ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - نگرشى بر دوران غيبت صغرى و نقش نواب خاص (قسمت اول)
درخشان و تكامل روحانى و عقلانى و نظام واحد و مستحكم دينى وغيبت صغرى از زمان شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام در هشتم ربيع الاول سال ٢٦٠ ق كه حضرت ولى عصر عليه السلام متولى امرامامت گرديد، آغاز شده وبا وفات «على بن محمدسمرى» چهارمين و آخرين نايب حضرت، در نيمه شعبان سال ٣٢٩ ق پايان يافته است.
الهى، و عصر صلح و صفا و برادرى و همكارى پيش مى رود. روز موعودنزديك است، نشانه هايش يكى پس از ديگرى ظاهر مى شود و ما درآستانه فرا رسيدن روز رهايى انسانها از زير يوغ استعمار واستبداد هستيم.
على رغم اتفاق نظر تمام ملل دراصل وجود «مصلح» در مصداق وتطبيق آن اختلاف وجود دارد. روايات نقل شده درباره حضرت مهدى عليه السلام و بحث از نواب خاص آن حضرت كه در طول هفتادسال واسطه بين شيعيان و حضرت بوده اند و همچنين تجزيه و تحليل دوران غيبت صغرى، اين اعتقاد رااز محدوده «ذهن» به دنياى «واقعيات» مى آورد؛ يعنى: او يك حقيقت فرضى و خيالى نيست بلكه يك موجود واقعى است و وجود او رااز آينده به حال انتقال داده است تا به جاى باور داشتن و چشم دوختن به نجات دهنده اى كه در آينده ناشناخته و دور پديد مى آيد، به رهايى بخشى ايمان داشته باشيم كه اكنون هست و خود نيز همانند ديگرمنتظران، چشم به راه رسيدن روزموعود است. بنابراين، موضوع مهدى عليه السلام، نه انديشه چشم به راه نشستن كسى است كه بايد زاده شود ونه، يك پيشگويى است كه بايددر انتظار مصداقش ماند. بلكه واقعيت استوار و فردمشخصى است كه در ميان ما زندگى مى كند، ما رامى بيند و مانيز او را مى بينيم و دراندوه و شاديهامان شريك است. احاديث و نيز تاريخ غيبت صغرى، اين باور را در جان مازنده مى كند كه مصداق آن مصلح و موعود منتظر، كسى جز فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام و امام دوازدهم شيعيان حضرت مهدى عليه السلام نيست؛ كه وجودش به تجربه تاريخى ثابت شده است.
درباره مصلح جهان، مسائل بس فراوانى وجود دارد كه بيان و تحليل علمى و فلسفى آن ظرافت و دقت خاصى لازم دارد و محققان اسلامى در اين مورد كتابهاى فراوان ومقاله هاى متنوع به زبانهاى مختلف دنيا نوشته اند كه هر يك گوشه هاى مختلف اين حادثه را روشن مى سازد.
در ميان اين مسائل، موضوع «غيبت» و مسائلى كه ارتباط مستقيم و غيرمستقيم با مساله غيبت دارند، از اهميت خاصى برخوردار است، لذاضرورى به نظر مى رسيد اين موضوعات را به عنوان مباحث مقدماتى به صورت اجمالى بررسى كنيم و در مراحل بعدى به مباحث مورد نظر كه بررسى زندگانى نواب خاص امام زمان عليه السلام است، بپردازيم.
غيبت امام مهدى عليه السلام بنابر قول مشهور، در سال ٢٥٥ ق چشم به جهان گشود. پنج سال بعد، پس ازشهادت امام حسن عسكرى عليه السلام ماموران دستگاه عباسى، به خانه امام عليه السلام هجوم برده و در جستجوى فرزند و جانشين آن حضرت برآمدند. از اين حادثه و پيشامد، معلوم شد كه خطر جدى جان امام آينده را تهديد مى كند. لذالازم بودجهت محفوظ ماندن جان باقيمانده سلسله امامت و سلاله نبوت ومصلح بزرگ بشريت، اقدامى جدى به عمل آيد و به همين خاطر حضرت از تيررس چشمان كارگزاران خلفاى عباسى پنهان گرديد.
غيبت امام زمان عليه السلام براى شيعيان بسيار سخت و دشوار بود واحتمال قوى بود كه در اين دوران دچار حيرت و سرگردانى و تشتت شوند، ولى براى اين كه شيعيان به غيبت امام عليه السلام عادت كنند و باغيبتش دچارشك و ترديد نشوند واحساس وحشت نكنند، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم و ائمه معصومين عليهم السلام ازسالها قبل، تدابير لازم را انديشيده بودند و در بيانات نورانى و پرمحتواى خويش، مساله غيبت را به طور گسترده يادآورى نموده وافكار عمومى را جهت پذيرش غيبت مهيا ساخته بودند.[١]
برخى از محدثين شيعه، اخبارمربوط به امام زمان عليه السلام و غيبت آن حضرت را از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم و ازائمه معصومين عليهم السلام به ترتيب نقل كرده اند.[٢]
در آن احاديث اوصاف وويژگيهاى غيبت، بيان شده و درطول تاريخ طبق آن به وقوع پيوسته