ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ٤ شبهات درباره رجعت
داراست.[١]
فراموش نكنيم حقايقى كه در رجعت براى افراد نمايان مى شود بيش از آن چيزى نيست كه هنگام قيامت كبرا براى افراد مشخص مى شود و درباره آن هم قرآن به صراحت مى گويد كه باز از جمعيت كفار روحيه اطاعت و تبعيت مشاهده نمى شود:
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ.[٢]
[اگر آنها را در آن روز كه در برابر آتش نگاهشان داشته اند بنگرى، مى گويند: اى كاش ما را بازگردانند تا آيات پروردگارمان را تكذيب نكنيم و از مؤمنان باشيم. نه، آنچه را كه از اين پيش پوشيده مى داشتند اكنون برايشان آشكار شده، اگر آنها را به دنيا بازگردانند، باز هم به همان كارها كه منعشان كرده بودند بازمى گردند. اينان دروغگويانند.]
چنين تأكيدى را در آيات ١٠٠- ٩٩ سوره مؤمنون هم مى توان مشاهده كرد و لذا اينطور نيست كه گمان كنيم اينگونه افراد با روشن شدن حقايق از كرده هاى پيشين خود پشيمان مى شوند و راه و روش جديدى در پيش مى گيرند بنابراين با قاطعيت مى توان گفت كه رجعت مطلقا منافاتى با اختيار افراد ندارد.
٢- ٤. اگر رجعت از جمله آيات و دلايل صحت نبوت است مى بايست همانند ديگر معجزات در زمان حيات نبى اكرم (ص) رخ مى داد.
در پاسخ اين شبهه نيز بايد گفت: ضرورت چنين ملازمه اى مشخص نيست ومثال نقض چنين ادعايى هم رخ دادن پيشگوييهاى ايشان از آينده است و اصلًا اقتضاى چنين مسايلى اين است كه در آينده محقق شوند نه هنگام صدور كلام.
٣- ٤. اعلام رجعت صحيح نيست؛ چرا كه كسانى را وادار مى كند كه توبه از گناهان خود را موكول به آينده و زمان رجعت كنند.
پاسخ اين شبهه هم چنين است كه: اولًا بازگشت در رجعت عمومى نيست و تنها عده اى از مردم رجعت مى كنند و ثانيا احدى نمى داند كه آيا او جزء رجعت كنندگان است يا خير و همين كه نمى داند بازمى گردد يا خير در بازداشتن وى از گناهان كفايت مى كند.[٣]
در فهرست نجاشى حكايتى از مؤمن الطاق آورده كه يكى از مخالفان به او گفت: آيا به رجعت عقيده دارى؟ گفت: آرى. مخالف مى گويد: پانصد دينار به من وام ده تا حين رجعت به تو پس دهم. مؤمن الطاق هم به او مى گويد. ضامنى بياور تا ضمانت كند آن وقت تو به سان يك انسان بازگشت مى كنى تا بتوانم وام خود را از تو بستانم، از كجا معلوم كه بوزينه برنگردى؟![٤]
پى نوشتها:
[١]. شعرا و ادبا در اين باره اشعار نغزى سروده اند به علاوه مى توانيد داستان سيد اسماعيل حميرى، قاضى سيار در محضر منسور عباسى را در الفصول المختار، شيخ مفيد كه ضمن المصنفات الشيخ المفيد، ج ٢، صص ٩٥- ٩٢ چاپ شده و داستان مؤمن الطاق را با ابوحنيفه در بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٠٧ مطالعه كنيد.
[٢]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٥٣، صص ١٤٤- ٣٩.
[٣]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٨٣.
[٤]. ر. ك: مصنفات الشيخ مفيد، ج ٥، صص ٦٣- ٦٠.
[٥]. ر. ك: رساله اجوبة المسائل السرويه مسأله اولى.
[٦]. رسائل شريف مرتضى، مجموعه اولى، صص ١٢٦- ١٢٥.
[٧]. أصل الشيعة و أصولها، صص ١٠١- ٩٩.
[٨]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٨٣.
[٩]. سوره كهف (١٨)، آيه ٤٧.
[١٠]. سوره نمل (٢٧) آيه ٨٧.
[١١]. مجمع البيان، ج ٧، صص ٢٣٥- ٢٣٤.
[١٢]. تفسير الكبير، ج ٢٤، ص ٢١٨.
[١٣]. تفسير روح المعانى، ج ٢٠، ص ٢٣.
[١٤]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٨٧.
[١٥]. سوره مؤمن (٤٠)، آيه ١١.
[١٦]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٨.
[١٧]. سوره صافات (٣٧)، آيه ٥٩.
[١٨]. سوره كهف (١٨)، آيه ١٩- ١٨.
[١٩]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٥٩.
[٢٠]. همان (٢)، آيه ٢٤٣.
[٢١]. همان (٢)، آيه ٥٦- ٥٥.
[٢٢]. ر. ك: مجمع البيان، ج ٢، صص ٣٤٧- ٣٤٦.
[٢٣]. همان، آيه ٧٣- ٧٢.
[٢٤]. سوره نساء (٤)، آيه ١٥٩.
[٢٥]. تفسير قمى، ج ١، ص ١٥٨؛ مجمع البيان، ج ٣، ص ١٣٧؛ تفسير فخررازى، ج ١١، ص ١٠٤ با اندكى اختلاف.
[٢٦]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٢٢.
[٢٧]. همان، ص ٥١، ح ٢٧.
[٢٨]. همان، ص ٥٣، ح ٣٠.
[٢٩]. همان، ص ٥٦، ح ٣٦.
[٣٠]. همان، ص ٩٢، ح ١٥.
[٣١]. همان، ص ٥٩، ح ٤٥.
[٣٢]. سوره ق (٥٠) آيه ٢٢- ١٩.
[٣٣]. مجمع البيان، ج ١، ص ١١٥.
[٣٤]. همان، ج ٧، صص ٢٣٥- ٢٣٤.
[٣٥]. سوره انعام (٦)، آيه ٢٨- ٢٧.
[٣٦]. مجمع البيان، ج ١، ص ١١٥.
[٣٧]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٠٧.