ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - ديدار با امام زمان (ع)؛ هست ها و الگوها
كردهاند و آنها خيال نمودهاند كه او حضرت بوده است.
حجّتالاسلام و المسلمين مهدىپور: پاسخ روشن است. مسلّماً اين امر، منحصراً به اراده آقا بقيّةالله (ع) ممكن مىشود. تمام ديدارهايى كه در طول غيبت كبرى اتّفاق افتاده، يك سويه بوده و كشش و اراده از ناحيه خود حضرت وجود داشته است. اگر كسى مدّعى ديدار دو سويه باشد، به اين معنى كه او هم در وقوع ملاقاتها اختيار و حقّ تصميمگيرى داشته باشد، اين همان ادّعاى نيابت خاص است و بنابراين كسى حق ندارد، بگويد من هر وقت بخواهم، مىتوانم به خدمت حضرت برسم. مرحوم علّامه مجلسى (ره) در شرح و تفسير توقيع مشهور «من ادّعى المشاهده قبل خروج السفيانى و الصّيحه فهو كذّاب مفتر» ادّعاى مشاهده دو طرفه را درباره كسى مىداند كه مدّعى نيابت خاص باشد.
حجّتالاسلام و المسلمين ناصرى: به نظر مىرسد اين ماجرا شقّ سومى هم داشته باشد و آنگونه كه از مجموعه ملاقاتهاى انجام شده با حضرت برداشت مىشود، ظاهراً تنظيمكننده اين ديدارها خداوند متعال است.
كسانى كه بنا بر مشيّت الهى قرار است ملاقات، رزق و روزى آنها بشود، گويا نوعى عصمت خدايى به آنها مرحمت مىشده و از قرارگرفتن در مسير گناههاى بزرگ، با لطف و عنايت الهى خاصّى محافظت مىشدهاند؛ حتّى بالأخره در برخى موارد ظاهراً از نسلهاى قبل كنترل مىشدهاند. بارها عرض كردهام كه حضرت بقيّةالله، روحىله الفداء زندگى خودشان را مىكنند و تنها انس و توجّهشان به خداوند متعال است. خداوند افراد را در مسير آن حضرت قرار مىدهد. به خاطر همين، حتّى يك ثانيه ملاقات با حضرت ارزشمند است و شخص ديداركننده ارزش فوقالعادّهاى پيدا مىكند؛ ولى بايد توجّه داشته باشيم شخصى كه قرار است چنين رزق و نصيبى داشته باشد، پيش از آن در وجودش آتشى مشتعل شده است. اين آتش عشق هم ثمره سعى، تلاش و مراقبت بسيار است. بعد از اينكه آتش عشق روشن شد و شعلهاش در درونش فروزان گشت، آنقدر ادامه پيدا مىكند تا وابستگىها، تعلّقات و خلاصه غير محبوب را مىسوزاند و موانع برطرف مىشود. در حقيقت شخصى كه رزق ملاقات دارد، يكپارچه آماده و مستعدّ ملاقات مىشود و هيچ چيز در ذهن او نيست و غير از حضرت و عشق به ايشان ميل ديگر ندارد.
چندى پيش در خدمت آيتالله بهجت (ره) بوديم. ايشان از مدّاحان گله مىكردند كه فقط به جنبه عشقبازى لفظى با حضرت بقيّةالله (ع) مىپردازند. مىگفتند بايد به زاويه معرفتى و معرفى حضرت هم پرداخت؛ براى نمونه آيا اصلًا توجّه داريم آنچه مىگوييم پيش از آنكه به شماى مخاطب برسد، حضرت بقيّةالله (ع) به آن دانا هستند و مطلب به سمع ايشان مىرسد؟ آيا ما امامان خود را با چنين احاطه شهودى شناختهايم كه در همه مجالس و محافل احاطه و حضور دارند؟ مسلّماً اگر ما حضرت را اينگونه ببينيم، نحوه عمل و رفتارمان عوض مىشود.
ديدارى كه در مرتبه عشق باشد و ابعاد و زواياى اضافى شخص سوخته باشد، به ندرت حتّى نصيب اولياى الهى و كمّلين (انسانهاى كماليافته) شده است. بنابراين موضوع ملاقات با حضرت، اصلًا چيزى نيست كه بتوان درباره آن زبان به شعار گشود. البتّه نبايد فراموش كنيم هر چند برنامه ديدار با حضرت را خداوند متعال تنظيم مىكند، ولى در عين حال قلب مقدّس حضرت هم آينه تمام نماى اراده حق تعالى است و ايشان آنچه را خداوند اراده كرده، اراده خواهند نمود. اين اراده هم مسبوق به آن است كه شخص، يكپارچه خواهان و راغب شده باشد. آنهايى اين اراده الهى شامل حالشان شده كه خيلى سوختهاند و اشك اشتياق، ريخته و افكار موهوم را كنار گذاشتهاند و تنها فكر و ذكر آنها، اتّصال با ولى وقت و قطب عالم امكان بوده است.
نقش اشخاص در دستيابى به اين توفيق چقدر است و آيا مىتوان احتمال وقوع اين رخداد بزرگ را براى خود زياد كرد؟
حجّتالاسلام و المسلمين آقا تهرانى: ديدار، شرايط خاصّى را مىطلبد. عموم كسانى كه مشرّف شدهاند، در تنگناها بودهاند. اگر كسى بتواند واقعاً خودسازى كند و قريبالافق شود، در مسير امام (ع) قرار مىگيرد. مرحوم سيّدمرتضى (ره) در اين باره بحثى دارد. او مىگويد: مخفى بودن امام (ره)، ناشى از جور ظالمان است كه به دنبال شهيد كردن ايشان بودهاند. اگر ما اين مشكل را پيش رو نداشتهباشيم غيبت فلسفهاش را از دست مىدهد. براى ديدار، بايد قابليت شخصى و توفيق الهى، با هم جمع شوند.
حجّتالاسلام و المسلمين حائرى قزوينى: از توضيحات قبلى مشخّص شد كه تقوا، فضيلت و پرهيز از گناه و معصيت و همچنين تهذيب نفس و اهتمام به اذكار و دستورات كه در كتابهاى خاص آمده، مداومت بر «دعاى عهد» و مستحبّات پنجگانه آن، إنشاءالله زمينه را براى تشرّف مهيا مىكند.
حجتالاسلام و المسلمين مهدىپور: مسلّماً افراد، نقش زيادى در اين باره دارند. هر چند گفتيم كسى نمىتواند ادّعا كند چنين باب توفيقى براى او باز است، ولى اينطور هم نيست كه تلاش افراد بىتأثير باشد.
اوّلين راهى كه بايد در اين باره پى گرفت، تقوا و ترك گناه است؛ چون تنها راه وصال، تقوا است و تنها مانع راه، گناه. هنگامى كه احمدبن اسحاق به خدمت امام حسن عسكرى (ع) شرفياب مىشود و امام (ع)، فرزند برومند خويش را به او مىنمايانند، به او مىفرمايند:
«اگر اين نبود كه نزد خداوند و حجّتهاى او عزيزى، هرگز فرزندم را به تو نشان نمىدادم.»
اگر كسى مىخواهد به خدمت آقا بقيّةالله (ع) برسد و توفيق تشرّف را پيدا نمايد، بايد كارى كند كه نزد خداوند به كرامت، عزّت و شرافت برسد. «قرآن» راه به دست آوردن اينها را چنين بيان فرموده كه:
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقيكُم؛
همانا گرامىترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست.»
در توقيع حضرت خطاب به شيخ مفيد (ره) آمده:
«اگر نبود آنچه از دوستان به ما مىرسد (؛ يعنى گناهان آنها) كه ما آن را از ايشان توقّع نداريم، يُمن ديدار ما از آنان به تأخير نمىافتاد.»
يعنى ممكن است زمان فرج كلّى و ظهور نرسيده باشد؛ ولى كسى كه هر شب تا سحر، «يابنالحسن يابن الحسن» مىگويد؛ موفّق شود نيمرخى از آن حجّت خدا را تماشا نمايد؛