ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - گفتگو درباره مهدى (عج)
چيست؟ و آيا چون در مسئله اختلافنظر وجود دارد، بايد خود مسئله را نفى و انكار كنيم؟! اگر اين منطق درست باشد كه هيچ عقيدهاى باقى نميماند، هيچ حقيقتى سالم نميماند و هيچ كارى درست در نميآيد؛ چون در همه مسائل، اختلاف و انشعاب وجود دارد.
و باز هم بايد پرسيد كه اين گروههايى از شيعه كه به زعم آنان بعد از وفات امام حسن عسكرى (ع) پيدا شدند، كدامند؟ اسمشان چيست؟ رهبرانشان كيانند؟ و ...
شهرستانى، محمّد بن عبدالكريم (م ٥٤٨ ه. ق.) در كتاب «الملل و النحل» گفته است:
كسانى كه معتقد به امامت امام حسن عسكرى (ع) بودند، پس از مرگ وى، يازده گروه شدند كه اسامى آنها معروف نيست؛ ولى ما حرفهاى آنها را ذكر ميكنيم ...[١]
شهرستانى نام اين فرقهها را نميداند و رهبران آنها را نميشناسد؛ امّا باز هم ميگويد يازده فرقه هستند؛ ولى مقلّدان دروغگوى او مانند احسان الهى و پيروانش، تعداد فرقهها را بدون نام و نشان بيشتر از آن ذكر كرده و حتّى يكى از اين افرادِ رسوا تعداد آنها را به هفده گروه رسانده است!!
اين فرقهها همگى ساخته و پرداخته ذهن آنان است؛ چرا كه هيچ يك از اين دروغپردازان نه تنها نامى از رهبران و رجال معروف اين هفده فرقه نبردهاند؛ بلكه جرئت نكردهاند كه اشارهاى به زمان و مكان زندگى اين گروهها داشته باشند.
پىنوشتها:
[١]. عسكرى، نجم الدّين، المهدى الموعود المنتظر عند علماء اهل السنّة و الاماميّة، در اين كتاب بيشتر از چهارصد حديث از كتابهاى اهل سنّت نقل شده است؛ صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر (ع) در اين كتاب بالغ بر شش هزار حديث از طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده است.
[٢]. ابن كثير دمشقى، تفسير القرآن العظيم، ج ٣، ص ٩ به بعد.
[٣]. براى نقد انديشه سائح و همفكرانش: ر. ك: جلالى، سيّد محمّدرضا، نقد الحديث بين الاجتهاد و التقليد، مجلّة تراثنا، سال دوم، ش ٣٢- ٣٣، ١٤١٣ ه. ق.
[٤]. المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، مادّة غيب؛ ابن كثير دمشقى، همان، ج ١، ابتداى سوره بقره.
[٥]. سوره بقره (٢)، آيات ١- ٣.
[٦]. كتاب الفتن و علامات السّاعة در صحّاح، مسانيد و سنن اهل سنّت، براى نمونه ر. ك: ناصف، منصور على، التّاج الجامع للاصول فى احاديث الرّسول، ج ٥، ص ٣٠٠ به بعد.
[٧]. همان، ج ١، ص ٢٥.
[٨]. اين بحث در مجلّه «كليّة الدّعوة الاسلاميّة» در «ليبى» منتشر شده است و چنانكه گفته شد، آقاى سيّد محمّدرضا جلالى در مجلّه «تراثنا» آن را نقد كرده است.
[٩]. العميدى، ثامر هاشم، دفاع عن الكافى، ج ١، ص ٢٠٣ به بعد. او در اين پاسخهايى را كه علما و ائمّه حديث به خدشههاى ابن خلدون [در روايات مهدويّت] دادهاند، بيان كرده و خود نيز اين خدشهها را با روشى علمى و متين پاسخ داده است، به نحوى كه در خلال اين پاسخها ناآگاهى و عدم شناخت ابن خلدون و پيروان او نسبت به فن روايت و اصول درايه، روشن ميگردد.
[١٠]. امينى نجفى، عبدالحسين احمد، غدير، ج ٣، صص ٣٠٨- ٣٠٩؛ العميدى، ثامر هاشم، همان، ج ١، ص ٥٩٣؛ الحسنى، هاشم معروف، سيرة الائمّة الاثنى عشر، ج ٢، ص ٥٥٩.
[١١]. شيخ مفيد، محمّد بن محمّد بن نعمان، الارشاد، ص ٣٤٥؛ حسنى هاشم، همان، صص ٣٥٤- ٥٣٨.
[١٢]. عميدى، ثامر هاشم، همان، ج ١، ص ٥٦٩.
[١٣]. الهى ظهير، احسان، الشيعة و التشيّع، فِرق و تاريخ، صص ٢٦١- ٣٠١.
[١٤]. التشيّع بين مفهوم الائمّة و المفهوم الفارسى، چاپ دوم، اردن، دار عمار ..
[١٥]. نعمانى، محمّد بن ابراهيم، الغيبة، باب ١٢، الصدر، السيّد محمّد، تاريخ الغيبة الكبرى، بحث تمهيدى.
[١٦]. شيخ مفيد، همان.
[١٧]. السيوطى، جلال الدّين، الحاوى للفتاوى، ج ٢، ص ٢١٣ به بعد.
[١٨]. حسينى برزنجى، سيّد محمّد بن رسول، الاشاعة لاشراط الساعة، باب سوم، صص ٨٧- ١٢٢.
[١٩]. شوكانى، محمّد بن على، التوضيح فى تواتر ما جاء من الاحاديث فى المهدى و الدّجال و المسيح.
[٢٠]. ناصف، منصورعلى، غاية المأمول (شرح التّاج الجامع للاصول)، ج ٥، ص ٣٦٠ ..
[٢١]. اشعرى قمى، سعد بن عبدالله، مقالات الاسلاميين، شهرستانى، محمّد بن عبدالكريم، الملل و النحل، نوبختى، ابومحمّد حسن بن موسى، فرق الشّيعه.
[٢٢]. ابن ماجه، سنن، كتاب الفتن، باب افتراق الامم، ج ٢، ص ١٣٢١.
[٢٣]. شهرستانى، محمّد بن عبدالكريم، همان، ج ١، صص ١٥١- ١٥٢.