ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - ٤ شبهات درباره رجعت
و محدثان در بيش از پنجاه كتاب معتبر نقل كردهاند. كه از آن جملهاند: شيخ صدوق، كلينى، شيخ طوسى، علمالهدى، نجاشى، كشى، عياشى، قمى، شيخ مفيد، كراجكى، نعمانى، صفار، ابنقولويه، ابنطاووس، طبرسى، ابنشهر آشوب، راوندى و ...[١]
برخى از رواياتى كه علامه نقل مىكند، از اين قرارند:
٣- ١. از امام صادق (ع) درباره آيه وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً پرسيدند. حضرت فرمود: مردم (عامه) درباره آن چه مىگويند؟ گفتند: مىگويند درباره قيامت است. حضرت فرمودند:
آيا در روز قيامت از هر گروهى دستهاى برانگيخته و بقيه وانهاده مىشوند؟ نه چنين نيست ... اين آيه مربوط به رجعت و آيه و حشرناهم فلم نغادر منهم احداً درباره قيامت است.[٢]
٣- ٢. على بن ابراهيم با سند صحيحى از آن حضرت (ع) نقل مىكند كه فرمودند:
تنها كسانى رجعت مىكنند كه ايمان يا كفرشان خالص باشد.[٣]
٣- ٣. امام صادق (ع) درباره آيه رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ ... فرمودند:
اين آيه درباره رجعت است.[٤]
٣- ٤. باز ايشان فرمودند:
از ما نيست كسى كه به رجعت ايمان نداشته باشد.[٥]
٣- ٥. مأمون، خليفه عباسى از امام رضا (ع) پرسيد: نظر شما درباره رجعت چيست؟ فرمودند:
رجعت حق است و در امتهاى پيشين هم موضوع سابقهدارى است و در قرآن هم ذكر شده است. پيامبر اكرم (ص) هم فرمودند: هر آنچه در امتهاى پيشين واقع شده در اين امت هم اتفاق مىافتد ... و نيز فرموده: هنگام ظهور مهدى، عيسى از آسمان فرود مىآيد و به وى اقتدا مىكنند و باز فرموده: اسلام غريب بود و بار ديگر به غربت بازمىگردد و خوشا به حال غريبان. پرسيدند: پس از آن چه مىشود؟ حضرت پاسخ مىدهند: حق به اهلش بازمىگردد.[٦]
٣- ٦. موضوع رجعت در بسيارى از زيارتها هم آمده است. به عنوان مثال در زيارت جامعه كبيره كه از معتبرترين زيارات موجود مىباشد، عرضه مىداريم:
و جعلنى ممّن ... يحشر فى زمرتكم و يكرّ فى رجعتكم و يملّك فى دولتكم و يشرّف فى عافيتكم و يمكّن فى أيّامكم و تقرّعينه غداً برؤيتكم.
(خداوند) مرا از كسانى قرار دهد كه ... در گروه شما محشور مىشود و با شما رجعت مىكند و در دولت شما به سامان مىرسد و در سلامت و عافيت شما مشرف مىگردد و فردا چشمانش به ديدن شما روشن مىشود.
٤. شبهات درباره رجعت
علامه طبرسى ذيل آيه ثم بعثنا من بعد موتكم لعلّكم تشكرون در رابطه با زنده كردن هفتاد نفر از قوم بنىاسرائيل، شبهاتى را از منكران رجعت مطرح كرده و به پاسخ آنها پرداخته است كه در اينجا به نقل آن مىپردازيم:
٤- ١. زندگى در دار دنيا همراه با تكليف است و تكليف به دنبال اختيار مى آيد تا هر چه مى كند از سر اختيار باشد و زورى به دنبال آن نباشد، حال آنكه وقتى يك نفر مى ميرد حقايق براى او مكشوف مى شود و به ناچار حقيقت را مى پذيرد و اگر به جهان بازگردد ديگر منكر آن نخواهد بود چنانكه قرآن كريم مى فرمايد:
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ ...لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ.[٧]
[و به راستى كه بيهوشى مرگ فرا مى رسد. اين است آنچه از آن مى گريختى ... تو از اين غافل بودى. ما پرده از برابرت برداشتيم و امروز چشمانت تيزبين شده است.]
علامه در جواب اين شبهه مى گويد:
حالت مرگ براى چنين افرادى حالت بى خبرى و بيهوشى است، همانند كسى كه به خواب رفته باشد چيزى از حقايق آن جهان بر او آشكار نگشته و دوباره به همان حالت پيش از مرگ برمى گردند و اساسا سكرات موت چيزى را براى اينگونه افراد روشن نمى كند.[٨]
علامه در جاى ديگر ذيل آيه وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مى گويند:
رجعت هيچ منافاتى با امر تكليف ندارد؛ چرا كه در رجعت چيزى نيست كه موجب جبر در قبول حق باشد و مكلف را به انجام واجب يا ترك حرام وادارد. زيرا جز اين نيست كه مجموعه اى از آيات و حقايق الهى براى او مكشوف شود و در عين حال مكشوف شدن حقايق از وى سلب اختيار نكرده و وى همچنان قدرت اعمال اراده و اختيار خويش را