ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - اوّلين اثر شهوترانى؛ حزن و اندوه
بكند.» آيا اين نظريّه درست است؟! قرآن آن را رد مىكند و مىفرمايد: «اين باعث پايدارى جامعه نمىشود؛ بلكه آن را از هم مىپاشد و باعث بى اعتمادى در خانوادهها مىشود.»
قرآن كريم در «سوره عنكبوت» مىفرمايد: «قوم لوط كارشان به جايى رسيده بود كه مجالس منكر داشتند.»
امروزه مىگويند: پارتى! قرآن مىفرمايد: نادى. در كشورهاى غربى، بالاى باشگاهها مىنويسند نادى؛ يعنى باشگاه. اين كلمه در قرآن آمده، مىفرمايد: «تَأْتُونَفِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ؛[١] در نادىهايشان، يعنى پارتىهايشان زن و مرد دور هم جمع شده و مرتكب منكر مىشدند.»
مرحوم شيخ عبّاس قمى در «سفينة البحار» مىفرمايد: يعنى عريان مىشدند، مىرقصيدند، به هم سنگ پرتاب مىكردند و به هم فحش مىدادند. همين امر امروزه تبديل شده به شوها، موسيقىها و جلسات مختلط دختر و پسر كه در گوشه و كنار بر پا مىشود و گاهى فاش مىشود. همچنين شيطانپرستى و گروههاى منحرف بىشمار از جمله رپ و ...
اينها پديدههاى تازهاى نيست و اين انديشه تازهاى نيست. قرآن اين نظريّه را معرفى مىكند و فرويد سالها بعد اين مسئله را مطرح كرد كه عدّهاى دلشان مىخواست «تَمِيلُواْ مَيْلًا عَظِيمًا.»
بحث شهوت و شهوترانى كه باعث مىشود عفاف عمومى دچار مشكل و خدشه شود، يك بحث دقيق و كارشناسانهاى است. دو نكته درباره اين بحث مىتوان مطرح كرد. نكته اوّل اينكه آثار شهوترانى در جامعه چيست؟ نكته دوم اينكه راهكار چيست؟ و چگونه با اين امر مبارزه كنيم؟ حال با جامعه كار نداريم اگر خود فرد بخواهد گرفتار نشود، چه بايد بكند؟ با توجّه به روايات سه نمونه از اين شهوترانىها را در زير مىاوريم:
اوّلين اثر شهوترانى؛ حزن و اندوه
روايت اوّل: «أَوَّلُ الشَّهَوَاتِ طَرَبٌ وَ آخِرُهَا عَطَبٌ؛ اوّل شهوت، خوشى است و آخرش حزن است، زحمت است و گرفتارى است.»[٢] «حَلاوَةُ الشَّهْوَةِ يَنْقَضُها مَارَة؛ مرارت و تلخى كه بعد از آن مىآيد، حلاوت شهوت را نقض مىكند و از بين مىبرد.» كسى كه اين فيلمها را ديد، آيا ديگر شب احيا مىتواند راحت «بِكَ يا الله» بگويد؟ اگر هم بگويد لقلقه زبان است. آيا مىتواند شيرينى نماز را حس كند؟ مىتواند «إِيَّاكَنَعْبُدُ» را با حال بگويد؟! مىتواند آنگونهاى كه انبيا، اوليا و بزرگان ما از عبادت لذّت مىبرند، او نيز لذّت ببرد؟ گناه ذائقه را خراب مىكند. ذائقهاى كه بايد شيرينى را بچشد، «إلهى أذِقْنِى حَلاوَتَكَ» اين ذائقه خراب مىشود. ما در تاريخ نمونههاى فراوانى مىبينيم.
همانگونه كه مىدانيد پيش از اسلام در «مكّه»، «مدينه» و «حجاز»، قانون و حكومت چندانى نبود كه جامعه را به صورت صحيح اداره كند. شب حمله مىشد، سرقت مىشد، زنها را به اسارت مىبردند، هرج و مرج و بىنظمى بود. در نتيجه عدّهاى جمع شدند و گفتند قانون درست كنيم. خودمان چند نفر كه هستيم با همديگر هم پيمان مىشويم. چون در اين جمع، چند نفر نامشان فضل بود، از اين رو پيمان را «حلف الفضول» نام نهادند. با اينكه پيغمبر اكرم (ص) در جوانىاش زياد در اجتماعات قريش نمىرفت- چون جلساتشان جلسات خوبى نبود و بيشتر به معصيت سپرى مىشد- امّا در اين جلسه حاضر شدند