ماهنامه موعود
(١)
شماره چهار
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
مهدى تك سوار دشت عشق و ما
٢ ص
(٤)
دختر بهشتى پيامبر (ص)
٤ ص
(٥)
جامعه موعود الگويى براى ساختن جامعه مطلوب
٦ ص
(٦)
1 ساده زيستى كارگزاران حكومت
٧ ص
(٧)
2 قاطعيت با كارگزاران و ملاطفت با زيردستان
٨ ص
(٨)
3 تامين رفاه اقتصادى مردم
٩ ص
(٩)
4 گسترش عدالت و مساوات
٩ ص
(١٠)
تكليف عاشقان
١١ ص
(١١)
بقية الله، يادگار خدا
١٢ ص
(١٢)
شعر و ادب
٢٠ ص
(١٣)
لاله هاى زهرايى
٢٠ ص
(١٤)
شكوه غربت آل نبى
٢١ ص
(١٥)
السلام عليك يا فاطمة الزهرا
٢١ ص
(١٦)
زخمهاى شعله ور
٢١ ص
(١٧)
همه مثل هم همه مثل
٢٢ ص
(١٨)
دجال دروغگوى فريبنده
٢٥ ص
(١٩)
شكل ظاهرى «دجال»
٢٥ ص
(٢٠)
كيفيت خروج دجال
٢٥ ص
(٢١)
دجال در اعتقادات مسيحيت
٢٥ ص
(٢٢)
نشانى هاى دقيق دجال ازكلام اميرمؤمنان على عليه السلام
٢٦ ص
(٢٣)
سيماى دجال در ادب فارسى
٢٦ ص
(٢٤)
كلام آخر درباره «دجال»
٢٧ ص
(٢٥)
رجعت (قسمت چهارم)
٢٨ ص
(٢٦)
دسته بندى روايات
٣٠ ص
(٢٧)
فلسفه و هدف رجعت
٣١ ص
(٢٨)
اوج تكامل و شقاوت
٣١ ص
(٢٩)
موعود جوان
٣٣ ص
(٣٠)
سخن سردبير موعود نوجوان
٣٤ ص
(٣١)
در ركاب قائم
٣٥ ص
(٣٢)
اگر او را ببينم به او مى گويم
٣٧ ص
(٣٣)
حضور آن غايب از نظر
٣٨ ص
(٣٤)
كجا يادش مى كنيم؟
٣٨ ص
(٣٥)
اينجا وادى عقل است يا عشق؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا نبايد گريست؟
٣٨ ص
(٣٧)
او هم يادى از ما مى كند؟
٣٨ ص
(٣٨)
انتظار فرج حاصل چيست؟
٣٩ ص
(٣٩)
كسى كه هيچ كس
٤٠ ص
(٤٠)
سوار سبز پوش
٤١ ص
(٤١)
با شما
٤٢ ص
(٤٢)
دعوت به همكارى
٤٢ ص
(٤٣)
اگر او را ببينم به او مى گويم
٤٢ ص
(٤٤)
چرا نمى آيد
٤٢ ص
(٤٥)
نامه هاى شما رسيد
٤٢ ص
(٤٦)
ميعادگاه منتظران
٤٣ ص
(٤٧)
گفتگو درباره مهدى (عج)
٤٦ ص
(٤٨)
رويكرد مسيحيت و غرب به معنويت و مهدويت
٥٢ ص
(٤٩)
بيا كه بى تو
٥٤ ص
(٥٠)
مسابقه اى ديگر براى مشتاقان موعود
٥٥ ص
(٥١)
نگرشى بر دوران غيبت صغرى و نقش نواب خاص (قسمت اول)
٥٦ ص
(٥٢)
غيبت صغرى
٥٨ ص
(٥٣)
مدت غيبت صغرى
٥٨ ص
(٥٤)
غيبت كبرى
٥٨ ص
(٥٥)
پيشگويى دو نوع غيبت
٥٨ ص
(٥٦)
نيابت
٥٩ ص
(٥٧)
خلفاى دوران غيبت صغرى
٦٠ ص
(٥٨)
سردرد ملكه
٦٢ ص
(٥٩)
شرح دعاى ندبه
٦٤ ص
(٦٠)
با شما مشتاقان و دوستداران موعود
٧٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ميعادگاه منتظران

برخى نيز آن را مخصوص دوران تقيه و اسلوبى براى حفاظت از كيان تشيع و اسرار ولايت و مواليان آن بزرگوار مى‌دانند و به همين خاطر مراعات آن را فقط در زمان حكومت و خلافت غاصبانه امراى ضدّولايت لازم دانسته و در بقيه دوران‌ها به ويژه عصر حاضر، ترك آن را جايز دانسته و در كتاب‌ها اقوال خود را به نام شريف «محمّد» تصريح مى‌نمايند.

٤. امّا حق اين است كه علاوه بر اشكالات وارده بر عقيده اول و دوم (كه طرح آن به طول مى‌انجامد) آنچه كه از صريح روايات اين باب و ساير روايات مربوط به حضرت مهدى (عج) برمى‌آيد، همان بعد تقيه است كه سبب پرهيز از صريح به نام مقدّس امام زمان مى‌شده، چنان‌كه در روايتى از ابى‌عبدالله صالحى آمده است:

«پس از شهادت امام حسن عسكرى (ع) اصحاب ما از من درخواست كردند كه طىّ نامه‌اى به امام زمان (ع) درباره اسم و مكان زندگى او بپرسم. در جواب آمد: اگر اسم را به آنها بگويى، فاش مى كنند و اگر مكان را بدانند، دشمن را بدان راهنمايى مى‌كنند.»[١]

و نيز در روايتى از «احمد بن اسحاق» آمده است كه امام حسن عسكرى (ع) پس از ولادت فرزندش، در نامه‌هايى به وكلاى خويش مى‌نوشت:

«فرزندى براى ما به دنيا آمده كه خبر آن در نزدت بماند و از ديگران پوشيده داشته شود؛ زيرا ما آن را جز براى خويشاوند به خاطر خويشاوندى‌اش و براى دوست به خاطر دوستى و لايتش بازگو نمى كنيم.»[٢]

از مفهوم اين حديث و مانند آن برمى‌آيد كه اگر ابراز و اظهار اسم خاص موجب فاش شدن آن نباشد و از ناحيه طرف مقابل، حركتى در راه دشمن و ضربه به مصالح مواليان اهل بيت (ع) صورت نگيرد، وجهى براى كتمان نام نمى‌ماند.

شاهد ديگر بر جواز در غير زمان تقيه، عمل علماى پرهيزكارى است كه در ضمن كتب متعدد از امام زمان (ع) به همين نام ياد كرده و در ضمن دعاها يا روايات نام خاصّ حضرت را به شكل صريح نوشته‌اند. در حالى كه اگر عدم جواز يا حتى كراهت آن در نزدشان ثابت مى‌بود، لزوماً از همان تعبير تجزيه شده «م‌ح‌م‌د» استفاده مى نمودند.

شيراز- خانم صديقه كشاورز

پرسيده‌ايد: اينكه نامه عمل ما هر هفته به محضر امام زمان (ع) عرضه مى‌شود و ايشان از همه كارهاى ما با خبر هستند، تا چه حد حقيقت دارد؟

١. اساسى‌ترين راه براى شناخت اينگونه امور، مراجعه به احاديث و فرموده‌هاى خود امام زمان (ع) و ساير معصومان (ع) است كه به پاره‌اى از آنها اشاره مى شود:

الف) امام زمان (ع) در توقيعى خطاب به شيعيان فرمود:

«فَإِنَّا نُحِيطُ عِلْماً بِأَنْبَائِكُمْ وَ لَا يَعْزُبُ عَنَّا شَى‌ءٌ مِنْ أَخْبَارِكُم.»[٣]

ما بر اوضاع و احوال شما كاملًا آگاهيم و هيچيك از اخبار شما بر ما پوشيده نمى ماند.

ب) امام صادق (ع) درباره قول خداى عزّ و جلّ‌

«اعْمَلُوافَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ؛[٤]

عمل كنيد كه خدا و پيامبر و مؤمنين كردار شما را مى‌بينند»

فرمودند: «مؤمنين همان ائمّه مى‌باشند.»[٥]

ج) عبدالله بن ابان كه در نزد امام رضا (ع) منزلتى داشت، گويد: به امام (ع) عرض كردم: براى من و خانواده ام به درگاه خدا دعا فرماييد.

فرمود:

مگر من دعا نمى‌كنم؟ به خدا