ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ٤ ضرورت دوست شناسى و دشمن شناسى
از آن حضرت خواسته بود، او را از دينى كه خود و اهل بيتش برآنند، آگاه سازند، فرمود:
شهادة أن لا إله إلّا اللَّه، و أنّ محمّداً رسول اللَّه، صلّى اللَّه عليه و آله، والإقرار بماجاء من عنداللَّه والولاية لوليّنا والبراءة من عدوّنا والتسليم لأمرنا و انتظار قائمنا والإجتهاد والورع.[١]
گواهى به اينكه خدايى جز خداى يكتا نيست و اينكه محمد- كه درود بر او و خاندانش باد- فرستاده خداست؛ اقرار به آنچه از سوى خدا آمده است؛ دوستى دوستان ما؛ بيزارى جستن از دشمنان ما؛ تسليم شدن در برابر فرمان ما؛ چشم به راه بودن قائم ما؛ تلاش در راه اطاعت خدا و پاكدامنى و پرهيزكارى.
اين آيات و روايات اگر فراتر از زاويه نگاه محدود مذهبى و فرقه اى مورد توجه قرار گيرند مى توانند مشخص كننده دوستان و دشمنان ما در عصر حاضر و تعيين كننده حدود دوستيها و دشمنيهاى ما باشند.
بنابراين مى توان گفت از آنجا كه عصر حاضر، عصر امامت و ولايت امام مهدى (ع) است و ايشان حجت الهى در زمان هستند ما از يك سو وظيفه داريم كه به ريسمان ولايت مهدوى چنگ زنيم و همه مناسبات فردى و اجتماعى خود را براساس خواست و رضايت او سامان دهيم و از سوى ديگر مكلفيم كه از تمسك به ولايت دشمنان آن حضرت خوددارى كنيم و از هر آنچه كه در تقابل با اين ولايت است بيزارى جوييم.
بدون ترديد امروز فرهنگ و تمدن برخاسته از اومانيسم، سكولاريسم و ليبراليسم غربى كه با خوى استكبارى و برترى طلبى خود در پى حاكميت بخشيدن ولايت خود بر سراسر جهان است در تقابل جدى با فرهنگ ولايت محور شيعى و آرمان حقيقت مدار، معنويت گرا و عدالت محور مهدوى قرار دارد و از اين رو بر همه متمسكان به ولايت مهدوى لازم است كه از اين فرهنگ و تمدن بيزارى جويند و با سلطه طلبى آن مقابله كنند.
٤. ضرورت دوست شناسى و دشمن شناسى
در پايان لازم به يادآورى است كه شناخت دوستان و دشمنان اهل ايمان از آنجا كه مقدمه دل بستن و درآويختن به يكى و بيزارى جستن و دورى گزيدن از ديگرى است-[٢] براى همه كسانى كه طالب هدايت و رستگارى اند، به ويژه براى كسانى كه سر در گرو ولايت آخرين امام از سلسله اولياى خدا، حضرت مهدى (ع) دارند، ضرورى است؛ چرا كه اينان تا ولايت مهدوى را- كه استمرار ولايت الهى، ولايت محمدى و ولايت علوى است- چنانكه بايد نشناسند و از كسانى كه در تقابل با جريان ولايت مهدوى هستند شناخت جدى نداشته باشند نمى توانند آنچنان كه شايسته است به ريسمان ولايت مهدوى درآويزند و از دشمنان اين ولايت بيزارى جويند.
پى نوشتها:
[١]. سوره بقره (٢) آيه ٢٥٧؛ همچنين ر. ك: سوره جاثيه (٤٥)، آيه ١٩.
[٢]. ر. ك: ابى الفصل جمال الدين محمد بن مكرم (ابن منظور)، لسان العرب، ج ١٥، ص ٤٠٧، ماده ولى؛ احمد بن محمد بن على المقرى الفيّومى، المصباح المنير فى غريب شرح الكبير، ص ٦٧٢- ٦٧٣؛ على اكبر دهخدا، لغتنامه، ج ٥، ص ٦٢٧٢، ماده تولى.
[٣]. ر. ك: احمد بن حمد بن على المقرى الفيومى، همان، ص ٤٦- ٤٧، ماده برى. على اكبر دهخدا، همان، ج ٤، ص ٥٧٥، ماده تبرى.
[٤]. ابوالفضل شكورى، فقه سياسى اسلام، ص ٤٢٩- ٤٤٦.
[٥]. محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٢٥، ح ٥.
[٦]. همان، ص ١٢٤، ح ١.
[٧]. همان، ص ١٢٧، ح ١٦.
[٨]. همان، ص ١٢٥- ١٢٦، ح ٦.
[٩]. سوره مائده (٥) آيه ٥٥.
[١٠]. همان، آيه ٥٦.
[١١]. سوره نساء (٤) آيه ١٤٤.
[١٢]. سوره مائده (٥) آيه ٥١.
[١٣]. سوره ممتحنه (٦٠) آيه ١.
[١٤]. ر. ك: احمد بن يعقوب كلينى، همان، ص ١٢٤- ١٢٧؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٦٦، ص ٢٣٦- ٢٥٣.
[١٥]. محمد بن على بن الحسين (شيخ صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٩٢، ح ٤٣. به نقل از: محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمة همراه با ترجمه فارسى، مترجم حميدرضا هاشمى، ج ٢، ص ٩٧٤- ٩٧٥.
[١٦]. محمدباقر مجلسى، همان، ص ١٤، ح ١٥.
[١٧]. در روايتى كه از امام صادق (ع) نقل شده آمده است ... والحبّ فرع المعرفة؛ دوستى فرع (حاصل) معرفت است. محمد باقر مجلسى، همان، ج ٦٧، ص ٢٢، ج ٢٢.