ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - گفتگو درباره مهدى (عج)
كريم» داستان فرعون و تلاش او را براى دست يافتن به موسى پيامبر (ع) براى ما نقل كرده و اينكه چگونه خداوند موسى (ع) را از مكر [فرعون] رهايى بخشيد.
از آنچه گفته شد، علّت اينكه امام صادق (ع) هويّت مهدى (ع) و ويژگيهايش را پنهان ميكرد، روشن ميشود.
بيترديد اوضاع و احوالى كه درباره مسئله وجود حضرت مهدى (ع) و ولادت ايشان پيش آمده بود، همراه با سختگيريها، نيرنگها و تبليغات قدرت حاكم همه و همه زمينهساز حيرت و سرگردانى مردم شده بود و اين يك امر طبيعى است كه شرايط خاص موجب تحيّر شود؛ حتّى در روايات امامان (ع) به وقوع اين سرگردانى فتنه و اختلاف اشاره شده است؛ چنانكه ابن بابوية قمى (م ٣٨١ ه. ق.) در كتاب «التبصرة من الحيرة» و شيخ نعمانى (م ٣٦٠ ه. ق.) در باب دوازدهم، «كتاب الغيبة» نقل كردهاند.
٢. ميگويند روايات، ضعيف و ساختگياند؛ امّا بايد ديد آيا اينها بين ضعيف و ساختگى فرقى قائلند يا نه؟ جاى اين پرسش باقى است كه چرا و با چه هدفى ناجوانمردانه مسئله وجود حضرت حجّت را كه با روايات صحيح ثابت شده است با برخى از روايات درباره «حادثه ولادت» در هم آميختهاند؟ زيرا روايات «مهدى» فقط در كتب شيعه نقل نشده و راويان همگى اهل تشيّع نبودهاند؛ بلكه كتابهاى صحّاح، مسانيد و جوامع معتبر حديثى مانند صحيح ابى داوود و صحيح بخارى و شرحهاى آن و مسند احمد بن حنبل و جامع طبرانى نيز همه اينها را نقل كردهاند، سيوطى (م ٩١١ ه. ق.)
نيز در كتاب «العرف الوردى»[١] همه را از طرق مختلف گرد آورده است.
برزنجى (م ١١٠٣ ه. ق.) در كتاب «الإشاعة»[٢] و شوكانى (م ١٢٥٠ ه. ق.)
در كتاب «التوضيح»[٣] گفته كه اين روايات متواتر است و از معاصران نيز شيخ منصور على ناصف در كتاب «غاية المأمول»[٤] اين تواتر را نقل كرده است.
در حقيقت اين شكّاكان ابله، نابخردانه رواياتى را كه از نظر همه مسلمانان چه شيعه و چه سنّى، صحيح و متواتر است، ساختگى و جعلى ميدانند و بدين گونه جاهلانه آنچه را كه راويان نقل كردهاند اعمّ از حوادث تاريخى، آراى مذاهب و نامهاى خاص همه را زير سؤال ميبرند.
٣. برخى براى انكار وجود امام مهدى (ع) و ولادت آن حضرت چنين استدلال كردهاند كه شيعيان پس از وفات امام حسن عسكرى (ع) درباره مهدى اختلاف حاصل كرده و به هفده گروه- به گمان آنها- تقسيم شدهاند و سپس چنين نتيجهگيرى كردهاند كه اين اختلاف و انشعاب دليل بر نبودن امام است.
بد نيست در همين جا اشارهاى داشته باشيم به اينكه اختلاف نظر درباره يك موضوع يا يك شخص الزاماً مستلزم پاك كردن صورت مسئله نيست؛ چرا كه اگر با اين منطق استدلال كنيم، قطعاً هيچ عقيدهاى و هيچ دينى وجود نخواهد داشت و سنگ روى سنگ بند نخواهد شد.
اختلاف هميشه و در همه جا وجود داشته و دارد، در اعتقادات، مسائل تاريخى، حوادث روزمرّه، امور شخصى و حتّى امور جزئى. بسيار ديده شده است كه يك فرقه به فرقهها و دستههاى گوناگون با جهتگيريها و نظريّات مختلف تقسيم شده است؛ مانند معتزليان، خوارج، اشعريان و ...[٥]
از اين گذشته، روايت مشهورى را اهل حديث از پيامبر (ص) نقل كردهاند كه ميفرمايد:
«... امّت من به هفتاد و سه گروه تقسيم ميشوند.»[٦]
بايد پرسيد محور اين اختلاف