ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - نگاهى به مصرف گرايى لجام گسيخته در جهان امروز
شده است و از اين مقدار ٨٥ درصد در كشورهاى پيشرفته بوده است. اگر اين نرخ افزايش ادامه يابد، بر اساس برآوردهايى كه شده است، تا سال ٢٠٠٠ م.، مقدار ١٧ ميليارد تن از آن مصرف خواهد شد و فقط ٨٨ ميليارد تن ديگر باقى مىماند. اين محاسبه نشان مىدهد كه كانههاى آهن در اواسط قرن بيست و يكم به كلّى تمام خواهند شد.[١]
رنه دومن در كتاب «خيال پردازى يا نابودى» مىنويسد: تفاوت ميان سوختها و موادّ معدنى ما كه از درون قشر خاكى كره زمين بيرون كشيده مىشوند با توليدات كشاورزى و دريايى و جنگلى در اين است كه گروه دوم به مدد نيروى بيكران خورشيد، هر سال تجديد مىشوند. اگر فرض كنيم كه منابع معدنى قابل استفاده پنج بار بيش از آن باشد كه تاكنون شناخته شده و همچنان اگر فرض كنيم كه مصرف جهانى با همين نرخ سالهاى اخير افزايش يابد، بايد بدانيم كه همه ذخيره طلاى ما پس از ٢٩ سال پايان مىگيرد. در ضمن مصرف صنعتى اين فلز را نبايد از ياد ببريم، مصرفى كه لنين آن را دست كم گرفته بود؛ زيرا مىخواست همه مستراحها را از طلا مفروش سازد و به همين سان ما ٤١ سال ديگر جيوه، ٤٢١ سال نقره، ٤٨ سال مس، ٤٩ سال گاز طبيعى، ٥٠ سال نفت و روى، ٥٥ سال آلومينيوم، ٦١ سال قلع، ٦٤ سال سرب و غيره خواهيم داشت. تنها زغال (١٥٠ سال)، آهن (١٧٣ سال) و كوبالت و كُرم مىتوانند از يك سده تجاوز كنند، امّا هرگز به دو سده نمىرسند ... در پيشبينىهاى سازمان خوار و بار كشاورزى، اگر در سال ١٩٦٧ م. آبيارى با ١٤٠٠ ميليارد متر مكعب ٧٠% آب مصرفى جهان را جذب مىكند در سال ٢٠٠٠ م. كه مصرف دو برابر خواهد شد تنها ٥١% را خواهد گرفت؛ زيرا شهرها، صنايع و معادن مصرفشان را با سرعت بيشترى افزايش مىدهند. با آهنگ كنونى پيش از سال ٢٠٥٠ م. بشر دچار كمبود آب خواهد شد، ولو اينكه از اسراف و تبذيرهايى كه گاه در زمينه آبيارى فوق العادّه زياد است، جلوگيرى شود.
در كتاب ارزشمند «كوچك زيباست» نوشته شوماخر، جدولى ذكر شده كه نشان دهنده درصد مصرف ايالات متّحده به كلّ مصرف جهان است. طبق اين جدول آمريكا ٤٢% كوبالت، ٦٣% گاز طبيعى، ٣١% گروه پلاتين، ٣٣% مس، ٤٠% موليبدنيوم، ٣٣% نفت و ٣٨% نيكل جهان را مصرف مىكند و تنها در يك يا دو قلم فوق توليد ايالات متّحده خودكفايى دارد. ٦ نتيجهاى كه در پايان اين جدول ذكر شده، بسيار دردآور است: با توجّه به ميزان مصرف كنونى منابع و افزايش پيشبينى شده نرخهاى مصرفى در آينده، اكثريت بزرگ منابع مهم و تجديد ناشدنى جهان، حدّاكثر تا ١٠٠ سال آينده دوام خواهد داشت.
شوماخر مىپرسد: يك نظام صنعتى كه چهل درصد از منابع اصلى جهان را براى تأمين نيازمندىهاى جمعيتى كمتر از شش درصد جمعيت جهان مصرف مىكند، تنها در صورتى مىتواند كارآمد خوانده شود كه در زمينه تأمين سعادت، رفاه، فرهنگ، صلح و آرامش و هماهنگى به توفيقهاى عظيمى نايل آمده باشد. تصوّر نمىكنم تأكيد بر اين واقعيت ضرورى باشد كه نظام آمريكايى از نيل به چنين توفيقهايى ناتوان بوده است.
شكّى نيست كه با توجّه به محدوديت منابع، ادامه توسعه صنعتى و اقتصادى قطب استكبارى جهان تنها در صورتى ممكن است كه آن نيمه ديگر جهان در فقر و گرسنگى مطلق زندگى كنند و به قول شوماخر، با يك ملاحظه ساده درمىيابيم كه رشد نامحدود مادّى در يك جهان محدود، امرى محال است. بحث تفصيلى در اطراف اين مهم را به مباحث مربوط به فقر و عدالت اجتماعى و مسئله گرسنگى وا مىگذاريم.
شواهد و مصاديقى كه ذكر شد تنها به ميزان مصرف انرژى و موادّ معدنى اختصاص داشت، حال آنكه مطلب به همين جا ختم نمىشود. روژه گارودى در كتاب «هشدار به زندگان» نمونههاى ديگرى از اعماق فاجعه را ذكر كرده است: در مورد اسراف و تبذير و ريخت و پاش موادّ غذايى، تنها ذكر دو نمونه كافى است، دو نمونهاى كه بسيار هم سر و صدا به راه انداخته است: در سال ١٩٧٤ م. مجتمع اقتصادى اروپا(CEE) دويست و بيست و پنج ميليون فرانك فقط خرج از ميان بردن ميوهها و سبزىهايى كرد كه بيم آن مىرفت بهاى ميوه و سبزى را در بازار پايين بياورد! در فرانسه در همان سال و به همين دليل (چه دليلى!) براى حفظ به اصطلاح بازار دويست و پنجاه هزار تُن سيبزمينى را از بين بردند! در ايالات متّحده آمريكا، تهيه كنندگان شير، ده ميليون تن «لاكتوسروم» يا شير رقيق را (گويا سالانه) دور مىريزند و حال آنكه مادّه «پروتئينى» موجود در اين شير، اگر خشك شود، مىتواند هشت ميليون نفر را تغذيه كند. در فرانسه، يك كارخانه پنيرسازى معمولى، هر روز حدود دويست تُن از اين مادّه را دور مىريزد در صورتى كه اگر خشكانده شود، دوازده تُن مادّه مغذّى از آن به دست مىآيد.[٢]
حجم پولى كه سالانه توسط گروههاى تبهكار در سطح جهان به گردش درمىآيد، معادل توليد ناخالص داخلى انگليس است كه نيمى از اين مبلغ به عنوان رشوه دريافت مىشود.