ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - لكّه سياه ناهنجارى

كشيده و آنها را دگرگون مى‌ساخت. به همين جهت، اين دگرگونى به سرعت در همه عرصه‌هاى سياست، هنر، اقتصاد، حقوق و حتّى انسان‌شناسى و جامعه‌شناسى نمودار شد. در حقيقت، فمينيسم همه نظم موجود در مناسبات و معاملات فردى و جمعى جوامع سنّتى را به مبارزه طلبيد و تا حدود بسيارى بر آن فائق آمد.

عوامل مؤثّر در انقلاب جنسى غرب‌

آقاى‌ نوئل هورنور(Noel Hornor) نويسنده مقاله «غرب و فساد جنسى» مى‌نويسد:

همه چيز آغشته به شهوت و مسائل جنسى شده است. تمدّن جديد و كشورهاى غربى، به خصوص ايالات متّحده، الگوى بسيارى از ملّت‌ها حتّى در كنار گذاشتن اخلاق و رو آوردن به مسائل جنسى شده‌اند و جدا شدن از اخلاق تا آنجا پيش رفته است كه ديگر خوب از بد و رفتار نامناسب بازشناخته نمى‌شود. جوانان، خانواده‌ها، اجتماع و ... در فساد غوطه‌ور شده‌اند و در چنين شرايطى، پيام خدا براى بازگشت به سلامتى و كسب قدرت اجتماعى توبه است.

مسائل جنسى همه جا را فرا گرفته است ... به نظر مى‌رسد كه جامعه به واسطه مسائل جنسى اشغال شده است.[١]

در بررسى مجموعه عوامل مؤثّر در بسط دگرگونى و انقلاب جنسى در غرب و دامنگير شدن هرزه‌نگارى، پژوهشگران غربى اينترنت، ماهواره، تلويزيون‌هاى كابلى، فيلم‌ها، سريال‌ها، نشريات، كتب و موسيقى هرزه‌نگار را در زمره عوامل و ادوات توزيع و نشر اين واقعه معرفى مى‌كنند؛ امّا اينها، همه در زمره ادوات و ابزارى قابل‌شناسايى‌اند كه تصاوير و مطالب مستهجن و هرزه را در ميان جامعه منتشر مى‌سازند؛ جز اين، در كندوكاو عوامل پشت پرده، امّا مؤثّر، پژوهشگران حوزه مطالعات اجتماعى و فرهنگى، انگشت اتّهام را به سوى اشخاص و جماعتى دراز مى‌كنند كه به صورت هدفمند و برنامه‌ريزى شده، سعى در نشر آثار هرزه و دامن زدن به انقلاب جنسى كردند.

ويليام مورجيسون‌(William Murchison) طى مقاله‌اى درباره رابطه جنسى مدرن در ايالات متّحده مى‌نويسد:

در سال ١٩٦٣ م. كه من از دانشگاه فارغ‌التّحصيل شدم، نظم گذشته همچنان پا برجا و سالم به نظر مى‌رسيد. در اواسط دهه ٧٠ م. اين نظم از ميان رفته و كاملًا تغيير كرده بود و اساساً متحوّل شده بود. جامعه ما از دخترانى كه به دانشگاه مى‌رفتند تا مدرك فوق ليسانس بگيرند، به دخترانى تبديل شده بود كه با هدف رسيدن به روابط جنسى دسته جمعى به دانشگاه‌هاى غرب يا مدارس حقوقى پا مى‌گذاشتند. ما از روابط جنسى كنترل شده ميان زن و شوهر (روابط جنسى هسته‌اى و متمركز) به ايدز و بيمارى‌هاى مقاربتى رسيده‌ايم. از ازدواج كردن براى زندگى، به طلاق به عنوان راهى براى زندگى رسيده‌ايم. از ديدگاهى كه سقط جنين را فاجعه‌اى به همراه يك جرم مى‌دانست، به ديدگاهى رسيده‌ايم كه سقط جنين را جزو حقوق بشر و نشانه افتخارآميز شخصيت و آزادى مى‌داند و در حقيقت سقط جنين به يك انتخاب بدل شده است.[٢]

يهوديان پرچم‌دار انقلاب جنسى‌

پژوهشگران غربى، آلفرد چارلز كينزى‌[٣] (١٨٩٤- ١٩٥٦ م.)، زيست‌شناس و جانورشناس آمريكايى را بنيان‌گذار رشته مطالعات جنسى و پدر انقلاب جنسى (سكسولوژى مدرن) معرفى مى‌كنند. وى در سال ١٩٤٧ م. «انستيتوى تحقيقات سكس» را در ايالت «ايندينا» راه‌اندازى كرد. كينزى، با تجربه و تأييد همه آنچه كه نزد مردم و در ميان همه سنّت‌ها قبيح جلوه مى‌كرد، به فحشا (زنا و لواط) رسميت داد و موضوع و مفهوم‌ پورن‌[٤] (روسپى و سكس) را تئوريزه كرد و بدان‌