مىكند و چشم مردم را بر تهديدهاى نظامهاى استكبارى و استعمارى مىبندد.
نگاهى به فهرست برنامههاى رسانهاى چون صدا و سيما در ايام برگزارى جشن ميلاد نشان مىدهد كه اين رسانه مهم و تأثيرگذار- كه حضرت امام (ره) از آن به عنوان دانشگاه عمومى ياد كردند- با وجود داشتن امكاناتى وسيع بدون هيچگونه برنامهريزى جدى و آمادگى شايسته به ناگاه در صحنه جشن و شادى مردم حاضر مىشود و با ارائه برنامههايى ضعيف، فاقد محتوى، فاقد طرح كلان و منسجم و با اتكا به چند برنامه عجولانه و ترتيب مجالس ميهمانى رنگارنگ با حضور چند هنرپيشه، چند خواننده، چند ورزشكار سر و ته ماجرا را هم مىآورد. در اين ميان اگر همت طبيعى مردم در برگزارى جشن و برپايى طاق نصرت و بساط سور و سات نبود معلوم نبود اينهمه شبكه راديويى و تلويزيونى در اين ايام چه مىكرد.
انصافاً تا كى مىتوان از فلسفه غيبت، و راز طول عمر امام سخن به ميان آورد؟! با اين نحوه گفت و شنود كدامين نسل را مىتوان در برابر هجمههاى بزرگ رسانهاى غرب- كه عموماً