ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - سيماى دجال در ادب فارسى
نشانى هاى دقيق دجال ازكلام اميرمؤمنان على عليه السلام
«اصبغ بن نباته» از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: «يا اميرالمؤمنين دجال كيست؟ فرمودند كه: آگاه باشيد، دجال «صائدبن صيد» است و شقى كسى است كه او را تصديق كند و سعيد كسى است كه او را تكذيب كند ... و از دهى كه معروف به يهوديه است، خروج مى كند. چشم راستش از اصل خلقت ندارد به طورى كه گودى حدقه اش نيست و ديگرى كه در پيشانيش است، مانند ستاره صبح مى درخشد و در چشمش مانندپارچه گوشت چيزى است گويا كه باخون ممزوج است و در ميان چشمش لفظ «كافر» نوشته شده به طورى كه همه كس آن را مى خواند خواه نويسنده باشد و خواه نه. به درياها داخل مى شود و آفتاب با وى سير مى كند و در پيش رويش كوهى است از دود و در پشت سرش كوه سفيدى است كه خلايق چنين مى دانند كه آن طعام است و در ايام قحط شديدى خروج مى كند وبه درازگوش سبز يا خاكسترى رنگ سوار شود و زمين در زير پايش پيچيده مى گردد و به هيچ آب نمى گذرد مگر اينكه خشكيده مى شود به طورى كه جايش تا روزقيامت خشك مى ماند وبه آواز بلندندا مى كند، به نوعى كه همه جن وانس و شياطين، كه در ما بين مشرق و مغرب اند صداى او را مى شنوند. چنين مى گويد:
«اى دوستان من! به زودى به سوى من آييد. منم آن كسى كه مخلوقات را خلق نمود و ايشان را درمحكم نمودن تركيبشان با هم مساوى گردانيد و اندازه صورتها وهياتهاى ايشان راتعيين نمود و منم آن پروردگار شما كه بر همه اشياقادر است.»
و اين دشمن خدا، اينها را دروغ مى گويد، زيرا كه او مردى است كه طعام مى خورد و در بازارها راه مى رود و پروردگار شما كور نيست و طعام نمى خورد و راه نمى رود و ازمكانى به مكان ديگر منتقل نمى شود. آگاه شويد بدرستى كه بسيارى ازتابعان او در آن روز اولاد زنا وصاحبان طيلسان سبز هستند و آن پارچه اى است مانند ردا كه بر سر ودوش انداخته مى شود.
خداوند عزوجل او را در شهر «شام» در بالاى تلى كه معروف است به تل «افيق» سه ساعت از روز «جمعه» گذشته به دست كسى كه مسيح بن مريم عليه السلام در پشت سرش نماز مى گزارد، به قتل مى رساند. آگاه شويد بدرستى كه بعد از اين طامه كبرى واقع خواهد شد و آن خروج دابه[١] از زمين است. بعد از آن امام على عليه السلام فرمودند كه: از من مپرسيد كه بعد از خروج دابه چه واقع خواهد شد. درآن حال «ترال بن سبره» به صعصعه گفت كه: اميرالمؤمنين از اين كلام اعجازنظام، چه چيز اراده نموده؟ صعصعه گفت: يابن سبره! كسى كه عيسى بن مريم عليه السلام در پشت سرش نماز مى گزارد، امام دوازدهم است!»[٢]
سيماى دجال در ادب فارسى
از راه احاديث اسلامى، دجال به صورت شخصى مقابل و ضدعيسى بن مريم، در ادبيات فارسى مجسم شده است. قديمى ترين ديوان شعر كه در آن كلمه دجال و مفاهيم مرتبط با او در آن ديده مى شود «ديوان حكيم ناصرخسرو قباديانى» است (تولد ٣٩٤ ق وفات ٤٨١ ق) حكيم ناصرخسرو ٧ بار كلمه دجال را در ديوان اشعار خود آورده و دردو مورد «جهان» را به «دجال» شبيه و مانند كرده است:
دجال چيست؟ عالم و، شب چشم كوراوست وين روز چشم روشن او كيست، بى ريب عالم دجال تست و تو به دروغش بسته اى و مانده اى و گشته يگانه
از ديگر شاعرانى كه مضامين زيبايى از كلمه دجال ساخته، «افضل الدين بديل بن على خاقانى» شاعر قرن ششم هجرى است. دربين شاعران، خاقانى بيشتر از همه، اين كلمه را در شعرخود آورده است. دجال ٢٢ بار در شعر خاقانى ديده مى شود. در شعر برخى شاعران ديگر كمابيش اين كلمه ديده مى شود. بعضى تركيبات و مضامين كه شاعران بااستفاده از كلمه دجال ساخته اند، چنين است: