ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
جنگ صليبى بخش دوم
٢ ص
(٤)
تخريب بيت المقدس و واكنش مسلمين
٤ ص
(٥)
از ميان اخبار
١٣ ص
(٦)
خلاصه اخبار
١٣ ص
(٧)
آلمان مجله اشپيگل
١٣ ص
(٨)
بلژيك سايت اينترنتى اخبار بلژيك
١٣ ص
(٩)
فلسطين اشغالى روزنامه صهيونيستى جروز الم پست
١٣ ص
(١٠)
فلسطين اشغالى
١٣ ص
(١١)
آمريكا جان كرى، رقيب انتخاباتى بوش
١٣ ص
(١٢)
فرانسه ژاك شيراك
١٣ ص
(١٣)
آلمان
١٣ ص
(١٤)
ايران
١٣ ص
(١٥)
ايران
١٣ ص
(١٦)
قدس در خطر حمله انتحارى صهيونيست هاى افراطى
١٤ ص
(١٧)
استمداد مؤسّسة الأقصى از مسلمانان براى جلوگيرى از تخريب مسجد الاقصى
١٤ ص
(١٨)
هشدار حزب الله در رابطه با تخريب مسجد الاقصى
١٤ ص
(١٩)
خريد زمين هاى جنوب شرق تركيه توسط اسرائيلى ها
١٤ ص
(٢٠)
ساندى تلگراف معشوقه عرب ولفوويتز مشاور سياستهاى افراطى وى است
١٥ ص
(٢١)
يهوديان آمريكا جهت ايجاد امنيت در مدارس رژيم صهيونيستى كمك مالى مى كنند
١٥ ص
(٢٢)
شيعيان يمن، هدف بعدى كشتار القاعده
١٥ ص
(٢٣)
مردى از نوعى ديگر
١٦ ص
(٢٤)
صداى پاى على
١٧ ص
(٢٥)
بازسازى معبد و آيين قربانى
١٨ ص
(٢٦)
اهميت معبد براى يهوديان و مسيحيان صهيونيست
١٨ ص
(٢٧)
اساس انجيلى بازسازى معبد
١٩ ص
(٢٨)
معبد براى قربانى كردن
١٩ ص
(٢٩)
زمان بازسازى
١٩ ص
(٣٠)
محل معابد گذشته
١٩ ص
(٣١)
چگونگى ساخت معبد
٢٠ ص
(٣٢)
آموزش روحانيون
٢٠ ص
(٣٣)
پرورش گوساله سرخ
٢٠ ص
(٣٤)
گنجينه معبد
٢٠ ص
(٣٥)
مخالفت با مسلمانان
٢٠ ص
(٣٦)
نتيجه
٢١ ص
(٣٧)
رجعت
٢٢ ص
(٣٨)
1 رجعت در كلام بزرگان
٢٣ ص
(٣٩)
2 رجعت در آيات قرآن
٢٤ ص
(٤٠)
3 رجعت در روايات
٢٦ ص
(٤١)
4 شبهات درباره رجعت
٢٧ ص
(٤٢)
به مولايم مهدى
٢٩ ص
(٤٣)
سومين معبد
٣٢ ص
(٤٤)
مسيحا و معبد سليمان
٣٢ ص
(٤٥)
گوساله سرخ موى
٣٣ ص
(٤٦)
اصلى ترين فروع
٣٦ ص
(٤٧)
1 مفهوم تولّى و تبرّى
٣٧ ص
(٤٨)
2 تولّى و تبرّى در آموزه هاى اسلامى
٣٧ ص
(٤٩)
3 دوستان و دشمنان اهل ايمان
٣٨ ص
(٥٠)
4 ضرورت دوست شناسى و دشمن شناسى
٣٩ ص
(٥١)
گلبانگ
٤٠ ص
(٥٢)
در ره وصل تو
٤٠ ص
(٥٣)
جمال الهى
٤١ ص
(٥٤)
قرار دل بى قراران
٤١ ص
(٥٥)
داغدارترين لاله
٤١ ص
(٥٦)
شوق وصال
٤٢ ص
(٥٧)
مژده فجر طلوع
٤٢ ص
(٥٨)
مثل سؤال
٤٢ ص
(٥٩)
باور نمى كنم
٤٣ ص
(٦٠)
اراده معطوف به حق
٤٤ ص
(٦١)
ادبيات مهدوى، غفلتها و كاستى ها
٤٨ ص
(٦٢)
تاريخ پس از ظهور
٥٢ ص
(٦٣)
مقدمه
٥٢ ص
(٦٤)
الف) اهميت موضوع
٥٢ ص
(٦٥)
ب) روش استدلال
٥٣ ص
(٦٦)
ج) مشكلات موجود در اين مبحث
٥٥ ص
(٦٧)
فرزند على! صداى گامهايت را مى شنوم
٥٩ ص
(٦٨)
مسيح يهودى و فرجام جهان مسيحيت سياسى و اصول گرا در آمريكا
٦٠ ص
(٦٩)
احياى مذهبى و مسيحيت صهيونيستى قسمت ششم
٦٠ ص
(٧٠)
1 احياى مذهبى در دهه پنجاه و شصت
٦٠ ص
(٧١)
2 جنگ 1967 و احياى مسيحيت صهيونيستى
٦٤ ص
(٧٢)
ذكر نام امام زمان (ع)
٦٦ ص
(٧٣)
ابزارى تازه براى توجيه سياست هاى جنگ طلبانه
٧٢ ص
(٧٤)
غريب و طريد
٧٤ ص
(٧٥)
جهان منتظر كلمات توست
٧٥ ص
(٧٦)
پرسش و پاسخ
٧٦ ص
(٧٧)
1 امام زمان (ع) ادامه دهنده راه پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) است
٧٦ ص
(٧٨)
2 امام زمان (ع) به عوامل خرسندى و ناخرسندى خود اشاره كرده اند
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ب) روش استدلال

دارند. او مردى است كه لقبش، مهدى است؛ در زمان خويش به دنيا خواهد آمد و زمين را از قسط و عدل مى‌آكند پس از آنكه از ستم و بيداد پر شده باشد.

٣- ١. آن مصلح منتظرى كه اماميه چشم به راه اويند؛ او امام محمدبن الحسن بن على (ع) است كه ظهور خواهد كرد و زمين را از قسط و عدل لبريز مى‌نمايد پس از آنكه از ستم و جور آكنده شده باشد.

اين عرصه‌هاى سه گانه در جوهر خويش، يكى هستند و اشاره به مفهوم واحدى دارند كه در برنامه كلى الهى مندرج است؛ اديان گذشته به آن بشارت داده‌اند و اسلام آن را تأييد كرده است.

البته اختلاف آنها ناشى از شرايط خاصى است كه نوعى ارتباط با تربيت فكرى بشر دارد.

در هرحال، سزاست كه در استدلال بر وقايع آينده از اصول مشترك و مسلّم در بين عرصه‌هاى سه گانه بهره ببريم تا آنكه سخن ما براى آنها تا حد امكان، صحيح و قابل قبول باشد.

البته تا حد زيادى، شناخت اصول مشتركى كه بيانگر مفهوم كلى مهدويت باشد، مشكل مى‌باشد و اين به دليل عدم توافق بر امور مشتركى است كه بتوان بحث را از آنجا آغاز كرد.

با اين حساب، بحث از جزئيات حوادث روز موعود و اقداماتى كه پيشواى منتظر به آن دست خواهد زد، نشدنى است و در نهايت آنچه به طور اجمال مى‌توان شناخت و برآن توافق كرد، همان پياده كردن عدالت برزمين است.

آرى، اگر فقط به ديدگاه يهود و نصارى و اسلام در مورد مصلح منتظر بسنده كنيم، مى‌توان از برخى اصول مشترك و مورد توافق آغاز كرد و به بعضى جزئيات وقايع روز موعود نيز رسيد؛ مانند آنكه: در احاديث اسلامى آمده است كه در آن روز، مسيح (ع) فرود مى‌آيد.

اما از رهگذر عرصه‌هاى دوم و سوم مى‌توان به جزئيات حوادث روز موعود، استدلال نمود و به اصول مشترك بسيارى دست يافت. در اين استدلالها، منبع مورد توافق عبارت است از: آيات قرآن كريم كه وعده روزى را داده‌اند كه اسلام عدالت محور، پياده خواهد شد و نيز رواياتى كه مورد پذيرش اماميه و غيراماميه است. (البته درباره آن رواياتى كه مختص هر فرقه است، پس از اين سخن خواهيم گفت).

خوب است يادآورى كنيم كه اخبار اماميه، بسيار بيشتر از روايات غير اماميه، به نقل حوادث تاريخى پس از ظهور پرداخته است. به ويژه آنجا كه از امام مهدى (ع) و ياران و اقدامات آن حضرت ياد مى‌كنند. گرچه در اخبار غيراماميه هم در مورد مسيح (ع)، دجال و علائم قيامت فراوان سخن رفته است.

٢. تقسيم از لحاظ مقدار حوادثى كه به دنبال دستيابى به آن و اثبات تاريخى‌اش هستيم. اگر ما در پى اطلاع يافتن از كليات و نيز جزئيات تاريخ پس از ظهور و ذكر وقايع آن و سخنان افراد آن دوره باشيم، بايد گفت اين خواسته‌اى است غيرممكن كه فراراهش بن‌بست قرار دارد؛ زيرا در رواياتى كه در مورد تاريخ پس از ظهور نقل شده، رخنه و گسستهاى وسيعى وجود دارد.

البته پرداختن به آن جزئيات، نه اهميتى و نه مصلحتى براى اين زمان (كه زمان پيش از ظهور است) دارد و تنها آينده است كه ظرف تحقق آن مى‌باشد و خداوند بر ايجاد آن تواناست.

در نتيجه تحقق هر كدام از ثمرات بحث از تاريخ پس از ظهور، منوط به امثال اين جزئيات نيست بلكه صرفاً در مورد آنها، شناخت انديشه‌هاى عمومى و وقايع مهم در آن دوره كه در روايات آمده، به صورتى كه امكان اثبات تاريخى‌اش باشد، كفايت مى‌كند.

از اين رو نمى‌توان از پژوهشگر تاريخ پس از ظهور، انتظار داشته باشيم، بيش از اين وارد جزئيات شود؛ زيرا او به مقتضاى نوع كار و منابعى كه در دسترس دارد، تنها مى‌تواند به انديشه‌هاى عمومى و وقايع مهم بپردازد.

ج) تقسيم از جهت آنچه كه ما از لحاظ اثبات تاريخى به دنبال آن هستيم. گاهى ما در پى حصول اطمينان از وجود حادثه مشخصى هستيم و گاهى نيز به روايات معمولى براى اثبات وجود آن حادثه معين بسنده مى‌كنيم.

بدين جهت، براى ما دو موضع وجود دارد:

موضع اول: هنگامى است كه بخواهيم از وجود حادثه معينى كه زمان وقوع آن پس از ظهور است، اطمينان حاصل كنيم. در اين صورت مى‌توانيم به منابع زير اعتماد نماييم:

١. قرآن كريم كه ظاهر برخى آيات آن به روشنى بر ويژگيهاى عدالت اسلامى و خيراتى كه در صورت پياده شدن احكام اسلامى به بشريت مى‌رسد، دلالت مى‌كند.

٢. روايات متعددى كه همه يك حادثه معيّن را نقل مى‌كنند به طورى كه يكى بر ديگرى قرينه مى‌باشد و آن را تصديق مى‌كند به طورى كه در مجموع، موجب اثبات تاريخى در هر زمينه معمولى از زمينه‌هاى تاريخ مى‌باشد.

٣. اخبارى كه شيعه و سنّى روايت كرده‌اند به شرط آنكه بر نقل يك حادثه معيّن توافق داشته باشند. هرچند تعداد اين روايات كم باشد؛ چون همين تعداد كم هم در اثبات آن حادثه معيّن، كافى است.

شرايط روايت و راويان در هر مذهبى، ويژه همان مذهب است، و همين امر باعث اختلاف در نقل روايت مى‌شود؛ در نتيجه هنگامى كه آنها برنقل مضمون يك روايت واحد، توافق نمايند، تا حدّ بسيار زيادى از خطا واشتباه دور خواهيم ماند.

٤. خبرى كه قواعد و اصول اسلامى آن را تأييد مى‌كند و در نتيجه براى اثبات تاريخى كافى مى‌باشد. مانند اخبارى كه مى‌گويد امام مهدى (ع) اسلام رإ؛