ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - برنامه ريزى نفوذ از كودكستان تا دانشگاه
در خصوص شيوه نفوذ و نيرنگ، تكيه بر نهادينه كردن شعار «جدايى دين از سياست» يا توليد برچسب «آخوند سياسى»، براى جدا كردن روحانيون از مسائل اجتماعى، از عمده فعّاليتهاى استعمار است.
طرح تهمت و افترا عليه روحانيت انقلابى و تحريف وقايع تاريخى كه روحانيت در آن نقش داشتهاند، به حدّى مىرسيد كه عليه علماى بزرگى از آخوند خراسانى تا بروجردى و كاشانى و حتّى امام خمينى (ره)، انواع تهمتها و شايعهها را طرح و تبليغ مىكردند تا ارتباط مردم با آنان قطع گردد.
مبارزه با زبان عربى و قطع رابطه مسلمانان با اسلام
يكى ديگر از روشهاى اسلام ستيزانه استعمارگران غربى و همپيمانان صليبىشان، برنامهريزى وسيع براى حذف زبان عربى و از ميان بردن روند آموزش و يادگيرى آن در كشورهاى اسلامى است.
زبان عربى، دريچه اصلى براى شناخت معارف و علوم اسلامى و مهمتر از آن زبان قرآن و روايات است. زبان عربى، رمز دستيابى به ذخاير و معارف اسلام و دانش عظيم دانشمندان اسلامى است كه در زمينههاى گوناگون تصنيف كردهاند. به اين ترتيب كسى كه به زبان عربى تسلّط نداشته باشد، مسلّماً نخواهد توانست از منابع اصيل علوم و معارف اسلامى بهرهبردارى كند و مبارزه با زبان عربى به مفهوم قطع ارتباط مسلمانان با اسلام است. از اين رو همواره تلاش مىكنند تا ارتباط مسلمانان را با منابع اصيل اسلامى قطع نمايند و زبان عربى را كه در حقيقت زبان اسلام و قرآن و زبان بينالمللى مسلمانان و سمبل اتّحاد و وحدت نيروهاى مسلمانان است، آماج حملات خود قرار داده و آن را از امّت مسلمان جدا كنند و بدين منظور از شيوهها و ابزارهاى مختلفى استفاده كردند:
١. حذف برنامههاى آموزشى زبان عربى از برنامههاى مراكز آموزشى كشورهاى مسلمان، مانند «ايران»، «پاكستان»، «افغانستان»، «تركيه» و بسيارى از كشورهاى آفريقايى؛
٢. تحقير و تمسخر آموزش زبان عربى و با اهمّيت جلوه دادن زبانهاى لاتين و اروپايى؛
٣. برانگيختن و تحريك حسّ ملّيتگرايى افراطى در كشورهاى مسلمان، تا بدين وسيله هر ملّتى نسبت به فرهنگ بومى و نژادى خود آنچنان اهمّيتى قائل شود كه به گسستگى پيوند عقيدتى و ايمانى منجر گردد و نيروهاى مسلمان يكى از محورهاى عمده وحدت خود را، يعنى آشنايى با زبان عربى را از دست بدهند؛
٤. تهيه، تنظيم، چاپ و نشر لغتنامههاى عربى به لهجههاى گوناگون محلّى، براى تضعيف زبان عربى فصيح، تا زبان عاميانه را احيا كرده و زبان عربى فصيح را كه زبان قرآن كريم است، محو نمايند؛
٥. ترويج زبانهاى لاتين مانند فرانسوى، انگليسى، ايتاليايى، آلمانى، آمريكايى. ترويج اينگونه زبانها مىتوانست از راههاى مختلفى صورت پذيرد؛ به عنوان نمونه، ابزارهاى اقتصادى، سياسى و نيروى نظامى از مهمترين اين راههاى نفوذ است. آنها در طول سالها، زبانهاى خود را در قاره «آسيا» و «آفريقا» رواج دادند و فراگيرى زبانهاى لاتين را در مدارس و مؤسّسات آموزشى خود اجبارى و تبديل به نوعى افتخار مىكردند و آن را به عنوان يكى از برنامههاى درسى دانشآموزان و دانشجويان قرار داده و موفّقيت تحصيلى آنان را وابسته به فراگيرى آن مىدانستند. اين تنها شيوه استعمارگران انگليسى نبود؛ بلكه فرانسويان نيز زمانى كه كشورهاى اسلامى، چون «الجزاير» را تحت اشغال خود داشتند، زبان فرانسوى را به عنوان زبان رسمى تحصيل قرار داده بودند و معتقد بودند كه مدرسه، قبل از هر چيز بايد پايگاه زبان فرانسه باشد.[١]
از طرفى پس از نهادينه شدن اين مطلب كه اهمّيت فراگيرى زبان استعمارگران به عنوان زبان رسمى دنيا بسيار زياد است، آموزشگاههاى فراوانى مشغول به تدريس و آموزش اين زبان مىشوند. در طى اين آموزش، تمام نگاهها متوجّه فراگيرى و روند پيشرفت در آموزشى مىشود كه نيست.
متونى كه مورد استفاده قرار مىگيرد، در قالب دروس كوتاه به ترويج فرهنگ غرب مىپردازد، هيچگونه متن و كتاب آموزشى مناسب براى آموزش زبان انگليسى در آموزشگاههاى كشورهاى اسلامى، متناسب با فرهنگ آن كشور و فرهنگ اسلامى تنظيم نشده است يا حدّاقل رواج ندارد.
برنامهريزى نفوذ: از كودكستان تا دانشگاه
دنياى مسيحيت نيز در راستاى اهدافى كه در كشورهاى اسلامى دنبال مىكند، به بهانه ارتقاى فرهنگى كشورهاى اسلامى از طريق آموزش و پرورش، براى تخريب عقايد اسلامى و جلوگيرى از رسوخ و نهادينه شدن اين عقايد در افكار نوجوانان، همچنين تهى ساختن محتواى دينى از كتب آموزشى كشورهاى اسلامى اقدام نمود.
بنابراين از مراكز بسيار مهمّى كه بايد به آنها توجّه ويژه داشت و در جرياناتى كه پيرامون آنها رخ مىدهد، نقش مسيحيت را جستوجو كرد، مراكز آموزشى از كودكستان تا دانشگاه است. در اين ميان مدارس ابتدايى و كودكستانها نقش بسيار حسّاسى در پرورش روحيات و عواطف كودكان دارند و اصولًا شخصيّت انسان در دوران كودكى و متناسب با نوع تربيت، پىريزى شده و در نوجوانى شكل مىگيرد. با توجّه به