ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست و دو
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
سهم امام چقدر است؟
٤ ص
(٤)
از ميان خبرها
٨ ص
(٥)
اوّلين تأثير خيزش هاى مردم مسلمان در آمريكا
٨ ص
(٦)
علماى ارشد عربستان تظاهرات حرام است
٨ ص
(٧)
مبارك به صهيونيست ها پناه برد
٨ ص
(٨)
عوامل اسرائيلى براى نجات قذافى وارد ليبى شدند
٨ ص
(٩)
از هرى پاتر تا تأسيس آكادمى سحر و جادو
٩ ص
(١٠)
سرو مشروبات الكلى رايگان هديه ويژه تورهاى نوروزى
٩ ص
(١١)
فعّاليت 10 جريان كلان ضدّ دينى در كشور
٩ ص
(١٢)
انتشار مؤلّفه هاى اسلام هراسى در انگليس
٩ ص
(١٣)
گزارش تصويرى
١٠ ص
(١٤)
صداى پاى بهار
١٢ ص
(١٥)
محبّت به امام
١٥ ص
(١٦)
بيزارى جستن از دشمنان امام
١٥ ص
(١٧)
مهمان ماه
١٦ ص
(١٨)
باز جمعه اى گذشت
١٧ ص
(١٩)
ظهور
١٧ ص
(٢٠)
آمدنِ تو
١٧ ص
(٢١)
سال تحويل
١٧ ص
(٢٢)
روز نخستين
١٨ ص
(٢٣)
سيره امام مهدى (ع) در سخن حضرت على بن الحسين (ع)
١٩ ص
(٢٤)
مهدويّت مظلوم
٢٠ ص
(٢٥)
تبليغات غرب، عليه مهدويّت
٢٠ ص
(٢٦)
جوانان و مهدويّت
٢١ ص
(٢٧)
يك استدلال منطقى
٢٣ ص
(٢٨)
سوره اى براى مردم آخرالزّمان
٢٥ ص
(٢٩)
خضر نبى در خدمت امام زمان (ع)
٢٦ ص
(٣٠)
سرآغاز
٢٦ ص
(٣١)
خضر (ع) و موسى (ع)
٢٦ ص
(٣٢)
خضر (ع)، در خدمت ائمه اطهار (ع)
٢٩ ص
(٣٣)
خضر و امام زمان (ع)
٢٩ ص
(٣٤)
آخرالزّمان، عصر نبود تعادل
٣٠ ص
(٣٥)
آخرالزّمان، از زبان پيامبر (ص)
٣٣ ص
(٣٦)
روزگارى كه دينتان پول، قبله گاهتان زنان و كاسبانتان رباخوار مى شوند
٣٣ ص
(٣٧)
شخصيّت هاى بزرگ، حيله گر خوانده مى شوند
٣٣ ص
(٣٨)
اگر در جمع آنها باشى به تو دروغ گويند
٣٣ ص
(٣٩)
شكم هاشان خدايان آنها و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دينشان
٣٣ ص
(٤٠)
آن چنان به قوانين اسلامى بى اعتنا شوند كه
٣٤ ص
(٤١)
هنگامى كه معيشت جز با گناه تأمين نگردد
٣٤ ص
(٤٢)
هنگامى كه معيشت جز با گناه تأمين نگردد
٣٤ ص
(٤٣)
در آخرالزّمان فريب كارانى بيايند كه حديث هايى
٣٥ ص
(٤٤)
نو و روايت هايى جديد از دين بر شما بخوانند
٣٥ ص
(٤٥)
بر شما باد كه همچون باديه نشينان و زنان ديندارى كنيد
٣٥ ص
(٤٦)
آسيب هاى خانوادگى در آخرالزّمان
٣٦ ص
(٤٧)
نابه سامانى عاطفى در روابط خانوادگى
٣٦ ص
(٤٨)
شهوت گرايى و لذّت جويى
٣٦ ص
(٤٩)
بى غيرتى خانوادگى
٣٧ ص
(٥٠)
زن پرستى
٣٧ ص
(٥١)
مانع تراشى در تربيت دينى فرزندان
٣٧ ص
(٥٢)
آشناگريزى و همسايه آزارى
٣٧ ص
(٥٣)
حرام خورى و آلودگى هاى اقتصادى
٣٧ ص
(٥٤)
زنان در آخرالزّمان
٣٨ ص
(٥٥)
وضعيّت اقتصادى زنان درآخرالزّمان
٣٩ ص
(٥٦)
وضعيّت اجتماعى زنان در آخرالزّمان
٣٩ ص
(٥٧)
پدران نان آور!
٤٠ ص
(٥٨)
حلال ترين حرام خدا
٤٢ ص
(٥٩)
دنياى قشنگ نو
٤٦ ص
(٦٠)
اسلام و بحران عصر ما
٥٠ ص
(٦١)
اشاره
٥١ ص
(٦٢)
تحريف تاريخ اسلام و تمدّن مسلمانان
٥١ ص
(٦٣)
تحريف مفاهيم و ارزش هاى اسلامى
٥١ ص
(٦٤)
تلاش براى حذف يا تخريب علماى اسلام
٥١ ص
(٦٥)
مبارزه با زبان عربى و قطع رابطه مسلمانان با اسلام
٥٢ ص
(٦٦)
برنامه ريزى نفوذ از كودكستان تا دانشگاه
٥٢ ص
(٦٧)
دخترفداكار
٥٤ ص
(٦٨)
لقمه حلال و حرام
٥٥ ص
(٦٩)
جهان بى هنر
٥٦ ص
(٧٠)
نگاهى به مصرف گرايى لجام گسيخته در جهان امروز
٥٦ ص
(٧١)
يك واقعه شگفت!
٦١ ص
(٧٢)
جاهليّت مدرن در رويارويى با امام زمان (ع)
٦٢ ص
(٧٣)
انگليس، داراى باالترين آمار سقط جنين
٦٢ ص
(٧٤)
آدم خوارى
٦٣ ص
(٧٥)
رواج آرايش هاى افراطگونه در جامعه ايران
٦٣ ص
(٧٦)
استفاده مردان از لوازم آرايشى ؟
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - دنياى قشنگ نو

هزار و ٢٥٧ مورد، «فرانسه» با ١٣٤ هزار و ٤٧٧ مورد و «اسپانيا» با ١٢٥ هزار و ١٢١ مورد طلاق، بيشترين آمار طلاق را در اروپا داشته‌اند و ديگر مادر و پدرى نيست كه در اين ميان به آينده فرزند خود بينديشد؛ بلكه آنچه براى آنان مهم است، خودشان هستند نه ديگران. به اين ترتيب آنچه باقى مى‌ماند، خانواده‌هاى تك والدى است كه والدين آنها در بزرگترين حادثه زندگى دچار شكست شده‌اند و قطعاً نمى‌توانند كاركردهاى مناسب خود را داشته باشند.

در اين ميان زنان بيشترين آسيب‌ها را مى‌بينند؛ زيرا كه از مكان امن خانواده محروم شده و بر خلاف طبيعت ظريف و حسّاسشان از يك سو مجبور به كارهاى سخت، خشن و طاقت‌فرسا در بيرون از خانه‌اند و از ديگر سو بايد به خاطر آزادى بى حدّ و حصر مسائل جنسى در كشورشان يا به سقط جنين بپردازند يا از فرزندى كه ناخواسته بر دامنشان گذارده شده، نگهدارى كنند و كسانى كه ظاهراً بيش از همه سود برده و خود را از قيد و بند و تعهّدها رها كرده‌اند، مردان هستند كه هم ارضاى تمايلاتشان را محدود به خانه نمى‌كنند و هم تعهّدى به تأمين معاش همسر و فرزندان خود ندارند و اين در حالى است كه سختى‌ها و مشكلات پرورش فرزند را هم متحمّل نمى‌شوند و از طرفى ديگر، بسيارى از كارهاى سخت جامعه خود را بر دوش زن‌ها گذاشته‌اند. آيا اين همان چيزى است كه فمينيست‌هاى افراطى دنبال آن بودند؟

در كشورهاى صنعتى، ديگر كسى به فكر اين اساسى‌ترين نهاد جامعه نيست؛ بلكه همه درصدد پيشرفت علم، صنعت و تكنولوژى‌اند؛ حتّى اگر اين به ظاهر پيشرفت‌ها منجر به از هم پاشيدگى كامل نهاد خانواده گردد.

به طور مسلّم اين واقعيّت را هم بايد بپذيريم كه شعار تساوى حقوق و برابرى مردان و زنان، نتيجه‌اى بهتر از اين نخواهد داشت. وقتى ما بخواهيم بزرگترين واقعيّت طبيعت، يعنى جنسيّت را ناديده بگيريم، مى‌بايد يكى را فداى ديگرى كنيم. آنچه در ابتداى تولّد هر نوزادى او را از نوزادى ديگر متمايز مى‌كند، جنسيّت اوست، حال چطور است كه ما تفاوت‌هاى ديگرى را كه فرع بر اين تفاوت است، مى‌پذيريم و به آن احترام مى‌گذاريم؛ امّا منكر تفاوتى مى‌شويم كه جهان خلقت بر پايه آن بنا شده است. چطور ممكن است دو موجودى كه نه فيزيك مشابهى دارند و نه روحيات يكسان و نه توانايى‌هايشان مثل هم است، داراى حقوق مساوى با هم باشند و آنها را برابر با هم تلقّى كنيم. به عقيده شما اين به يك لطيفه بيشتر شبيه نيست؟ امرى كه منشأ همه معضلاتى است كه غرب با آن دست و پنجه‌