ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - عوامل شهوت رانى و جست وجوى راهكارهاى عملى مصونيت بخشى
همانگونه كه جسم آدمى مبتلا به بيمارىهاى مختلفى مىشود و ضرورت دارد تا براى آن به تدبير و چارهانديشى پرداخت، براى روح آدمى نيز بيمارىهايى وجود دارد كه هرگاه از آن آگاهى نيابيم و به درمانش اهتمام نورزيم، جان را زنگار آلودگىها فرا مىگيرد و انسان در ورطه تباهى خواهد افتاد.
اميرالمؤمنين على (ع) مىفرمايند: «هيچ درد و بيمارىاى مثل درد و بيمارى جان نيست.» مطابق آيات و روايات، يكى از مهمترين بيمارىهايى كه جان آدمى را مىآزارد و فرسوده مىكند، شهوت است. شهوات و اميال نفسانى، اشتهايى كاذب را سبب مىشود و رسول گرامى خدا (ص) مىفرمايند: «الشّهوة داء و عصيانها دواء؛ شهوت بيمارى وبرتافتن از آن شفاست.» و اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد: «قرين الشهوة مريض النفّس معلول العقل؛ كسى كه شهوتران است، جانش بيمار و عقلش نيز بيمار و عليل است.» در روايات متعدّدى از معصومان (ع) تأكيد شده است: آنانى كه اسير شهوت هستند آزادى خويش را از دست دادهاند و چون شهوت انسان را به اسارت خويش درآورد به ناچار او را ذليل مىسازد. از اينرو اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند: «بهترين مردم كسانى هستند كه عقل خود را زنده كردند و شهوات را از بين بردند.» تا هنگامى كه شهوات بر آدمى امير باشد، انسان در دستان وى اسير است. از اينروست كه از وجود مقدّس امام على (ع) نقل شده است كه مىفرمايند: «اسارت شهوت، بدترين نوع اسارت است.»[١]
منظور نظر از شهوترانى در اين مقاله، همان لجامگسيختگى افراطى در بيشتر زمينههاى زندگى بشرى است؛ از جمله شهوترانى جنسى، شهوترانى دنيادوستى و غيره كه سعى مى شود اين مسئله از ديدگاه آيات قرآن، روايات معصومان (ع) و نظر محقّقان مورد بررسى قرار گيرد.
صورت زيبا و سيرت زشت و چشمان جذّاب و ناپاك اغلب دختران جوان بىعفّت، حسّ عجيبى در روحيه جوانان فاسدالاخلاق و بىادب ظاهر مىسازد و غريزه جوانى، پيوسته آن را تحريك نموده، فكرشان دائماً به طرف آنها متوجّه مىشود، خيالهاى عجيب و غريبى مىكنند و در عالم خيال، زمانى خود را با آنان همآغوش مىبينند و پرىچهرگان رذل و زشت سيرت، گاهى با گردش سر، آنها را از خود مىرنجانند. مبدأ و منشأ شهوت و بالأخره خيال شهوترانى كه يگانه مفسد اخلاقى و بر انداختن نسل و بسا جنايتكارى است، تنها از معاشرت دختران و پسران فاسد الاخلاق و مجرّد سرچشمه مىگيرد. اگر آن دخترك زيبا و بىعصمت در عبور از خيابان به اطراف خود با ولع نظر نيندازد و با دو چشم پر مكر و حيله خود بر قلب جوان تيرهبخت نزند و با روش ننگين و پر وسوسه خود، او را مجذوب و فريفته خود نكند، گذشته از اينكه جوان مجرّد را بدين خيال وادار نمىكند، هرگز عواقب وخيمى را هم براى خود و او آماده نخواهد ساخت.[٢]
متن فوق، از يكى از مجلّههاى معروف سالهاى ١٣٢٠ ه-. ش. بود كه نشان مىدهد در آن زمان نيز مسئله شهوترانى، مورد توجّه نويسندگان، منتقدان و مبلّغان بوده و بر آثار منفى و مخرّب آن در جامعه، به ويژه جوانان اشاره شده است و در پى بهكارگيرى راهكارهاى عملى جلوگيرى از آن بودهاند.
شهوترانى مىتواند در تمامى ابعاد زندگى فردى و جمعى انسان روى دهد و بر كار ساير قسمتهاى بدن و حتّى عملكرد روح و تعادل روان