ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و الگوها
نگاه كنم. تا به من رسيدند، مرا به اسم صدا كردند و گفتند: «با من چكار دارى؟» گفتم: آقا شما را نمىشناسم. گفتند: «من همان كسى هستم كه پنج ساعت است مرا صدا زدى.» گفتم: اگر شما واقعاً همان آقا هستيد، پس قطعاً از مشكل من مطّلعيد. لبخندى زدند و از نورى كه در ميان نور شكفت، فهميدم كه لبخند زدهاند. فرمودند: «بلى. مشكل شما حل شد. شما روز دوشنبه بدون هيچ واهمه خودتان را به دادگاه معرفى كنيد. ما حكم برائت شما را امضا كرديم. حكم را بگيريد و بيرون بياييد.» تا آقا راه افتادند كه بروند، گفتم: آقا! شما اين همه قدرت داريد، چرا اين همه شيعيان هندوستان گرفتار هستند؟ آقا جوابى سخت و كارگشا فرمودند: «آنها كى مثل تو در خانه ما آمدهاند و از ما پاسخ نشنيدهاند؟» اين جمله را كه نقل كرده بود، مرحوم سيّد فرزند على فرموده بود: تو پولت را بردار. ما به پول شما نياز نداريم. كليددار مىگويد كه من به عربى به آقا گفتم: شما پول را نياز ندارى. كلّ طلبههاى «نجف» در زندگى مشكل دارند. به ما بدهيد تا آن را براى آنها بفرستيم. ايشان به من فرمودند: «آقا همه اين سربازان و ارادتمندان را زير نظر دارد. اينها آقا و مولا دارند و روزيشان به پول يك هندوى نامسلمان حواله نشده است. اين پول را نگرفتند و او را روانه كردند. اين ماجرا به خوبى معلوم مىكند كه مثل سيّد فرزند على لازم است كه هم مقام آقا را بداند و هم در برابر مال و منال دنيا سر كج نكند تا بتواند با يك اشاره، يك نفر را با آن چنان وضعيّتى نجات بدهد و او را به در خانه آقا بقيّةالله (ع) بفرستد و پاسخ بگيرد. درسى كه اين ماجرا به ما مىدهد و مىتواند در تمام عمر، سرلوحه زندگيمان قرار بگيرد، اين است كه اگر ما هم صادقانه و با اخلاص و احساس اضطرار به در خانه حضرت برويم، مسلّماًپاسخ مىشنويم.
متأسّفانه ما همه درها را مىزنيم و بعد سراغ حضرت مىرويم در حالىكه ما بايد در تمام مشكلاتمان به در خانه حضرت بقيّةالله (ع) برويم و از ايشان بخواهيم و پاسخ را هم بشنويم.
حجّتالسلام و المسلمين ناصرى: افراد زيادى به خدمت حضرت مشرّف شدهاند كه هر كدام از اين تشرّفات براى عدّهاى، گوارا و جذّاب است. در هر كدام از اين تشرّفات نيز حقايقى در پشت پرده نهفته است. تشرّف ابوالحسن ضرّاب اصفهانى علاوه بر نكات و دقايق بسيارى كه دارد، هديه و ميوهاى هم به آن ضميمه شده كه همان «صلوات ابوالحسن ضرّاب» است. مرحوم سيّدبن طاووس اصرار دارد كه اين صلوات، در روز جمعه، بعد از نماز عصر و در بقيّة روزها خوانده شود.
ابوالحسن ضرّاب مردى عالم بوده كه در «اصفهان» يكپارچه سُنّى آن دوران، از تشيّع دفاع مىكرده است. وى ضمن ماجرايى، حدود يك ماه در همسايگى حضرت زندگى كرده و نكات و دقايقى را از ايشان براى ما نقل نموده است.
ابوالحسن در مكّه وارد خانهاى مىشود كه اوصاف اين خانه را در ديگر تشرّفات هم مىبينيم. حضرت در طبقه بالاى اين منزل سكونت داشتهاند. در اين منزل پيرزنى هم زندگى مىكرده كه ميان حضرت و شيعيان واسطه مىشده و گاه اسباب تشرّف را فراهم مىساخته است. گويا آن خانه، منزل حضرت خديجه (س) بوده و آن بانو هم نسبتى با حضرت داشتهاند. بارها ابوالحسن در را محكم مىبسته؛ ولى در نهايت ناباورى مىديده شخصى بدون باز كردن در به خانه وارد مىشود كه چهرهاى بسيار نورانى داشته و آنقدر اين نور جلب توجّه مىكرده است كه حتّى همراهان سنّى او نيز آن را مىديدهاند.
توصيف دقيق سيما و شمايل حضرت توسط ابوالحسن ضرّاب از جمله امتيازات اين تشرّف است.[١]
اين تشرّف كه حتّى بعضى از فقهاى ما بر اساس محتواى آن در برخى موارد فتوا صادر كردهاند، به خوبى گوياى صحّت و اعتبار آن است و اين دست تشرّفات و همچنين تشرّفات سيّدبن طاووس، سيّدبحرالعلوم و ديگران، هيچ جايى را براى انكار و حتّى اظهار شك نسبت به اصل ماجراى تشرّفات باقى نگذاشته است. هر چند حضرت همانند خورشيد پشت ابر براى عموم مردم افاضه مىكنند؛ ولى بعضى از بزرگان از نعمت ديدار ايشان بىبهره نيستند و حتّى بنا بر محتواى روايات، حدود سى يا چهل نفر دائماً در خدمت حضرت هستند كه حضرت خضر نبى (ع) از جمله ايشان است.
اميدواريم كه خداوند متعال همه ما را در زمره كسانى قرار دهد كه آنقدر توفيق انجام عمل صالح بيابند و عشق و محبّت به حضرت بقيّةالله، ارواحنا فداه، در وجودشان مشتعل شود كه جمال دلآراى آن حضرت در ديدگاه و صفحه ذهنشان ترسيم شود و رزق ديدار و صحبت با ايشان در دو دنيا نصيبشان گردد. إنشاءالله.
پىنوشتها:
[١]. توضيح مفصّل درباره اين تشرّف را در كتاب ميهمان آفتاب، كه با همكارى مؤسسه فرهنگى موعود و مؤسّسه فرهنگى دارالهدى منتشر شده است مىتوانيد مطالعه كنيد.