ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - همه مثل هم همه مثل
اينان، گاه با ساده انديشى تمام خود را در پوشيدن جامه ها مختارمى پندارند اما، درست آنگاه كه پيراهنى را مى خرند و با شادى و يابى تفاوتى به صحن خيابان مى آيندناظر لباسهاى يك شكل، كفشهاى يكدست، كتهاى يك قواره ديگرهمشهريهاى خودند.
كوتاهى و بلندى قدها و يا لاغرى و چاق بودن آدمهاست كه كمى درنوع رنگ و اندازه جامه ديگرگونى ايجاد كرده ورنه چنين مى نمايد كه همگى از يك سوپر ماركت بزرگ ويكى از فروشگاههاى زنجيره اى منتشر در ميان شهرها خريد كرده باشند.
براى يك معمار ساكن ايتاليافرقى نمى كند كه در كجا و براى چه كسانى خانه مى سازد، به همان گونه كه براى دانشجوى رشته معمارى يكى از دانشگاههاى فلورانس فرقى نمى كند كه پس از فراغت از تحصيل به كجا مى رود. او ياد گرفته است تاالگويى واحد را براى همه مردمى كه ديگر از خواسته اى واحد برخوردارشده اند به كار برد. به همان راحتى كه مى تواند در هر جاى اين پهنه خاك زندگى كند.
جوانان گويى تابلوهاى سيارى هستند كه بى آنكه مزدى دريافت كرده باشند، توليدات شركتها وكارخانه هاى كشورهاى غربى را به نمايش گذارده اند.]Marllboro[ ,]Sony[ ,]Puma[ ,]Addidas[ وصدهانام ديگر، نقش آفرين جامه هاى جوانانى اند كه به خيابان مى آيند وكفش و كيف و شلوار خود را، بى مزدو منت در اختيار دستگاه تبليغاتى توليدكنندگان اروپايى مى گذارند.
به همان سان كه خانه ها، چشمهاى ساكنانشان را با انواع محصولات فرنگى مى آرايند تا زنان خانه دار و مردان بچه دار، درآشپزخانه هاى باز و بر صندليها وكرسيهاى منقش غذاى مهيا شده كدبانوى منزل را كه برگرفته از ميان بورداها و كتابهاى آشپزى ترجمه شده اند، صرف كنند.
شهرسازان و معماران نيز، برجها را زينت بخش شهرهاشان مى سازند تا با متجمع ساختن انبوهى از مردمان در ميان قفسهاى آهنى و سنگى، پيشرفت و تمدن شان را به رخ ديگران بكشند.
همگى در مسابقه اى باورنكردنى شركت كرده اند تا جام پيروزى را ازدست داوران فرنگى بربايند. قاليهاى رنگارنگ و منقش از ميان صحن اطاق به چارچوب قابها كشيده شده اند و صندليها و ميزها درصحن اطاقهايى با كف سراميك ومنور از نور آباژورها خودنمايى مى كنند تا اين انسان تهى از خود وگريزان از سؤالهاى اساسى، درغفلت تمام شبى را به سر آورد وديگر بار به صحن شهر گسيل شود.
«همسان سازى» ديگر از هيات طراحى مزورانه در ذهن دشمن خارج و تبديل به آرزويى بزرگ دردل آدميان شده است. مسابقه عجيبى براى متشبه شدن به غربيان در بين همه ساكنان ربع مسكون درگرفته است. چنان مى نمايد كه دستى پنهان با شعبده بازى همه سالهاى جوانى و همه هويت وفرهنگ اين ملتها را به يغما برده است كه بى آنكه بخواهند و اراده اى داشته باشندمبلغان، مصرف كنندگان و فروشندگان محصولات كمپانيهاى دولتهاى استعمارى اند و بى آنكه بدانند، هادم همه ابنيه ايمان ورستگارى.
هيچ انديشيده ايد كه چراكودكانمان بازى نمى كنند؟ بله! آنهابازى كردن را فراموش كرده اند. اينان تماشاكنندگان منفعل بازى بزرگان اند و در واقع بازى