ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - عواقب شهوترانى
عواقب شهوترانى
حجّت الاسلام دكتر على رفيعى
قال الله تبارك و تعالى: يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ.[١]
بحث ما در اينجا، درباره آثار و نقش «قرآن» در درمان بيمارىهاى روحى است. قرآن نور بىابهام، تبيان همه چيز، كتاب حق و در بردارنده همه نيازهاى بشر است و تحريف در آن راه نيافته. «بِالْحَقِّأَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ.»[٢] هم انزالش به حق بوده و هم نزولش؛ يعنى خدا به حق فرستاده و به حق هم حفظ شده تا به دست پيغمبر و امروز به دست ما رسيده است. كتابى كه خودش مىفرمايد: فهمش نياز به خرد و انديشه دارد. خداوند مىفرمايد: «وَما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ.»[٣] تنها عالم و باسواد نمىتواند از اين كتاب بهره ببرد. عاقل بايد باشد، انديشمند هم بايد باشد. اگر كسى علاوه بر فهم و علم، خرد و انديشهاش را به كار گرفت، اين كتاب نازل شده به حق را، اين نور بى ابهام را، اين درياى بيكران را، اين شاهكار يگانه آفرينش خدا را مىفهمد و مىتواند بهره ببرد و دردهاى خود را درمان كند. شهوترانى دليل بر مريضى نفس و كم عقلى است.
آنچه كه امروز مورد بحث است و بحث مهمّ و گريبانگيرى است، بيمارى شهوترانى و شهوتپرستى است. اين بيمارى، خيلى خطرناك و به تعبير