ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - آخرالزّمان، عصر نبود تعادل
ظاهر شود. اهل اخبار و حديث (علماى خالص و صادق دين) موهون شده و دوستداران آنها از نظر بيفتند- بعضى از مشاهده جدّ و جهد مؤمنى در امر دين به خدا پناه مىبرند!- مؤمن محزون و از نظر افتاده و خوار است (واژگونى ارزشها)
نماز را سبك شمرند. مساجد را مثل معابد يهود و كليسا زينت دهند. منارهها را بلند سازند. اغنياى امّت به منظور گردش و تفريح؛ طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا به حج روند. قرآن، مهجور و مساجد از هدايت تهى گردد و قرآن را با آواز و مزامير و به صورت غنا مىخوانند بدون اينكه از خداوند ترسى داشته باشند. در چنين عصرى ترانهها و ساز و آواز، آدميان را به طرب مىآورد، آنچنان كه نفسهايشان گويى در طرب مىآيد و لذّت و شيرينى قرآن خواندن از آنها گرفته مىشود. مردم، شطرنج، نرد و موسيقى را كارى پسنديده بشمارند و در مقابل، امر به معروف و نهى از منكر را عملى نكوهيده بدانند و در مكّه و مدينه كارهايى مىكنند كه خداوند دوست ندارد و كسى هم نيست كه مانع شود و هيچكس آنها را از اعمال زشت باز نمىدارد. آلات موسيقى در مكّه و مدينه آشكار است. (رسوخ انحراف در اعمال عبادى و دينى)
و فساد زياد و هدايت كم گردد و آرزوها، طولانى گردد و مردم آنچه را كه مىگويند، عمل نمىكنند. و مرده را تشييع مىكنند و كسى هم وحشت نمىكند (عبرت نمىگيرد). شنيدن تلاوت قرآن بر مردم گران و استماع سخنان باطل براى مردم آسان است. (بى پروايى معنوى)
[در روابط جنسى] مردان به مردان اكتفا مىكنند و زنان به زنان قناعت مىورزند. فحشا بسيار گردد به طورى كه كار و شغل قرار گيرد و زنا علنى گردد و فساد در همه جا آشكار است و كسى از آن جلوگيرى نمىكند و مرتكبان آن هم خود را معذور مىدانند. لهو و لعب آشكار مىگردد و كسى كه از كنار آن مىگذرد، جلوگيرى نمىكند يا كسى قادر به جلوگيرى از آن نيست. (تباهى اخلاقى و بىتعادلى در روابط جنسى)
مردان شبيه زنان و زنان شبيه مردان گردند. زنان را به مشاوره گيرند. زنان براى خود تشكيل مجلس مىدهند و جمعيّتهاى زيادى به راه مىاندازند، به گونهاى كه در آن اجتماعات مانند مردان سخنرانى مىكنند و تشكيل اين جماعات براى سرگرمى