ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ب) روش استدلال
مصلح بزرگ در روز موعود و نيز روشها و سياستهايش در تدبير و رهبرى قيام جهانى، مشتاقانه قدم بردارد.
اينجا دهها پرسش در برابر ما و هر كسى كه با زندگى پيچيده و مدرن عصر جديد مواجه است، قد علم مىكند.
آيا امام مهدى (ع) همين تشكيلات و سازماندهى را با همه قلمروهاى متفاوتش خواهد پذيرفت يا آنكه او براى جهان، چهرهاى ديگر را ترسيم خواهد نمود و از نو عالمى ديگر خواهد ساخت؟
هرگاه اين بررسيها بتواند، برخى از گرههاى بحث را بگشايد و به تعدادى از اين پرسشها، پاسخ دهد، ما به خواسته خويش رسيدهايم.
در اين صورت، سخن از تاريخ پس از ظهور، يعنى: ١- آگاه شدن از روز اصلاح جهان به دست امام منتظر (ع) و اين نيز يعنى پرداختن به نتايج نهايى كه انديشه مهدويت، عهدهدار تحقق بخشيدن به آنهاست؛ ٢- شرح و توصيف زندگى انسان نمونه و آرمانى در آينده نيكى كه در انتظار اوست.
ايمان و باور ويژه به نظريه مهدويت- همچون اعتقاد شيعه به غيبت طولانى براى مهدى موعود (ع)- پيش شرط مطالعه و پژوهش در اين تاريخ نيست؛ زيرا مىتوان تصور كرد كه امام (ع) به وظايف خود پس از ظهور عمل كنند، چه پيش از آن غايب بوده باشند و چه نباشند.[١] از اينروست كه ثمرات اين بحث، شامل همه مسلمانانى مىشود كه به انديشه مهدويت- به شكل عام- ايمان دارند؛ بلكه حتى نسبت به غير مسلمانانى كه منتظر منجى جهانىاند، تأثير قابل ملاحظهاى دارد.
از زاويهاى ديگر، اهميت اين بحث در آنجا آشكار مىشود كه ما تلاش كنيم هر آنچه را كه در مورد حوادث و اتفاقات روز ظهور و پس از آن گفته شده يا مىشود از افسانهها و خرافات پاكسازى شود، همچنين كوشش نماييم كه تنها به مطالبى كه با دليل به اثبات رسيده، اكتفا و سخنان بىپايه و اساس را ردّ كنيم.
همچنين ثمره اين بحث در موضوع ارتباط محكم بين روز موعود و اهداف بزرگى كه عالم و آدم براى آنها آفريد شده است آشكار مىگردد؛ همان اهدافى كه كاروان انبيا، اوليا، شهدا و همه مصلحان در طول تاريخ، موظف به حركت در آن مسير هستند.
پس از اين، روشن خواهد شد كه روز ظهور، يك امر تصادفى و غير منتظره و يا يك تقدير كور و بدون برنامه قبلى نيست بلكه نتيجه طبيعى اراده پروردگار در برنامه كلى خويش است كه در مقدمه چينى آن، انبيا مشاركت كرده و به خاطر آن، اديان الهى را تبليغ نموده و در راهش فداكارى و جانفشانى كردهاند.
ثمره ديگر اين بحث آن است كه شخص مىتواند پس از آگاهى از اين تاريخ، در مورد ويژگيهاى امام مهدى (ع) و اقداماتش در هنگام ظهور به اندازه كافى بينديشد و دريابد كه آيا آن كسى كه ادعاى مهدويت دارد، همان مهدى موعود و رهبر قيام جهانى است و يا مردى دروغگو و باطل انديش است.
چون ممكن است كسى در طول زندگى يا در مطالعات تاريخىاش، با ادعّاهاى متعدد مهدويت روبرو شود؛ دراين صورت اگر اين شخص از كسانى باشد كه انديشه مهدويت را به طور كلى و اجمالى قبول دارد و نه دقيق و جزء به جزء، در ابتداى امر درمىماند كه آن ادّعا را راست بداند و يا دروغ بپندارد درنتيجه نخواهد دانست كه آيا او همان مهدى منتظر است يا خير.
اگر چه انديشه اسلامى از طريق برهان كلامى، مىتواند اين مشكل را حلّ كند ولى ما مىتوانيم با چشمپوشى از اين شيوه، اين مشكل را از راه استدلال تاريخى حلّ كنيم. اين امر با تلاش براى تطبيق ويژگيهايى كه از نظر تاريخى براى امام (ع) ثابت شده بر هر شخصى كه ادعاى مهدويت دارد، امكانپذير است. در نتيجه اگر آن ويژگيها بر آن فرد تطبيق كرد، او همان مهدى موعود است.
حقيقتاً جاى تأسف است كه كسى مهدى موعود واقعى باشد امّا افراد نتوانند او رابشناسند يا آنكه كسى به دروغ ادّعاى آن را بكند امّا ديگران نتوانند دروغگو بودنش رادريابند، و به دليل پيروى از او به بيراهه كشيده شوند.
در نتيجه بايد هر فردى، معيار و محكى عقيدتى و ملاك و ميزانى تاريخى داشته باشد كه بتواند به وسيله آن حق را از باطل تشخيص دهد. اسلام هر دو معيار عقيدتى و تاريخى را در اختيار ما قرار داده است امّا آنچه كه محلّ بحث ماست، همان معيار و ميزان تاريخى است.
اينها برخى از ثمرات اين بحث است كه بهدليل اهميت بالاى آن، شايستگى دارد كه بهعنوان شاخهاى از معارف اسلامى و رشتهاى از رشتههاى علوم انسانى مطرح گردد.
ب) روش استدلال
روش استدلال در اين مباحث، تابعى است از نتايجى كه مىخواهيم به آنها برسيم. ما بايد آن نتايج و نيز محل احتياج به آنها را بشناسيم تا آنكه استدلالهايى مناسب با آن نتايج را سامان دهيم.
ذيلًا تقسيمات سه گانهاى را براى آن نتايج مىآوريم:
١. تقسيم از نظر جهتگيرى انديشه مهدويت؛ يعنى مشخص كردن مصلح منتظر در نظر فرد. اين جهتگيريها داراى سه عرصه اصلى است:
١- ١. آن مصلح منتظرى كه غيرمسلمانان (مسيحيان، يهوديان، هندوان و ...) با وجود اختلافشان در مورد شخص او و ويژگيهايش، بدان معتقدند.
٢- ١. آن مصلح منتظرى كه همه مسلمانان باورش