ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - گفتگو درباره مهدى (عج)
جريان ولادت و مسئله غيبت و سفيران آن حضرت را داراى اشكال فرض كردهاند.
يكى از اين افراد ياوهسراييهاى خود را چنين به پايان ميبرد كه وى امامى را كه وجودش از طرف اهل بيت ثابت شده باشد، انكار نميكند؛ امّا نسبت به تولّد امام دوازدهم شك دارد؛ زيرا به پندار او دلايل كافى وجود ندارد يا دلايل موجود براى او بسنده نيست.
وى يادآور شده كه بعيد نميداند خداوند عمر انسانى را طولانى كند؛ چنانكه عمر نوح پيامبر (ع) را طولانى كرد، با وجود اينكه ضرورتى هم نداشت. وى سپس گفته است: در جستوجوى دلايلى است تا ثابت كند كه خداوند تعالى اين كار را نسبت به شخص ديگرى انجام داده است؛ زيرا نميشود با قياس و تشبيه به اين مسئله معتقد شد! و سپس گفته است: امام صادق (ع) قياس را نسبت به امور جزئى رد ميكرد تا چه رسد به امور تاريخى و عقيدتى!!
آنچه ذكر شد خلاصه اشكالهايى است كه وارد كردهاند. ما در ردّ اين اشكالها و در جواب آنها چنين ميگوييم:
١. درباره اينكه در هويّت حضرت مهدى (ع) مشكل وجود دارد و اينكه شيعيان دچار سرگردانى شدند؛ بايد گفت اگر اين سخن آن طور كه مخالفان آن را بزرگ نشان دادهاند، درست باشد، خود دليلى عليه مخالفان است؛ زيرا علّت مشخّص نكردن هويّت امام و تعمّدى كه در پنهان داشتن اين مسئله داشتهاند، دليل بر وجود امام است كه علّت آن ترس از دشمن بوده، نه دليل بر نبودن حضرت، آنچنان كه مخالفان پنداشتهاند.
امامان شيعه (ع) همچنان كه در روايات هست[١]- نخواستهاند صريحاً راجع به حضرت مهدى (ع) و ميلاد مباركش اظهارنظر كنند؛ چون ميدانستند دشمن سرسختانه در تعقيب اوست و مجدّانه در كمين او نشسته است.
دشمن، جاسوسان را به هر طرف گسيل داشته و هر حركتى را زيرنظر گرفته بود تا به امام دست يابد و خيال خود را راحت كند و اين، پس از آن بود كه يقين پيدا كرده بودند مهدى (ع) وجود دارد و ميديدند كه امّت در انتظار مقدم شريف اوست تا «جهان را پر از عدل كند، پس از آنكه پر از ظلم شده باشد.»
چگونه ميشود امامان (ع) تلاش براى حفظ وجود عزيزش نكنند؛ در حالى كه حاكمان ستمپيشه در حقّ اهل بيت (ع) و فرزندان رسول اكرم (ص) آن همه رفتار زشت و نابخردانه روا داشتند؟ آنان را تبعيد و زندانى كردند و با تهمت و افترا و سخنچينيهاى مغرضانه ايشان را به آوارگى و كام مرگ كشاندند. اين عين تاريخ است و در كتاب «مقاتل الطّالبين» اصفهانى اعجاب انگيزترين وقايع را در اين زمينه ميتوان خواند.
اين رخدادها زمانى روى ميداد كه صاحبان قدرت به روايات صحيح و مستندى كه در دست مسلمانان بود، آگاهى پيدا كرده بودند؛ رواياتى كه درباره مهدى (ع) بود و او را از اهل بيت طاهرين و نسل فاطمه و از فرزندان حسين (ع) به گونهاى مشخّص معرفى ميكرد و مژده ظهورش را ميداد تا زمين را پر از عدل و داد كند.
حاكمان ستمگر پس از آگاهى از اين روايات احساس كرده بودند كه به زودى كاخهايشان فرو خواهد ريخت و همين احساس بود كه باعث شد، وقتى قدرت حاكم خبر وفات امام حسن عسكرى (ع) را ميشنود، دست به كار شده و مرتكب چنان اعمالى شود. غلبه ترس از حضور امام مهدى (ع) آنها را به انجام كارهاى عجيبى وا ميداشت؛ زيرا اگر آنها به وجود امام دوازدهم حجّت بن الحسن (ع) به عنوان امام موعود (ع) باور نداشتند، اين برخوردها وجهى نداشت. آنها اين باور را از اخبار متواترى كه شيعه و سنّى نقل كردهاند، گرفته بودند.
از اين رو بود كه فوراً به خانه امام عسكرى (ع) شتافتند و برنامه ويژهاى اجرا كردند؛ يعنى ابتدا به جستوجوى وسيع و دقيق پرداختند و سپس همه كنيزكان امام را زندانى و معاينه كردند.[٢]
همه اين تلاشهاى مذبوحانه در راستاى دست يافتن به امام بود كه البتّه اين كارها از ايشان عجيب نبود؛ زيرا در گذشته نيز حاكمان ستمگر چنين اعمالى انجام داده بودند و «قرآن