ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - يك استدلال منطقى
مىگويم: خوب فكركن! مدّتى ساكت مىشود و ...
\*\*\*
درميدان ميوه وتره بار، خانمى در حال خريد ميوه است. پس از خريد، خودم را معرفى مىكنم و مىگويم اگر مايليد ضمن معرفى خود، بفرماييد كه امام زمان (ع) در زندگى شما چه نقشى دارد؟
مىگويد: شقايق نادرى هستم و من چندين بار به آقا متوسّل شدهام و مشكلم حل شده است. از او بيشتر توضيح مىخواهم مىگويد: واقعاً آقا، مشكلگشا است. من نمىتوانم شرح مشكلاتم را بگويم. فقط همين را بگويم كه هر وقت مشكلى داشتهام كه هيچ كس نتوانسته است، آن را حل كند و واقعاً از همه كس نااميد شدهام و خالصانه دست به دامن آقا شدهام مشكلم حل شده است. فداى اسم آقا! قربان محبّت امام زمانم بروم ...
قطرههاى اشك به او اجازه سخن بيشتر را نمىدهد.
\*\*\*
وارد دانشگاه كه مىشوم، خاطرات دوران دانشجويىام زنده مىشود ...
به خودم كه مىآيم روبهروى دكترسودمند هستم. ايشان درباره نقش امام زمان (ع) در زندگىاش مىگويد:
اصولًا من در هنگام گرفتارى به سراغ امام زمان مىروم!
البتّه تا به حال چندين بار به مسجد جمكران رفتهام و اعمالى را انجام دادهام ... امّا خوب ايشان مراد و مقتداى من هستند و من در مراحل مختلف زندگىام سعى كردهام كه رضايت آقا را جلب كنم. با عمل به تكليف با احسان و نيكوكارى، با خودسازى و مراقبه و محاسبه، چون طبق آيه قرآن و روايات، اعمال ما به امام زمان عرضه مى شود، من نمىخواهم تا حدّ امكان، طورى عمل كنم كه وقتى آقا به نامه عملم نگاه مىكند، ناراحت شود.
\*\*\*
در حين برگشت به اداره، به راننده تاكسى كه با او مىآيم، مىگويم: حال پاسخ دادن به يك سؤال را دارى؟ نگاه عاقل اندر سفيهى مى كند و آهى مى كشد: چه سؤالى؟
نمىدانم چرا؟ ولى احساس مىكنم كه از سؤالم صرفنظر كنم ... در همين فكر هستم كه دوباره مىپرسد: نگفتيد.
مىگويم: مثل اينكه خسته هستيد ... بگذريم ...
قيافهاى جدّى مىگيرد و مىگويد: خواهش مىكنم آقا، بفرماييد ...
مىگويم: لطفاً با دقّت به سؤالم پاسخ دهيد. امام زمان (ع) در زندگى شما چه نقشى دارد؟
اخمهاى چهرهاش از هم گشوده مىشود و مىگويد: خدمت حضرت آقا كه عرض كنم من يك فرزند دارم، او را هم از لطف آقا دارم.
مىگويم: بيشتر توضيح بده. مىگويد: من ١٤ سال بچّهدار نمىشدم. به خيلى از دكترها مراجعه كرديم؛ ولى فايدهاى نداشت. يكى از دوستانم به من پيشنهاد كرد كه اگر متوسّل به امام زمان (عج) شوى، نتيجه خواهى گرفت ... خلاصه الآن پسرم طلبه است. مهدى را مىگويم من هرشب چهارشنبه به جمكران مىروم ... اگر مسافرى بيا امشب با هم برويم؟!
يك استدلال منطقى
دنياى امروز، دنياى انديشه و منطق و استدلال است. جوان امروز، ترجيح مىدهد حقايق دينى را هم از طريق منطق و استدلال دريابد. اينجاست كه بيگانگان، بيشتر بهره را براى منحرف كردن ذهن جوانان از حقايق دينى مىبرند. آنها با زيرسؤال بردن اين حقايق، جوان را در برابر پرسشهايى قرار مىدهند كه ذهن نوپاى او، قادر به استدلال براى آنها نيست و همين امر باعث مىشود كه گاه اعتقادات او در پارهاى مسائل دينى كمرنگ جلوه كند. يكى از پرسشهايى كه مدّتهاست معاندان اسلام، در باب مهدويّت پيش روى جوانان قرار مىدهند، اين است كه با وجود قدرتهاى عظيم نظامى در جهان كه مجهّز به عالىترين تكنولوژى تسليحاتى هستند، امام عصر (عج) چگونه خواهد توانست، به عنوان يك نيروى نوپا، بر اين قدرتهاى عظيم غلبه كند و تمام جهان را زير سيطره حكومت خويش قرار دهد؟ اين پرسشى كاملًا انحرافى است. پرسشى كه چونان ساير مسائلى كه معاندان اسلام مطرح مىكنند، پاسخ آن هزار