ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - انقلاب جنسى و روغن مار

انقلاب جنسى و روغن مار

اكنون بيش از ٥٠ سال از شروع انقلاب جنسى مى‌گذرد. رسانه‌ها جاروجنجال فراوانى درباره «آزادى» جنسى به پا كرده‌اند و در فيلم‌ها نيز تبليغش مى‌كنند. اكنون هيچ فرد آمريكايى زير ٤٠ سال به ياد نمى‌آورد زمانى را كه سكس در تلويزيون از محرّمات (تابو) محسوب مى‌شد، زمانى را كه با هم زندگى كردن به معنى ازدواج بود، زمانى كه‌gay به معنى خوشحالى و شادمانى بود و زمانى كه تقريباً همه بچّه‌ها با هر دو والدينشان زندگى مى‌كردند.

واقعيت اين است كه اين انقلاب يك بلا بوده است. پيش از آنكه در دهه ١٩٥٠ م. آداب و رسوم جنسى آمريكاييان ولنگار شود، تنها بيمارى‌هاى مقاربتى كه در ايالات متّحده گزارش مى‌شد، سوزاك و سيفليس بود. امروز بيش از ٢٤ گونه بيمارى وجود دارد، از التهاب لگن خاصره گرفته (كه هر ساله منجر به نابارورى بيش از ١٠٠ هزار زن آمريكايى مى‌شود) تا ايدز (كه در حال حاضر ٤٢ ميليون نفر را در كلّ جهان گرفتاركرده و تا اين زمان ٢٣ ميليون نفر را به كام مرگ كشيده است). طبق گزارش دانشمندان «انستيتوى ملّى سرطان»، هر زنى كه در طول زندگى‌اش بيش از سه شريك جنسى داشته باشد، خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم در او به اندازه ١٥٠٠% افزايش مى‌يابد. در يافته‌اى ديگر كه با آنچه كه محقّقان در زمينه سكس از آن سخن گفته‌اند، متناقض است و توسط مركز تحقيقات افكار عمومى دانشگاه «شيكاگو» انجام شده، معلوم شده كه زنان و مردان متأهل، به طور متوسط، بيش از زوج‌هاى ازدواج نكرده كه صرفاً در يك خانه با هم زندگى مى‌كنند، از نظر جنسى خرسندتر هستند. حتّى اگر اين زوج‌هاى هم‌خانه با هم ازدواج كنند، احتمال طلاق در آنها ٤٠ تا ٨٥% بيشتر از كسانى است كه ازدواج سالم دارند. پس چه شد؟ آيا مى‌توان گفت كه علم كاملًا در اشتباه بوده است؟ حقيقت پيچيده‌تر از اينهاست و البتّه جالب‌تر!

مرد حقّه‌باز

آلفرد سى. كينزى‌ رازى داشت. جانورشناس دانشگاه «ايندين» و «پدر انقلاب جنسى» تقريباً دست تنها، از آداب و رسوم روزانه و جنسى آمريكاييان تعبير تازه‌اى ارائه كرد. مشكل اينجا بود كه او مى‌بايست براى اين كار دروغ مى‌گفت. نبايد بار سنگين اين نكته را دست كم گرفت. علمى كه انقلاب جنسى را آغاز كرد، در پنجاه سال اخير، براى تحت تأثير قرار دادن رأى دادگاه‌ها، تصويب قوانين و آموزش جنسى استفاده شده است و حتّى از آن، به عنوان حربه‌اى براى تغيير معناى ازدواج استفاده شده است. ماحصل اين تلاش، كينزى‌گرايى‌ بود. اگر دانش او خدشه‌دار و ناقص بود- حتّى بدتر، يك فريب‌كارى آشكار بود- پس طرز نگرش فرهنگمان نسبت به سكس نه تنها از جهت اخلاقى كه از نظر علمى هم نادرست است.

بگذاريد واقعيات را در نظر بگيريم. وقتى كينزى و همكارانش در سال ١٩٤٨ م. رفتار جنسى در جنس مذكّر انسان و رفتار جنسى در جنس مؤنّث انسان را در سال ١٩٥٣ م. منتشر كردند، ارزش‌هاى طبقه متوسط را وارونه كردند. آن‌چنان كه كينزى و همكارانش عنوان داشته بودند، بسيارى از اعمال جنسى‌اى كه از لحاظ سنّتى ممنوع قلمداد مى‌شد، با كمال تعجّب، اعمالى عادى بودند. ٨٥ مردان و ٤٠ زنان پس از ازدواج به همسرانشان وفادار نبوده‌اند. در كمال ناباورى، ٧١% زنان ادّعا كرده بودند كه روابط نامشروعشان هيچ زيانى به ازدواجشان وارد نكرده و حتّى عدّه‌اى هم گفته بودند كه اين كار به آنها و ازدواجشان كمك هم كرده است. ديگر اينكه ٦٩% مردان با فاحشه‌ها بوده‌اند، ١٠% به مدّت حدّاقل سه سال هم‌جنس‌باز بوده‌اند، ١٧% پسران كشاورز ارتباط جنسى با حيوانات را تجربه كرده بودند. آنچه در گزارش كينزى به صراحت بيان شده بود، اين نظريه بود كه اين رفتارها از نظر زيستى نرمال بوده و هيچ آسيبى به كسى نمى‌رسانند. بنابراين مردم بايد به هوس‌هايشان بدون هيچ منع و احساس گناهى عمل كنند.

مقاله سال ١٩٤٨ م. او درباره مردان، مورد تمجيد منتقدان قرار گرفت و در كمال شگفتى ٢٠٠ هزار نسخه در عرض دو ماه فروش كرد. نام كينزى در همه جا بود، از عنوان اشعار پاپ (آه، دكتر كينزى) گرفته تا در صفحات نشريات‌Time Life وNewsweek و روزنامه‌New yorker . مجلّه‌Look عنوان داشت: كينزى حقايق را نشان مى‌دهد. او چيزهايى را آشكار مى‌كند كه هستند نه چيزهايى كه بايد باشند.

او را كه با لقب‌ دكتر سكس‌ مى‌خواندند و به خاطر شهامتش مى‌ستودند، با كسانى چون‌ داروين، گاليله‌ و فرويد مقايسه مى‌كردند؛ امّا وراى آن همه تأييد همگانى، بسيارى از دانشمندان مصلحت‌شناس هشدار مى‌دادند كه تحقيقات كينزى به طور جدّى داراى اشتباه و نقص است؛ از جمله اين افراد مى‌توان به نام‌هاى زير اشاره كرد: مارگارت ميد و روث بنديكت‌، مردم‌شناس، لوئيز ام ترمن‌ روان‌شناس دانشگاه «استانفورد»، كارل منينگر، پزشك (مؤسّس انستيتوى پرآوازه منينگر)، اريك فروم‌ و لورنس كوباى‌، روان‌پزشك، لايونل تريلينگ‌ منتقد فرهنگى از دانشگاه «كلمبيا» و عدّه بى‌شمار ديگر.

هنگامى‌كه كينزى كتاب مربوط به زنان را منتشر كرد، بسيارى از