ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - راه هاى درمان شهوترانى
و پيمانشان را امضا كردند و بعدها هم كه به نبوّت مبعوث شدند افتخار مىكردند كه من در اين پيمان شركت كردم.
اهداف اين پيمان اين بود كه اگر به كسى تعرّض شد و او توان دفاع از خودش را نداشت. آنهايى كه پيمان با هم بسته بودند، مىآمدند و دفاع مىكردند.
يك روز تاجرى با دختر جوان و اين تاجر زيبايش وارد مكّه شده بود، آن زمان حجاب نبود. دختر را سرقت كردند. تاجر آمد كنار كعبه در «مسجدالحرام» و با صداى بلند گفت: كجايند همپيمانان! كجايند حلف الفضوليان! بىدرنگ آنهايى كه اين قرارداد را امضا كرده بودند شمشير به دست گرفتند و گفتند: چه شده؟ گفت: دخترم را فلانى برده است. ريختند خانه را محاصره كردند. سارق بيرون آمد و گفت: من اين دختر را نمىدهم، حدّاقل بايد يك شب پيش من بماند. گفتند: اين امكان ندارد، ما همپيمان شديم كه از مظلوم دفاع كنيم؛ لذا درگيرى صورت گرفت. سرانجام دختر را آزاد كردند و تاجر دخترش را با خودش برد.
چرا اين زمينه بايد فراهم شود؟ در نهايت، آن شخص آبرويش رفت، جنگ درگرفت و عدّهاى به زحمت افتادند. حال وقتى اين مسائل پيش مىآيد، طبيعتاً زحمت ايجاد مىكند و پشيمانى در پى دارد.
دومين اثر شهوترانى؛ محروميت از حكمت
در روايت داريم كه على (ع) مىفرمايند: «لَا تَسْكُنُ الْحِكْمَةُ قَلْباً مَعَ شَهْوَة؛ حكمت و علم و درايت در قلب شهوتران جا نمى گيرد.»[١] شهوتران فهم ندارد، شهوتران قدرت تشخيص را از دست داده است. حكمتى كه خداوند به داوود و لقمان داد. حكمتى كه خداوند مىفرمايد: «به هر كه بدهيم، خيلى چيزها به او داده ايم: «خَيْراًكَثِيراً»[٢] حكمتى كه گمشده مؤمن است. على (ع) مىفرمايد: «الْحِكْمَةُ ضَالَّة» شهوت با حكمت در تعارض است و در يكجا، جمع نمىشود. حكمت و علم و موعظه بر انسان شهوتران و چشمچران اثر نمىكند. معلوم است كه افت تحصيلى، افت دانش و مرتّب در جا زدن، گريبانگير دانشجويى مىشود كه در پى شهوترانى است. او هم به خودش لطمه مىزند و هم به ديگرى. بيشتر اين دوستىها منجر به ازدواج نمىشود، اين تفريحات قبل از ازدواج، لطمههاى جبرانناپذيرى مىزند. برخى دانشجوها صريحاً مىگويند: اينها تفريح قبل از ازدواج است. مىخواهيم پيش از ازدواج مشغول باشيم. آيا اينگونه دوستىها، درست است، آيا اين دانشجو حكمت را مىگيرد؟ آيا او مخترع مىشود؟
بيشتر متفكّران و مخترعان و همه كسانى كه در المپيادها مطرح هستند، كسانى كه رتبههاى بالا دارند، جوانهاى عفيفى هستند. كسانى هستند كه فكرشان را به اين مسائل آلوده نكردهاند. كسانىكه ذهنشان درگير شهوترانى شود، نمىتوانند درس بخوانند. اين هم اثر دوم كه در روايات نبىّ مكرّم خدا، محمّد (ص) و ائمّه معصومان (ع) آمده است.
سومين اثر شهوترانى؛ ناجوانمردى و بى مروّتى
امّا اثر سوم: در حديث داريم كه على (ع) مىفرمايد: «مَنْ زَادَتْ شَهْوَتُهُ قَلَّتْ مُرُوَّتُه؛ هر كس شهوتران شد، بىمروّت مىشود.»[٣] يك چنين شخصى ممكن است آدم بكشد، حتّى مادرش را هم به قتل برساند. مرتّباً در اخبار مىبينيم كه يكى برادرش را كشته، يكى فرزندش را كشته، همسر قانونى كسى را به قتل رسانده كه بتواند با او ازدواج كند و .... آدمكشى كار بسيار مشكلى است، خيلى شقاوت مىخواهد، خيلى قساوت مىخواهد. چه مىشود كه يك زن حاضر مىشود همسر اوّل يك مرد را به قتل برساند؟ سالهاست پروندهاش در دادگاه مطرح است، نه دادگاه نتيجه مىگيرد و نه او.
كسى كه مروّتش از ميان برود، احترام پدر و مادر را نگه نمىدارد. رو در روى پدر و مادر مىايستد. «قَلَّتْ مُرُوَّتُه»، زحمات مادر را ناديده مىگيرد، زحمات همسر را ناديده مىگيرد. همه اين زندگى را با اين همسر دارى. ندار بودى، دارا شدى؛ بىشغل بودى، شاغل شدى؛ ماشين دار شدى؛ خانهدار شدى و حالا ديگر اين همسر برايت تكرارى شده، نگاهت به جاهاى ديگر است؟! همسر را رها مىكنى، بيرون مىكنى و بدخلقى مىكنى.
قرآن كريم مىفرمايد: «وقتى بهشتىها دور هم جمع مىشوند با هم سخن مىگويند، مىگويند: در دنيا چه كرديم كه بهشتى شديم؟ هر يك چيزى مىگويد.» قرآن مىفرمايد: «بهشتىها مىگويند: كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ؛ ما در بين خانواده نگران بوديم، نسبت به آنها بىتوجّه نبوديم.»[٤]
از اين بهتر چه مىخواهيد؟ چرا محيط خانوادهات را به جهنّم تبديل مىكند؟ اين خانم روزى كه وارد زندگى شما شد، همه هستىات بود، حالا كه پير و فرتوت شده، برايت بد جلوه مىكند؟ حالا نگاهت دنبال افراد ديگر و همسران ديگر است؟ امام على (ع) فرمود: «شهوت كه بيايد، اوّل مروّت از بين مىرود؛ دوم اينكه سختى مىآيد، حزن و اندوه مىآيد»: «كَمْ مِنْ شَهْوَةِ سَاعَةٍ أَوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلا»[٥] و سوم اينكه حكمت و علم از تو سلب مىشود.
همه اينها كه بيان شد، درد بود. حال درمانش چيست؟
راههاى درمان شهوترانى
ابتدايىترين درمان اين است كه نگذاريد، شهوت تحريك شود، جلوى تحريكش را بگيريد. چگونه؟ با نگاه نكردن به فيلم، با نگاه نكردن به عكس و با نگاه نكردن به ديگران. چرا اين قدر اسلام مىگويد: چشمتان را فرو ببنديد و نگاه نكنيد. به شنيدنىهاى تحريكآميز گوش نكنيد. جلسه گذشته هم عرض كردم، مىفرمايد: «به پشت زنها نگاه نكنيد، به صحنههاى حرام، به موسيقى گوش ندهيد و نگذاريد تحريك شويد.»
اين يكى از راههاى مؤثّر است.