ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - آخرالزّمان، عصر نبود تعادل
آخرالزّمان، عصر نبود تعادل
مهدى نصيرى
از مشهورترين روايات مربوط به آخرالزّمان و قيامت ظهور، اين حديث نبوى پيامبر اعظم (ص) است كه درباره حضرت مهدى (ع) فرمود:
«يملأ الأرض قسطاً و عدلًا كما ملئت ظلماً و جوراً؛ او، [حضرت مهدى (ع)]، زمين را پر از قسط و عدالت مىكند آنچنان كه پر از ظلم و جور شده بود.»
اغلب به معناى جامع و عميق اين روايت توجّه نمىشود. تلقّى ما از ظلم و جور، عموماً زورگويىها و خشونتهاى نظامى گردنكشان و مستكبران عليه محرومان و ضعيفان است و كمى كه پيشتر مىرويم به مظالم اقتصادى و فاصلههاى عظيم فقر و غنا نيز به عنوان مصاديقى از ظلم توجّه مىكنيم؛ ولى حقيقت اين است كه معناى ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آكندگى، معنايى بس وسيعتر و عميقتر دارد.
اميرالمؤمنين (ع) در روايتى، عدل را به «وضع الشئ فى موضعه؛ قرار گرفتن هر چيزى در جايگاه خودش» تعريف فرمودند و بعد تصريح كردند كه معناى ظلم نيز از اين تعريف روشن مىشود و آن عبارت است از قرار نداشتن اشيا و امور در جايگاه خودشان.
واژه جور نيز كه در روايت نبوى آمده است، به معناى از مسير و راه خارج شدن و منحرف گشتن است و بيانى ديگر از واژه ظلم است. بر اين اساس بايد به اين نكته توجّه كنيم كه روايت مشهور ياد شده، معنايى بس عميقتر از آنچه ما اغلب تصوّر مىكنيم، در بر دارد.
آكندگى عالم از ظلم و جور؛ يعنى آنكه در آخرالزّمان هيچ عرصهاى از عرصههاى حيات فردى و اجتماعى از تباهى، انحراف و كژى خالى نيست و به هر جا كه بنگرى نشانههاى ناراستى، اعوجاج و انحراف از حق را مىبينى و در حقيقت تباهى بر مزاج عالم غلبه كرده است و نبود توازن و تعادل مهمترين ويژگى عصر آخرالزّمان است.
اقتصاد، سياست، علم، نظام تعليم و تربيت، خانواده، شهر، مذهب، غذا، اخلاق، معمارى، ارتباطات، خواص، عوام، زنان، مردان، كودكان، جوانان و خلاصه همه عرصههاى فردى و اجتماعى در سرتاسر عالم و حيات بشرى، كم و بيش بيمار و دچار اعوجاج گشته و از مسير عدل، تعادل و توازن خارج شدهاند.
در آيه ٤١ سوره روم مىخوانيم: «ظَهَرَالْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ؛ تباهى در خشكى و دريا به خاطر اعمال و دستاوردهاى خودسرانه بشرى ظاهر و غالب شده است». اين آيه نيز بيانى ديگر از آكندگى عصر آخرالزّمان از عدم تعادل و بىتوازنى است و از همين رو در دعاى عهد خطاب به خداوند مويه مىكنيم كه:
«قلت و قولك الحقّ ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت ايدى الناس فاظهر اللهم لنا وليّك؛ تو خود گفتى و سخنت حق است كه به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، پس اى خدا! ولى خود را بر ما آشكار ساز.» مرورى بر رواياتى كه نشانههاى آخرالزّمان را بيان كردهاند نيز به وضوح، بيانگر اين معناى وسيع از ظلم و جور و در واقع همان آكندگى از نبود تعادل و بىتوازنى است. بر اساس اين روايات ما شايد نتوانيم عرصهاى را پيدا كنيم كه از آسيب، انحراف و كژى در امان مانده باشد. به برخى از اين نشانهها كه برگرفته از روايات است، توجّه كنيد:
مردم، داراى آراى مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهاى نفسانى پيروى مىكنند. قرآن، كهنه شده و چيزهايى بدان مىبندند كه در آن نيست. دين، تغيير و دگرگونى پيدا كرده چنان كه آب كاسه تغيير پيدا مىكند (آفت مهلكِ خود بنيادى معرفتى و اعتقادى و قرائتهاى گوناگون از دين).
شخص، صبح مؤمن است، شب كافر مىشود (ارتدادهاى عقيدتى).
معروف منكر شود و منكر معروف. مردم حرام را مباح دانند و امور باطل را در بين خود ترويج كنند. بدعتها فاش و فتنهها