ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و الگوها
راه دوم، حضور در اماكن خاص مثل حضور در «عرفات» در روز عرفه است. علىبن مهزيار بيست بار از «اهواز» به «مكّه» مشرّف شد و در نهايت هم به خدمت حضرت شرفياب گشت. چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله و جمكران بيتوته كردن نيز در اين مسير مؤثّر است و مىتواند انسان را پيش ببرد.
و بالأخره بايد توسّل و تضرّع كرد. چهل روز «زيارت عاشورا» ممكن است براى انسان چنان توفيقى را فراهم آورد؛
از همه اينها مهمتر، احساس اضطرار است. اگر كسى احساس كند مشكلش را كسى، جز آقا بقيّةالله (ع) نمىتواند حل كند و با اين احساس اضطرار و انقطاع كامل به در خانه ايشان برود، احتمال به دست آوردن توفيق براى او بسيار زياد است؛ حال چه مسلمان و شيعه باشد، چه پيرو ديگر اديان و مذاهب.
حجّتالاسلام و المسلمين ناصرى: مقدّمات لازم براى پيدا كردن شرف ديدار دو دسته است: قريب و بعيد؛ اوّلين مطلبى كه بايد مدّ نظر داشته باشيم اين است كه ميان اميرالمؤمنين (ع) و حضرت بقيّةالله (ع) فرقى نيست. كسانى مىتوانستند از اميرالمؤمنين (ع) بهره ببرند كه اهل شده باشند؛ مثلًا پسر نوح كه نااهل شده بود، او را به كشتى راه ندادند. مسلّماً كسانى كه مسائل شرعى را مراعات نمىكنند، از اين كشتى بيرون هستند.
اوّل بايد به انجام همه واجبات و ترك همه محرمات و دورى از لقمه ناپاك مقيد شد و تا حدّ ممكن مستحبّات را انجام داد و نمازها را در اوّل وقت به جا آورد. بعد از اينكه به واسطه تقيّد به اين امور، شمعى براى محبّت و تشرّف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، بايد هر لحظه شعله آن را بيشتر و آن را بر افروختهتر كرد. بعضى از بزرگان توصيه مىكردند كه در فراق حضرت بسيار گريه كنيد؛ چون گريه براى ايشان توفيق انسان را زياد مىكند. ارتباط با قرآن، هم بركات بسيارى دارد و هم موانع را به سرعت برطرف مىكند و مايه نزديكى بيشتر با حضرت مىشود.
گريه بر مصائب سيّدالشّهدا (ع) انسان را طلايى و مستحقّ اتّصال با مركز و كانون نور مىكند. گريه بر ايشان خيلى زود انسان را پاك كرده و بر نصيب فرد از شرف ملاقات مىافزايد. به هر حال كسى كه مىخواهد به خدمت حضرت شرفياب بشود، بايد با ايشان حال مشتركى هم داشته باشد. وقتى خود آن حضرت در «زيارت ناحيه مقدّسه» خطاب به جدّ بزرگوارشان فرمودند: «اى جدّ بزرگوارم! هر صبح و شام براى شما مىگريم»، چه خوب است منتظران ايشان هم هر صبح و شام، توسّلى به حضرت سيّدالشّهدا (ع) داشته باشند. خود اين مىتواند نقطه مشتركى باشد كه فرد را به حضرت بقيّةالله (ع) نزديك كند و او را مورد توجّه و نظر خاصّ ايشان قرار دهد؛ به علاوه چون معمولًا در چنين اوقاتى براى انسان حال دعا و توسّل پيش مىآيد، اگر با آن چشم گريان بر مصائب امام حسين (ع) دستانش را به دعا و توسّل بردارد و از خداوند ديدار با حضرت بقيّةالله، ارواحنا فداه، را طلب كنند، او را بىنصيب نخواهند گذاشت. آيتالله بهجت (ره) از استادشان مرحوم آيتالله قاضى (ره) نقل مىكردند كه گفته بود: هركس مدّتى به نماز اوّل وقت ملزم شود و نسبت به آن ثبات قدم داشته باشد، اگر دستش را به دعا بلند كرد و دعايش مستجاب نشد، مرا نفرين كند. به عبارت ديگر ايشان به تبعيّت از استادشان معتقد است يكى از راههايى كه باعث مىشود دعايمان مستجاب شده، توفيق تشرّف به خدمت حضرت بقيّةالله، ارواحنا فداه، را بيابيم، همين تقيّد به نماز اوّل وقت است.
لطفاً يكى از تشرّفاتى را كه بيش از ديگر تشرّفات در خاطرتان نقش بسته و آنها را تحت تأثير قرار داده است، براى ما نقل كنيد.
حجّتالاسلام و المسلمين آقا تهرانى: بعضىها واقعاً نسبت به حضرت توجّه ويژهاى داشتهاند. البتّه اگر ما خودمان چنين حال و روحيّهاى نداريم، بهتر است از توصيههاى مرحوم امام خمينى (ره) تبعيّت كنيم و حدّاقل، حالات ديگران را انكار و تكذيب نكنيم. هرجا ما دليل قاطعى براى رد كردن نداشتيم، بهتر است سكوت كنيم. كم نبودهاند آنهايى كه توفيق ديدار حضرت نصيبشان شده، ولى اهل حرفزدن و آشكار كردن ماجرا نبودهاند. اينهايى كه در شهرهاى مختلف مثل «قم»، «تهران» و جاهاى ديگر دستگير مىشوند كه مدّعى ارتباط و تشرّف دائم هستند، هم آثار كذب و دروغ از سر و رويشان مىبارد و هم بايد آنها را به شدّت تكذيب كرد؛ چون موضوع را واقعاًلوث مىكنند. امام (ع) به فكر امّت خويش هستند و صراحتاًمىفرمايند:
«إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُم؛
ما در امور شما كوتاهى نمىكنيم و از ياد شما غافل نيستيم.»
اصلًا جالب نيست كه امامى به ياد امّت و پيروانش نباشد. بزرگان ما در اين مسير توفيقاتى نصيبشان مىشد و به خدمت حضرت مىرسيدند.
سالهاى قبل در قم شخصى بوده كه الآن اسم و مشخّصاتش را به خاطر نمىآورم. او از خداوند متعال طلب فرزند كرده، ولى جواب نگرفته بود. براى همين تصميم مىگيرد كه چهل شب چهارشنبه