ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - بقية الله، يادگار خدا
«يا بقيةالله فى الارض.»
در بعضى از نسخ به جاى «فى ارضه»، «الارض» آمده است كه تفاوتى در معنا ايجاد نميكند.
اما مورد چهارم كه عرض كرديم در زيارات هم، كه نوعاً، علما بزرگ، آنها را از ائمه عليهم السلام نقل كرده اند، آن حضرت با عنوان «بقيةالله» خطاب شده است از جمله در زيارتى كه مرحوم سيدبن طاووس قدس سره، نقل كرده است. در ابتدا لازم است بگويم كه جناب سيدبن طاووس قدس سره، از كسانى است كه در ميان علما بزرگ و اهل معرفت و سالكان راه خدا و همه بزرگانى كه به مقاماتى رسيده اند دومى ندارد و آنها كه صادق القول هستند مشرب ايشان را پيش گرفتهاند. ايشان تعبد محض نسبت به احكام الهى داشته اند، اين بزرگوار اگر زيارتى را نقل ميكند قهراً از كلام ائمه معصومين عليه السلام اقتباس كرده است، خصوصاً با ملاحظه اينكه ايشان باب ملاقات را مخصوصاً براى خودشان مفتوح مى دانستند و اين را مشكلى نمى دانستند كه به محضر حضرت ولىعصر عليه السلام شرفياب بشوند يا اقلًا صداى مبارك آن حضرت رابشنوند، در هر حال غرضم اين بود كه اولًا موضع زيارات معلوم باشد كه اگر زيارتى را از سيدبن طاووس نقل كرديم و لواينكه مستند هم باشد لكن نقل يك چنين آدمى به نظر قاصر ما كمتر از نقل يك روايت مستند از امام معصوم عليه السلام نيست. در يكى از فقرات زيارتى كه اين بزرگوار نقل كرد هاند چنين آمده است:
«السلام على بقيةالله فى بلاده و حجته على عباده» ([١]
سلام و درود خدا بر كسى كه بقيةالله در سرزمينهاى اوست.
در پهنه زمين تو يادگار خدايى، تو اثر الهى هستى، تو ممثّل صفات اعلاى الهى و اسماء اعظم پروردگار و اسم اعظم پروردگار هستى. پس معلوم شد كه امام زمان عليه السلام در آغاز كودكى، خودشان را به اين نام مى خوانند، در زمان ظهورشان با اين كلمه پيش مى آيند و دعوت خودشان را آغاز مى كنند، و همين طور همه ارادتمندان امام زمان عليه السلام به وجود مبارك و مقدس امام زمان عليه السلام با اين واژه و موضع والاى خدادادى ياد مى كنند و سلام ميكنند، و زيارات ماهم مشتمل بر اين فقره افتخارآميز است، اين مى تواند ما را دستگيرى بكند در اينكه موضع امام زمان را متوجه باشيم و عارف و شناساى مقام مقدس و رفيع آن امام بزرگوار باشيم. «بقيةالله فى الارض» اگر همه اقطار عالم و اكناف گيتى را بگرديد و تفحص بكنيد تنها كسى را كه ميتوانيد به عنوان يادگار الهى از او ياد كنيد، امام زمان، ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء است.
بخش دوم اين گفتگو را كه اختصاصاً به طرح ويژگيهاى امام عصر عليه السلام ميپردازد در شماره آينده موعود عرضه خواهد شد. ان شاءالله
پى نوشتها:
[١]. الكلينى، محمدبن يعقوب، الكافى، ج ١، ص ٣٧١، ح ٥، تهران، دارالكت بالاسلامية، ١٣٦٥
[٢]. المجلسى، المولى محمدباقر، بحارالانوار، ج ٦٨، ص ٣٢٩، ح ١، بيروت، مؤسسه الوفاء، ١٤٠٣ ق.
[٣]. نهج البلاغه، ترجمه و شرح سيدجعفر شهيدى، خطبه ١٨٩، ص ٢٠٦: «لا يقع اسم الهجرة على احدالابمعرفة الحجة فى الارض، فمن عرفها و اقربها فهو مهاجر.»
[٤]. الكلينى، محمدبن يعقوب، الكافى، همان جا.
[٥]. المجلسى، المولى محمدباقر، همان جا.
[٦]. الخويى، السيد ابوالقاسم، معجم رجال الحديث، ج ١٠، ص ٩٨، قم، مدينةالعلم: عن عبدالله بن ابى يعفور، قال: قلت لابى عبدالله عليه السلام والله لو فلقت رمانة بنصفين فقلت هذا حرام و هذا حلال لشهدت ا نالذى قلت حلال، حلال و ان الذى قلت حرام، حرام. فقال: رحمك الله، رحمك الله.
[٧]. سوره ق (٥٠)، آيه ٢٢
[٨]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٤٠
[٩]. ر. ك: سيدبن طاووس، مصبا حالزائر، زيارت حضرت صاح بالامرعليه السلام، زيارت سوم.
[١٠]. سوره هود (١١)، آيه ٨٦
[١١]. الكلينى، محمد بن ثعقوب، همان ص ٤١١.
[١٢]. القمى، الحاج شيخ عباس، الانوار البهيه فى تاريخ حجج الالهيه، قم، انتشارات اسلامى، ١٣٧٦، ص ٣٥٥؛ ر. ك: الصدوق (ابن بابويه)، محمد بن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمه، ج ٢، ص ٣٨٤، ح ١، تهران، دارالكتب اسلامية، ١٣٩٥ ق.
[١٣]. ابن صباغ المالكى، الفصول المهمة من معرفة الائمه، ص ٣٠٢.
[١٤]. ر. ك: الصدوق (ابن بابويه)، محمّد بن على بن الحسين، همان.
[١٥]. النورى، الميرزا حسين، مستدرك الوسايل، ج ١٢، ص ٣٢٥، ح ٦.
[١٦]. ر. ك: سيد بن طاووس، همانجا.