ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و الگوها
اشاره:
ديدار با امام زمان (ع)، يكى از آرزوهاى هر شيعه منتظر است و در طول تاريخ كم نبودهاند آنان كه به اين توفيق نائل شدهاند؛ از همينرو بهانهاى دست داد تا با چهرههاى بنام عرصه مهدويّت گفتوگويى انجام دهيم. شركت كنندگان در اين اقتراح عبارتند از:
- حجّتالاسلام و المسلمين مرتضى آقا تهرانى (سخنران و مؤلّف كتاب تربيت مهدوى)؛
- حجّتالاسلام و المسلمين سيّدمهدى حائرى قزوينى (مترجم كتابهاى سيماى حضرت مهدى (ع) در قرآن و مكيال المكارم)؛
- حجّتالاسلام و المسلمين علىاكبر مهدىپور (مؤلّف و مترجم آثار متعدّد مهدوى، مانند روزگار رهايى و او خواهد آمد)؛
- حجّتالاسلام و المسلمين جعفر ناصرى (استاد اخلاق و توليت بنياد علمى اخلاقى هاد).
اميد كه غبار از ديدگان ما زدوده شود و ما نيز توفيق ديدار حضرتش را به دست بياوريم.
در اوّلين بخش از اين اقتراح شركتكنندگان محترم به اين سؤال پاسخ دادند كه «ديدار حضرت صاحبالزّمان (ع)» اساساً ممكن است يا خير؟. در ادامه مىخوانيم:
سؤال بعدى اين است كه آيا هركس كه بخواهد، مىتواند به ديدار امام نائل شود يا اينكه توفيق تشرّف، تنها نصيب آنهايى مىشود كه امام (ع) صلاح بدانند؟
حجّتالاسلام و المسلمين آقا تهرانى: اصل ماجرا از ناحيه حضرت است و اينطور نيست كه هر وقت من بخواهم، اين اتّفاق ممكن باشد.
تمام ديدارها يكسان نيستند؛ بعضى از آنها مكاشفه است كه حتّى شخص مىتواند دچار چنين تخيّلى شود و بعضى هم بسيار رقيق شدهاند. علاوه بر آن، برخى، فرستادههاى حضرت را ديدهاند. اينكه شخص گفته اسم من سيّدمهدى است دليل نمىشود خود حضرت باشد يا مثلًا اينكه از مكنونات ذهنى ما خبر بدهند.
حضرت خيلى بزرگتر از اين حرفها هستند و ديدارشان خيلى خاصتر از آنچه ما تصوّر مىكنيم، است؛ مثلًا ديدار شيخ عبدالنّبى عراقى، سراسر مكاشفه است. اگر كسى با مفهوم كشف و مكاشفه آشنا باشد، اين مسائل را به خوبى مىتواند تشخيص بدهد. بعضى هم خواب يا حتّى اضغاث احلام (خوابهاى آشفته) هستند؛ البتّه بعضى از اين خوابها تعبير دارند و بعضى هم نه. تشخيص اينها هم بر عهده افراد خبره است و نه همه مردم.
حجّتالاسلام و المسلمين حائرى قزوينى: مسلّماً اين امر در اراده و اختيار شخصى نيست و هر چقدر هم كه وى مشتاق ديدار باشد و حتّى اعمالى را كه در اين باره نقل شده، انجام بدهد باز هم چنين اختيارى به دست نمىآورد (و براى نمونه مىتوانيد به فصل پايانى نجمالثّاقب مراجعه كنيد)؛ چه برسد به آنها كه به دروغ، مدّعى مىشوند كه هر وقت اراده كنند، به خدمت حضرت مىرسند و چنين اجازهاى به آنها داده شده است و اين، مصداق همان چيزى است كه در توقيع شريف تكذيب شده است.
در اين باره بايد ما حساب سه گروه را از آنها كه واقعاً تشرّف داشته و خدمت حضرت شرفياب شدهاند، جدا كنيم؛ دسته اوّل، عدّهاى شيّاد هستند كه به دروغ مدّعى تشرّف هستند؛ گروه دوم، آنهايى هستند كه خودشان ادّعايى ندارند، ولى مورد سوء استفاده قرار مىگيرند و ديگران بازار شايعه را درباره ارتباط آنها با امام زمان (ع) داغ مىكنند كه آثار كذب و دروغ در اين نقلها عيان است؛ دسته آخر هم افراد سادهاى هستند كه به اشتباه و از سر وهم و خيال مدّعى ديدارند. اينها گاه سيّد خوبى را ديدهاند و حالى به آنها دست داده و به اين واسطه گمان كردهاند كه حضرت را ديدهاند يا حتّى افراد خيرانديشى به آنها عنايت