ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - مهدى تك سوار دشت عشق و ما
مهدى تك سوار دشت عشق و ما ...
«موعود» به همراه نسيم بهارى، بسان بادصبا از همه كوچه ها و لابلاى درختها گذشت و وارد صحن اطاق محقرمان شد. همه گوشه ها و زواياى آن را گرفت، چنانكه بناگاه همه تاروپودمان مملو از عطر نسيمى جانفزا گشت. دنيا رنگ ديگرى يافت و همه بود و نبودمان.
به راه افتاديم، با همه توش و توان كه جز قلمى و كتابى چندنبود. با تجربه اى دراز از پس دو دهه كار قلمى و فرهنگى در اين پهنه خاك. چشم جز عنايت او را نمى ديد و روى نياز به آستان كسى جز او نبرديم، الا آنكه از باب تذكار، عرض احوال كرديم تاشايد از خوان گسترده موعود كه نام مبارك مهدى صاحب الزمان ارواحناله الفدا زينت بخش آن بود ديگران را نيزبهره اى حاصل آيد.
بسيار انديشيده بوديم كه چه امرى مى تواند پادزهر همه سموم منتشر در ميان نونهالان و جوانان باشد. سمومى كه غرب بيمار از طريق نشر فرهنگ و توسعه مدنيت آلوده اش درميان همه ملل و ساكنان سرزمينهاى اسلامى مى پراكند تا آنكه واسپس نقد و تحليل مبانى فرهنگ و تمدن مغرب زمين و نحوه دست اندازى استعمار و استكبار بر حيات فرهنگى و مادى مسلمين خود را رويارو با «موعود» يافتيم.
و اين آغاز راه بود. چشم به آن شهسوار شيرين كار و پيك پى خجسته ايمان و رستگارى دوختيم و تكليفى كه با عنوان يك مسلمان شيعى مذهب، يك فرزند انقلاب و ساكنى در اين وطن اسلامى بر دوش احساس مى كرديم. چه، اعتقاد به «موعود» خونى است در ميان رگهاى آنان كه ماندن در طريق عاشورائيان را پذيرا شده اند. رمق پاهاى خسته همه سلحشوران