ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - راهكارها و پيشنهادها
براى ترضيه خود، متوجّه شرائط و امكانات محلّ كار شده و تمام اين عوامل باعث مىشوند شخص را به انحراف مردهبازى سوق دهند.[١]
راهكارها و پيشنهادها
اگر علل و انگيزههاى جرم با زبانى سليس و ساده باز نموده شوند، همگان به پيشگيرى جرم، به مصداق علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد، قادر خواهند بود. هر پدر دورانديش و هر مادر مدبّر كه به آينده فرزند خود و ساير هموطنانش دلبسته است، از اين تعاليم بهرهاى خواهد گرفت و ديگر لزومى نخواهد داشت كه هميشه پليس در بيغولهها كمين كند و جنايتكاران را دستگير و به زندان افكند. چه چنين پدر و مادرى از پيش، جامعه را تا حدود زيادى از وجود ريشههاى جنايت پاك كردهاند![٢]
نقل است روزى پادشاهى به عارف عالمى گفت: چو شما عارف و عالم هستيد از من تقاضا و خواهشى كنيد تا آن را برآورده سازم. عالم در پاسخ گفت كه هرگز معقول نيست چون منى از چون تويى تقاضا كنم؛ زيرا من دو اسير دارم:
١. غضب و ٢. شهوت كه بر پادشاهى چون تو اميرند و تو اسير اسيران من هستى. بنابراين، امير واقعى آن كسى است كه بر نفس امّاره و غضب و شهوت خويش غالب آمده باشد.[٣]
اسلام به حفظ جنبه تعادل نظر دارد.
اسلام در عين حال كه پيشروى و ترقّيات در جميع شئون زندگى را مبتنى بر ميزان فعّاليت انسان دانسته و ضمن ترغيب و دعوت مردم به جدّيت و كوشش، از دلبستگى و توجّه بيش از حد به علايق مادّى نيز كه مايه بدبختى و محروميّت از حريم سعادت جاويدان و هدف واقعى از زندگى مىشود، شديداً منع كرده است. امام محمّد باقر (ع) حقيقت زندگى حريص را با تشبيه جالبى مجسّم مىكنند: «آزمند نسبت به دنيا، به كرم ابريشم شباهت دارد؛ هرچه بيشتر پيرامون خود مىتند، راه نجات خويش را دشوارتر مىنمايد تا آنگاه كه از فرط اندوه در آنميان جان مىسپارد!»[٤]
اين دين مقدّس كه با نداى فطرت هماهنگ است، اصل تعادل را بين جنبه مادّى و معنوى در نظر گرفته و راهى را براى پيروان خود برگزيده است كه سعادت جسمى و روحى آنان را تضمين مىكند.[٥]
كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقّق پذيرد:
١. كنترل منفى: غالباً وقتى سخن از كنترل غريزه جنسى به ميان مىآيد، توجّه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مىشود و آن اين است كه كسى با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شدهاش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود. چنين كارى گرچه قطعاً بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولى پيامدهاى سوء و مخرّب آن بر كسى پوشيده نيست. اين كار، هم بسيار دشوار است و هم زيانبار و بدين جهت هرگاه شخصى به كنترل غريزه سفارش مىشود با چنين برداشتى از آن و تصوّر دشوارى و زيانبارى آن، از پذيرفتن چنين توصيههايى سرباز مىزند.
٢. كنترل مثبت: غريزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوبترين راه تسلّط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنهها و كارهايى است كه به تحريك اين غريزه مىانجامد. اين نوع از كنترل كه در حقيقت جنبه پيشگيرى دارد، هم راحت است و هم بىزيان و هم مفيد؛ زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليّهاى است با سرعت معمولى و قانونى كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد؛ برخلاف ماشينى كه با سرعتى بسيار فراتر از حدّ شناخته شده و بايسته خود سير مىكند كه چه بسا به كلّى اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقّق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسيله و صاحب آن به همراه دارد و بىزيان است؛ زيرا با اين حال كنترل غريزه فشارى بر جسم و روان تحميل نمىكند تا به آن صدمهاى وارد شود و مفيد است چون موجب مىشود مغز، اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند و انرژى و سرمايههاى جسمى و روحى او بيهوده مصرف نشوند. قرآن كريم مىفرمايد: «بايد كسانى كه قدرت و وضعيت مساعد براى ازدواج ندارند، عفّت پيشه كنند.»
اكنون راههاى كنترل مثبت را به اختصار برمىشمريم:
- پرهيز از فكر و ترسيم صحنههاى محرّك در ذهن و خيال: عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل مىكند كه حضرت (ع) فرمودند: «عيسى به اصحاب خود گفت: ... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مىدهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد؛ زيرا كسى كه خيال زنا كند، مانند كسى است كه در خانهاى نقش و نگارشده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمىسوزاند، ولى زينت و صفاى آن را مكدّر كرده و فاسد مىكند.»[٦]
- دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحريكآميز: قرآن كريم در دو آيه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوسآلود داده است. در آيه اوّل مىفرمايد: «به مردان مؤمن بگو ديدشان را از نامحرمان فرو نشانند و نهانگاههاى خود را از وقوع در حرام نگه دارند.» و در آيه بعدى مىفرمايد: «به زنان مؤمن بگو چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاى خويش را محافظت كنند.»[٧]
جالب اين است كه در هر دو مورد، خداوند متعال نخست دستور به