ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ١ احياى مذهبى در دهه پنجاه و شصت
با پيشرفت متهم شدند، اما اين، بدين معنا نبود كه جريان اصولگرايى جريانى بىاهميت در جامعه آمريكا باشد. دليل اين ادعا، مسرى بودن قانون منع شرب خمر بود كه از سال ١٩١٩ تا ١٩٣٣ در ايالات متحده به مورد اجرا گذاشته شده بود و اين تعبيرى از اخلاقگرايى پروتستانيسم اصولگرا در سيستم اجتماعى آمريكا به شمار مىآمد.[١]
اصولگرايان از شرايط حاصل از ركود بزرگ اقتصادى سال ١٩٢٩ استفاده كردند و مدارس و دانشگاههاى مذهبى چندى از جمله مدرسه لاهوت در دالاس و دانشگاه پاپ جونز را تأسيس كردند و به يارى پيشرفت و تمدن مدرن شتافتند.
در سال ١٩٣٣ گروهى از اصولگرايان از كليساى ماشيحايى ايالات متحده جدا شده و به رهبرى كارل ماكن تاير كليساى ماشيحايى كتاب مقدس را تأسيس كردند.
تفاوت در اينجا بود كه ماكنتاير در ابتدا خود را با گروههاى راستگراى مسيحى، نژادپرستان نازيسم و مخالف ساميان مرتبط ساخت و سپس فعاليتهاى خود را بر دشمنى و ضديت با يهود و مخالفت با سوسياليسم متمركز نمود.[٢]
در آن زمان احياى اصولگرايى در جامعه آمريكا به گونهاى تفسير مىشد كه تأثيرى منفى بر انتقال جامعه از نظام قديم به نظام نوين مىگذاشت و اين (احياى اصولگرايى) پديدهاى است كه با پايان انتقال فرهنگى و از بين رفتن اسباب و علل اجتماعى بهوجود آمدن آن، از بين خواهد رفت.[٣]
ارنست آر. ساندين يكى از مورخان آمريكايى، احياى اصولگرايى را تعبيرى از جنگ ميان جامعه مدرن و نظام عقيدتى مىداند كه اساس و پايههاى آن را تدبيرگرايى و هزارهگرايى تشكيل مىدهد، به عبارت ديگر خداوند، تاريخ را در مسير ظهور مسيح به حركت وامىدارد تا ظهور و هزار سال بر جهان حكومت كند، اما انسان از جهت اين حركت بىاطلاع است و مسير را نمىداند.
ساندين و يكى از روحانيان ايرلندى به نام جان نلسون داربى عنوان مىكنند كه تدبيرگرايى در پايان قرن نوزده تبديل به مكتب و جريان مستقلى شد و جريان بىارادگى تاريخ را به چند مرحله تقسيم كرد. آخرين مرحله، مرحله ظهور مسيح منجى جهت نجات مسيحيان و بردن آنها به بهشت قبل از فرجام تاريخ (قيامت) است كه با نبرد آرمگدون ميان نيروهاى خير و شيطان شروع مىشود، پس از آن حضرت مسيح و پيروانش هزار سال با كاميابى بر جهان حكومت مىكنند، اما مرحله ماقبل آخر، مرحلهاى است كه جهان در حال حاضر در آن بهسر مىبرد و مرحله قبل از ظهور مسيح است و از آنجا كه پيشگويىهاى كتاب مقدس به بازگشت يهود به فلسطين و ساخت هيكل اشاره مىكند، اصولگرايان آمريكا نيز تشكيل دولت اسراييل را مقدمه ظهور مسيح به شمار آوردند.[٤]
جيمز ديوسون هنتر يكى از دانشمندان علوم اجتماعى مىگويد، اوضاع و احوال حاصل از ركود اقتصادى، توقع نزديك شدن ظهور مسيح و اين اعتقاد را كه ركود و كساد، كيفر الهى آمريكاى مرتد و از دين برگشته است، در ميان اصولگرايان آمريكايى قوت بخشيد.[٥]
به همين دليل كليساهاى اصولگراى ماشيحايى و پنجاهيسم فعاليت خود را جهت مقابله با كليساهاى جريان عمومى پروتستانيسم كه مدافع پيشرفت و ترقى بودند، در حركتى مستقل كه منعكس كننده اخلاق گرايى سنتى و نجات فردى و كنارهگيرى از زندگى مدرنيزه بود، آغاز كردند كارل ماكنتاير در سال ١٩٤١ سازمان مجلس كليساهاى مسيحى آمريكا[٦] را در مقابل مجلس فدرال كليساها و مجلس كليساهاى آمريكا كه خود را بشارتى تندرو و مخالف مدرنيسم معرفى مىكرد، تأسيس نمود.
مجلس كليساهاى مسيحى آمريكا بر كميسيون ارتباط فدرال فشار آورد، تا زمان پخش برنامههاى پروتستانى ميان اصولگرايان و مجلس فدرال كليساها تقسيم شود.
يك سال بعد، اتحاديه ملى اوانجيلىها تأسيس شد و در تفسير ظاهرى كتاب مقدس با مجلس كليساهاى آمريكا هم عقيده شد. در سال ١٩٤٣ يك سال پس از تأسيس مقر اتحاديه درشيكاگو، اتحاديه ملى اوانجيلىها جهت ارسال گروههاى مبلغ به خارج و باز كردن راهى جهت نفوذ اوانجيليسم در ميان كشيشان نيروهاى مسلح افتتاح شد.[٧]
در اوايل دهه چهل، اتحاديه ملى اوانجيلىها، ٤٣ تجمع كليسايى و ١٠٠ كليسا را دربر مىگرفت[٨] و بدين ترتيب تأثير و نفوذ مجلس كليساهاى آمريكا